ندا محمدی، جوان ۲۴ سالهای که در محله پیروزی تهران زندگی میکرد، در اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ به خیابان آمد. او در شب ۱۹ دیماه، هدف شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و جان باخت.
ندا به همراه پدر و مادرش در تظاهرات شرکت کرده بود. وقتی نیروهای سرکوب به روی مردم آتش گشودند، نخستین گلوله به پای ندا اصابت کرد؛ اما او تسلیم نشد، با شالش زخم پای خود را بست، دوباره ایستاد و شعار داد. او حتی در همان شرایط به یاری دیگر مجروحان شتافت.
با این حال، دقایقی بعد، گلوله دوم بر قلبش نشست و ندا در آغوش پدرش جان سپرد.
پیکر بیجان ندا پس از ۶ روز فشار، تهدید و ممانعت نیروهای امنیتی به خانوادهاش تحویل داده شد. آنها خانواده ندا را مجبور کردند که فرزندشان را در سکوت و بدون سر وصدا به خاک بسپارند.
ندا محمدی نقاش بود و میکوشید با رنگهایش دنیایی زیباتر بسازد. یاد و نامش هرگز فراموش نخواهد شد.