زنان و جوانان ایران قربانیان منفعل سرکوب نیستند، بلکه رهبران و معماران اصلی تغییرند
در ایران، ۱۲ اوت (۲۱ مرداد)، روز جهانی جوانان، یادآور حضور فعال و بیباک نسلی است که پرچم مبارزه برای آزادی و برابری را در مقابل یکی از سرکوبگرترین رژیمهای استبدادی به دوش میکشد.
در پیشاپیش این نبردی که برای حق زیستن و آزادی در جریان است، دختران و زنان جوان ایرانی ایستادهاند. آنان صرفاً خواهان اصلاحات جزئی یا تغییرات خرد رفتاری نیستند؛ بلکه در مواجهه مستقیم با قوانین زنستیز و دیوارهای امنیتی، اراده خود را برای گسست از استبداد به نمایش گذاشتهاند. این شجاعت، ریشه در یک سنت تاریخی دارد؛ همزمان با سالگرد قتلعام تابستان ۱۳۶۷ و سربدار شدن ۳۰ هزار زندانی سیاسی که بخش قابل توجهی از آنان زنان و دختران جوان آرمانخواهی بودند که برای آزادی پا به میدان گذاشتند، نسل امروز دختران نشان داده است که پرچم آن شجاعت و ایستادگی تاریخی همچنان در دستان آنان در اهتزاز است.
از کف خیابان تا صحن دانشگاه؛ جلوداران قیام دیماه ۱۴۰۴
بررسی فاکتهای میدانی گواهی میدهد که حضور دختران و زنان جوان در صف اول اعتراضات، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه جریان پیشران جنبش است. در جریان قیام سراسری دیماه ۱۴۰۴، زنان شجاع ایران و بهویژه دختران جوان، حضوری پررنگ، صریح و تعیینکننده داشتند. آنان از جلوداری در تظاهرات خیابانی و هدایت شعارها تا سازماندهی اعتراضات شبانه و حضور در صحنههای تشییع، نقش رهبری میدانی را برعهده گرفتند.
شبکه کانونهای شورشی و دختران جوان با انتقال پیامها و پیوند زدن اعتراضات محلی به موج سراسری، ترس را در هم شکسته و هزینه سرکوب را برای حاکمیت بالا بردند. یکی از شاهدان عینی از خیابان انقلاب تهران روایت میکند:
«دخترانمان نمیدانید دارند چه میکنند؛ خیابانها را همه دختران میبندند و میلههای خیابان را کندهاند…»
از شیراز نیز گزارشهای مشابهی از جلوداری دخترانی ثبت شد که با روحیه تهاجمی و شعار «مرگ بر دیکتاتور» در خط مقدم تظاهرات پیش میرفتند و مردم را به ماندن در خیابان دعوت میکردند.
به دلیل همین نقش کلیدی و پیشتازی در محیطهای آموزشی، خوابگاههای دختران دانشجو از نخستین نقاطی بودند که مورد یورش وحشیانه مأموران امنیتی و لباسشخصی قرار گرفتند تا این شریان آگاهی و اعتراض سرکوب شود. ابعاد این سرکوب بر اساس اعلام شورای ملی مقاومت ایران، به بازداشت بیش از ۵۰ هزار نفر تنها از ۷ تا ۲۴ دیماه ۱۴۰۴ انجامید که بخش قابلتوجهی از آنان زنان، جوانان و دانشجویانی هستند که تحت ناپدیدسازی قهری و شکنجه قرار گرفتند.

اما هراس دستگاه قضایی از این جلوداری، خود را در صدور سنگینترین احکام نشان داد. پروندههای معترضان بازداشتشده در دیماه ۱۴۰۴ گواهی بر این انتقامگیری سیستماتیک است:
- مهناز چاردولی، از بازداشتشدگان قیام دیماه ۱۴۰۴ به اعدام و ۱۰ سال حبس محکوم شد.
- بیتا همتی، از معترضان دیماه ۱۴۰۴، پس از ماهها بازجویی و فشار، به اعدام و مصادره اموال محکوم گردید.
- مریم هداوند، یکی دیگر از بازداشتشدگان قیام دیماه، با حکمی مشابه در زندان اوین زیر سایه اعدام قرار گرفت.
- محبوبه شعبانی، در مشهد، تنها به اتهام امدادرسانی و انتقال معترضان مجروح به مراکز درمانی، با اتهام سنگین «محاربه» و خطر اعدام در زندان وکیلآباد روبهرو شد.
این نمونهها و پروندهسازیها اثبات میکند که رژیم زن ستیز ملایان، زنان جوان را بزرگترین تهدید موجودیت خود میداند؛ نسلی که با آگاهی کامل از تمام این خطرات، شجاعانه خیابان و صحن دانشگاه را به سنگر پایداری تبدیل کرده است.
شکستن ماشین سرکوب؛ تبدیل شکنجه و احکام سنگین به انگیزه پایداری
پاسخ رژیم به این حجم از شجاعت و پاکباختگی، اعمال عریانترین اشکال سرکوب بود. ماشین سرکوب با تمام قوا وارد میدان شد: شلیک مستقیم گلولههای جنگی، بازداشتهای گسترده، شکنجههای طاقتفرسا در بازداشتگاهها، و صدور سنگینترین احکام قضایی جهت ایجاد ارعاب.
پس از قیام دیماه، رژیم بار دیگر از فضای تنش و بحران جنگی تحمیلشده بر کشور به عنوان پوششی برای تشدید سرکوب داخلی بهرهبرداری کرد. در شرایطی که توجه افکار عمومی معطوف به تحولات منطقهای بود و در سایه قطعی اینترنت، دستگاههای امنیتی با تشدید فضای پلیسی و کنترلهای خیابانی، زیست روزمره زنان و جوانان را تحت فشار فزاینده قرار دادند. دستگاه قضایی نیز با طرح اتهاماتی نظیر «همکاری با دشمن»، «محاربه» یا «تبلیغ علیه نظام»، بازداشتهای گسترده زنان و جوانان را تحت عنوان «امنیت ملی» توجیه کرد تا فضای رعب و وحشت ایجاد کند و از شکلگیری قیامهای مجدد جلوگیری کند.
نمونه بارز این سرکوب سیستماتیک، پرونده ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی ۲۵ساله است که پس از ماهها انفرادی و شکنجههای شدید، در تیرماه ۱۴۰۵ با حکم اعدام مواجه شد. علاوه بر این، دستگاه قضایی برای شکستن مقاومت زندانیانی که محکومیتشان رو به پایان است، الگوی «گشایش پروندههای جدید و تمدید احکام حبس» را پیش گرفته است؛ همانطور که در پرونده زندانی سیاسی فروغ تقیپور رخ داد و تنها به اتهام صدور یک «بیانیه تبریک به مناسبت روز دانشجو»، مجدداً با یک سال حبس اضافه مواجه گردید.

