پنج‌شنبه, اکتبر ۲۹, ۲۰۲۶
  • English
  • Français
  • فارسی
  • عربى
کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران
  • صفحه اول
  • اخبار
    • اخبار زنان
    • مقالات
    • اطلاعیه‌ها
  • انتشارات
    • بولتن ماهانه
    • اسناد
    • صفحات مرجع
  • درباره ما
    • کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت
    • برابری جنسی
  • مریم رجوی
    • مریم رجوی
    • سخنرانی های مریم رجوی
    • طرح ده ماده ای مریم رجوی در رابطه با ایران فردا
    • طرح آزادی ها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا
  • زنان پیشتاز
    • زنان در رهبری
    • شهدای راه آزادی؛ راهگشایان زن ایرانی
    • شهدای راه آزادی؛ لاله های سرخ قیام
    • قهرمانان در زنجیر
    • زنان مقاومت ایران
    • زنان تأثیرگذار
    • زنان در تاریخ
  • رویدادها
    • کنفرانس روزجهانی زن
    • سخنرانیهای روز جهانی زن
    • فعالیت ها
    • همبستگی
  • ویدئو کلیپ
  • تماس با ما
نتیجه‌ای یافت نشد
دیدن همه نتایج
کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران
  • صفحه اول
  • اخبار
    • اخبار زنان
    • مقالات
    • اطلاعیه‌ها
  • انتشارات
    • بولتن ماهانه
    • اسناد
    • صفحات مرجع
  • درباره ما
    • کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت
    • برابری جنسی
  • مریم رجوی
    • مریم رجوی
    • سخنرانی های مریم رجوی
    • طرح ده ماده ای مریم رجوی در رابطه با ایران فردا
    • طرح آزادی ها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا
  • زنان پیشتاز
    • زنان در رهبری
    • شهدای راه آزادی؛ راهگشایان زن ایرانی
    • شهدای راه آزادی؛ لاله های سرخ قیام
    • قهرمانان در زنجیر
    • زنان مقاومت ایران
    • زنان تأثیرگذار
    • زنان در تاریخ
  • رویدادها
    • کنفرانس روزجهانی زن
    • سخنرانیهای روز جهانی زن
    • فعالیت ها
    • همبستگی
  • ویدئو کلیپ
  • تماس با ما
نتیجه‌ای یافت نشد
دیدن همه نتایج
کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران
نتیجه‌ای یافت نشد
دیدن همه نتایج
صفحه اصلی قهرمانان در زنجیر
با شادی جمعی، فضای بند را تغییر دادیم – قسمت ۲۹ از خاطرات اعظم حاج‌حیدری

معصومه عضدانلو

با شادی جمعی، فضای بند را تغییر دادیم!

۲۸ اکتبر, ۲۰۲۶
در قهرمانان در زنجیر

خاطرات زندان اعظم حاج‌حیدری از کتاب بهای انسان‌بودن – قسمت بیست‌و نهم

آنچه در این مطلب می‌خوانید، ادامه خاطرات اعظم حاج حیدری است در کتاب «بهای انسان بودن». او که به مدت ۵ سال در زندان‌های مختلف رژیم خمینی تحت وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها قرار داشت، در این قسمت از خاطراتش روایتی متفاوت از مقاومت را به تصویر می‌کشد: شکستن سکوت گورستانی بند با شادی جمعی.

اینکه چگونه زنان مجاهد در زندان با وجود فشار دژخیمان و جاسوسان بند، با ابتکارهایی ساده اما کوبنده، فضای مرده بند ۲ را تغییر دادند. از راه‌اندازی بازی‌های جمعی تا استفاده از هر بهانه‌ای برای ایجاد سروصدا و همبستگی؛ از ماجرای پیدا شدن حلزون در دیگ غذا و چرخاندن آن در اتاق تا پخش چسب‌زخم‌های داخل غذا بین بندها برای به‌هم ریختن نظم تحمیلی زندانبانان.

