دستهایشان پر از پینه است. هر دو هفته بايد مثل ناخنگرفتن با ناخنگیر پینهها را از پوستشان جدا کنند تا بتوانند باز ببافند.
هاجر در پایان حرفهایش دستهای پینه بسته اش را نشان میدهد و میگوید: برای شروع قالی باید حس و حال خاصی داشته باشی؛ اگر ناراحت باشی نمیتوانی ببافی؛ کارت گره میخورد.
کارگران قالیباف، که اغلب زن و کودک هستند زندگی سختی دارند. صبح تا شب پشت دار نشستن و گره زدن، شانه زدن، قیچی کردن در میان گرد و غبار و پشم و الیاف، روز آنها را به شب مي رساند.
آنها از وقتی دست چپ و راستشان را میشناسند شروع به قالیبافی میکنند. چرخ بزرگترین و مهمترین صنایع دستی ایران است به دست زنان قالیباف میچرخد، اما جز «بخور و نمیر» چیزی نصيبشان نمي شود. هنر دستشان را همه میبینند و میستایند و به گرانترین قیمتها داد و ستد میکنند، اما کسی خودشان را نمیبیند. آنها در پشت دار قالی محبوس شدهاند و با درد ها و بيماري هاي ناشي از اين شغل سخت رنج مي برند.
قالیبافی هنری ظریف است و به نور زیاد نیاز دارد، اما بیشتر کارگاههای قالیبافی کمنور هستند. كه باعث سردرد، سرگیجه، ضعف بینایی و خستگی آنها مي شود.
خم شدن دائم روی دار قالی و نشستنهای غیراصولی بلندمدت، شکل ستون فقرات آنها را تغییر میدهد و دچار کمردردهای مزمن میشوند.
ورم مفاصل بر اثر گرفتن مداوم تارها با انگشتان دست، تغییر شکل و کج شدن استخوانهای زانو، ورم مفاصل پا و تنگ شدن لگن خاصره از بيماري هاي عمومي آنها است. حتي بسياري از اين زنان دچار اشکال در زایمان و حتی مردهزایی و سقط جنین میشود.
آسم و سیاهزخم به دلیل تماس مداوم کارگران قالیباف با پشم آلوده نيز از بيماري هاي رايج اي قشر است. آنها بايد تا آخر عمر همين شرايط را تحمل كنند چرا كه تحت حاكميت آخوندي حامي اي برايشان پيدا نخواهد شد.


