اما صدای زنان جوان حتی از پشت میلههای زندان و در برابر سایه اعدام نیز خاموش نشده است. پیام شجاعانه پریسا کمالی، زندانی سیاسی محبوس، از داخل زندان گواهی بر همین تسلیمناپذیری است:
«حکومت فاشیستی ملاها با اعدام و کشتارهای پیدرپی سعی در ایجاد رعب و وحشت برای بقای بیشتر دارد اما کور خوانده. ما از مرگ تلخ رستهایم و از خشم سرشاریم. ایمان داریم روزی میرسد که دیگر اعدام در قانون اساسی کشورمان جایی نداشته باشد… نه به اعدام، به امید آزادی و آبادی ایران.»
ابزار ارعاب کارایی خود را در برابر اراده زنان و جوانان ایران از دست دادهاند. به نحوی که این حجم از سرکوب، انفرادیهای طولانیمدت، شکنجه، سوءاستفاده از شرایط جنگی، پروندهسازیهای مداوم و تهدید به اعدام نتوانسته است اراده این نسل را در هم بشکند.
روز جهانی جوانان؛ عهدی برای آیندهای که با شجاعت ساخته میشود
روز جهانی جوانان در ۱۲ اوت، فرصتی است تا بار دیگر به جهان یادآوری کنیم که آینده ایران توسط چه کسانی در حال نوشته شدن است. زنان و جوانان ایران، در برابر ابرچالشهایی همچون قوانین تبعیضآمیز، فقر، بیکاری، محرومیتهای ساختاری و خطر دائمی بازداشت و اعدام ایستادهاند، اما هرگز نقش «قربانی منفعل» را نپذیرفتهاند.
واقعیت عریان امروز این است که زنان و جوانان ایران رهبران و معماران اصلی تغییرند.آنان ایستادهاند تا نشان دهند که ۱۲ اوت در ایران، روز تجدید عهد با خونهای پاکریختهشده -از تابستان ۶۷ تا دیماه ۴۰۴– و روز تاکید بر این حقیقت است که هیچ قدرتی قادر نیست نسلی را که به آگاهی و شجاعت دست یافته، به عقب بازگرداند.
زنان و جوانان ایرانی با پرداخت سنگینترین هزینهها، قوانین قرونوسطایی را در کف خیابان به چالش کشیدهاند و الگویی جهانی از عاملیت، جسارت و پایداری خلق کردهاند. آنان ثابت کردهاند که ایران فردا مبتنی بر آزادی، برابری جنسیتی، دادخواهی و جدایی دین از حکومت خواهد بود؛ چرا که این آینده حاصل خون و رنج نسلی است که برای به دست آوردنش، از هیچ مانعی نهراسیده است.

نسلی که تاریخ را بازنویسی کرد
روز جهانی جوانان، روز ادای احترام به نسلی است که در تاریکترین دوران تاریخ معاصر ایران، به مشعلدار آزادی تبدیل شد. زنان و جوانان ایران با ایستادگی در برابر گلوله، تحمل زندان و شکنجه، و نپذیرفتن زور و استبداد، نشان دادهاند که معماران واقعی فردای ایران هستند.
پیام روز جهانی جوانان از دل ایران به تمامی جهان شفاف و رساست: زنان و جوانان ایران تسلیم نشدهاند، عقب نکشیدهاند و تا سرنگونی تمام ساختارهای سرکوب و دستیابی به یک جامعه آزاد و برابر، پرچم مبارزه را بر زمین نخواهند گذاشت.




