اعظم حاج حیدری در این خاطره نشان می‌دهد که چگونه حتی در اقلیت بودن و پذیرش تنبیهات جمعی مانند بسته شدن در سلول‌ها، می‌توان با حفظ روحیه شاداب، صمیمیت عمیق بین زندانیان ایجاد کرد و توطئه دژخیمان برای زنده‌به‌گور کردن انسان‌ها را خنثی کرد. خاطره‌ای که از صدا زدن او با عنوان «دایی و خاله» توسط دختران نوجوان ۱۵-۱۶ ساله بند تا ترفندهای رذیلانه دژخیمان مانند انداختن مار و کیسه سوسک در سلول برای ایجاد ترس و وحشت را در بر می‌گیرد.

انتقال دوباره به بند عمومی

به‌تدریج سایر بازی‌های جمعی را در آنجا راه انداختیم، بیشتر دنبال بازی‌هایی بودیم که عدة هرچه بیشتری در آن بتوانند شرکت کنند و شلوغی و سروصدا راه بیندازد. حتی حل جدول را هم به صورت مسابقه تیمی کرده بودیم که با شور و هیجان زیادی همراه بود. یکی از بازی‌ها و مسابقات خنده‌داری که خیلی جزّ خائنان را در می‌آورد، مسابقه ماست‌خوری بود. ما برای این مسابقه‌ها، جایزه هم در نظر می‌گرفتیم. یکی از جایزه‌های مورد علاقه، ته‌دیگ بود که علاوه بر سهمیه، میزان بیشتری به برنده می‌دادیم.

ما از هر بهانه‌ای برای شلوغ‌کردن و به هم زدن آرامش گورستانی بند استفاده می‌کردیم. یک روز من در غذایم یک حلزون پیدا کردم، آن را کنار گذاشتم و وقتی غذای بچه‌ها تمام شد، بلند شدم و با حالت خیلی جدی گفتم: بچه‌ها توجه کنید! وقتی همه ساکت شدند، گفتم: با معذرت از این‌که غذا خورده‌اید، اما امروز این حلزون هم چاشنی غذایتان بود، اگر غذا خوشمزه‌تر از هر روز بود، علتش این حلزون بود! و بعد حلزون را به نفر کناری دادم که او هم به کنار دستی خودش رد کند.

حلزون دست‌به‌دست دور اتاق می‌گشت و بچه‌ها با همهمه و خنده و سروصدایشان بند را روی سرشان گذاشته بودند. خائنان هم که خون خونشان را می‌خورد، فقط فحش می‌دادند و خط‌ونشان می‌کشیدند.

یک روز دیگر هم که باز بچه‌های ما کارگر بودند، از دیگ غذا، چند چسب زخم درآمد. چسب‌ها را بین اتاق‌ها تقسیم کردیم و قرار گذاشتیم وجود چسب‌زخم در دیگ غذا را اعلام کنند. کارگرهای هر اتاق سر ساعت ۵ اعلام کردند که همین هم شد و سر یک ساعت بند از شلوغی و سروصدای بچه‌ها غلغله شد.

به این ترتیب فضای بند ۲ چرخید و از آن حالت مردگی و سکون در گزارش جاسوس‌ها و کتک و شلاق بازجوها یا «نقض ضوابط» در آمد. البته تنبیهات جمعی نظیر بستن در سلول‌ها به مدت چند شبانه‌روز را به دنبال داشت. اما همه قانع بودند که این بهایی است که باید برای زندگی و سرزندگی خودمان در برابر دژخیمانی که می‌خواهند ما را زنده‌به‌گور کنند بپردازیم.

ما بچه‌های تازه‌وارد هم خودمان درس جدیدی گرفتیم. چقدر خوب شد که تحت تأثیر آن جوی که در بند ۲ وجود داشت، قرار نگرفتیم. دیگر این‌که حتی اگر چند نفر و در اقلیت کامل هم باشیم، ولی آماده دادن قیمت باشیم، می‌توانیم فضا را تغییر بدهیم.

بچه‌های بند در اثر این تغییر فضا خیلی با هم صمیمی شده بودند. اجازه بدهید در این مورد نمونه‌ای را تعریف کنم که شاید کمی خنده‌دار باشد.

