مادر محمد مختاری، دانشجوی ۲۲ سالهای که در قيام 25 بهمن ۱۳۸۹ بر اثر اصابت گلوله بر پیشانیاش جان باخت، پس از ۵ سال، برای اولین بار از جزئیات و چگونگی جان باختن فرزندش، شستشو و غسل پیکرش در بهشت زهرا و وقایع بیمارستان سخن گفت.
محمد مختاری در آخرین نوشته اش در صفحه فیس بوک شخصی خود نوشته بود: خدایا ایستاده مردن را نصیبم کن که از نشسته زیستن در ذلت خستهام. عکس پروفایل او نیز فراخواني براي راهپیمایی ۲۵ بهمن بود.
زهره افجه ای میگوید كه ۵ سال سکوت کرده چون نمیتواند بپذیرد با فرزندش چه کردهاند. وي در مورد پرونده شکایت خانواده در زمينه شهادت فرزندش گفت: هیچی. همه چیز ناتمام ماند. همین طور ما را گول زدند و سرگرداندند.
وي گفت: در بیمارستان، گفتند تصادف است و مي خواهيم عملش كنيم. و قتی می خواستند ببرند بی هوش بود. بردند اتاق عمل و یک ساعته آمدند بیرون. بچه من همان اتاق عمل تمام کرده بود. اصلا فرمالیته بود.
روز تشییع جنازه بچه هایم نشستند روبروی من و گفتند محمد ما تیر خورده بود.
قبل از تشييع فقط یک لحظه خیلی سریع آمدند مرا صدا کردند و گفتند خانواده اش بیایند او را ببینند. من رفتم ديدم یک سری افراد با بی سیم ایستاده بودند رفتم بالای سرش. نگذاشتند يك كلمه حرف بزنم خیلی سریع رویش را بستند و ما را بلند کردند و فرستادند بیرون. بچه من بی دفاع بود و به ناحق کشته شد. یعنی شما به خاطر همین چند جمله با بچه من اینکار را کردید؟


