وقتی من دستگیر شدم، ۲۲ ساله بودم که نسبت به اکثر بچه‌های بند که دانش‌آموز و نوجوان و در سنین ۱۵، ۱۶، ۱۷ بودند، مسن و جاافتاده محسوب می‌شدم. یادم هست محبوبه یکی از بچه‌های دانش‌آموز که فقط ۱۶ سال داشت، دختر فوق‌العاده شیطان و زیبا و پرشور و شری بود که لحظه‌ای آرام و قرار نداشت. او همیشه خطاب به من می‌گفت: «دایی!» یک بار به او گفتم: محبوبه چرا به من می‌گویی دایی؟ گفت: آخر محبت‌های تو مرا یاد داییم می‌اندازد!

نرگس یکی دیگر از همین بچه‌ها هم به من می‌گفت: «خاله».

دژخیمان و خائنان از این اصطلاحات خیلی گزیده می‌شدند. چند بار وقتی به بازجویی رفتم، بازجویم حین بازجویی مرتب بالای سرم راه می‌رفت و می‌گفت: منافق پدرسوخته، توی بند چکار می‌کنی که به تو عمه و خاله و دایی می‌گویند؟

در فرهنگ کثیف خودشان آن را به هر مزخرفی ربط می‌دادند که مرا درهم بشکنند و مانع چنین صمیمیتی بشوند. اما من لذت می‌بردم که اینها حتی از صداکردن ما توسط یکدیگر نیز گزیده می‌شوند. چون چه خودشان و چه تواب‌های مزدورشان آن‌قدر منفور بودند که هیچ‌کس، حتی افراد غیرسیاسی هم که به حسب تصادف دستگیر می‌شدند، حاضر نبودند با آنها حرف بزنند.

دژخیمان از هر حربه‌ای برای آزار دادن بچه‌ها و ایجاد رعب و وحشت استفاده می‌کردند. از بچه‌های بند ۲۰۹ شنیدم که معصومه عضدانلو را بعد از هر بازجویی و شکنجه می‌بردند و تکی در یکی از سلول‌های بند ۲۰۹ می‌انداختند. او در اثر شکنجه آن‌قدر ضعیف و ناتوان شده بود که حتی نای صدا زدن نگهبان را نداشت.

یک روز در حالی که به‌شدت شکنجه شده بود، برای عذاب دادنش در سلولش را باز می‌کنند و یک مار آبی را داخل سلول می‌اندازند. مار می‌رود و کنار معصومه چمباتمه می‌زند. معصومه نگاهی به مار می‌کند و از روی رنگش که سبز بوده می‌فهمد که مار آبی است. همین‌طور که کنارش نشسته بود، مار را نوازش می‌کند و با نگاه مهربانش او را نگاه می‌کند. مار تا آخر کنار معصومه چمباتمه می‌زند و تکان نمی‌خورد.

دژخیمان به خیال این که با انداختن مار در سلول، معصومه شروع به جیغ و داد و فریاد می‌کند، پشت در سلول انتظار می‌کشیدند. اما هرقدر گوش می‌ایستند، می‌بینند خبری نشد و هیچ صدایی از سلول معصومه درنیامد. بعد از چند ساعت خسته می‌شوند و در سلول را به بهانه غذا دادن باز می‌کنند که مار خودش بیرون می‌رود و دژخیمان بور می‌شوند.

دژخیمان از کیسه پر از سوسک هم برای آزار دادن و ایجاد وحشت در مورد بچه‌های کم‌سن‌وسالی که برای بازجویی می‌بردند یا زنانی که به علل جرائم عادی دستگیر می‌شدند، استفاده می‌کردند و پای آنها را در کیسه پر از سوسک قرار می‌دادند. همچنان که با انداختن موش یا مار در سلول زنان زندانی می‌خواستند آنها را به وحشت بیندازند…

یادم هست وقتی اولین بار به بند ۷ قزل‌حصار رفتم، دیدم در همه سلول‌ها موش‌ها رژه می‌روند. موقع شام خوردن موش‌ها چنان کنار ما مانور می‌دادند که یک لحظه ترسیدم. بعد از شام وقتی به تخت طبقه سوم رفتم که کمی استراحت کنم، دیدم از بندهای بالای سرم هم که بچه‌ها برای پهن‌کردن لباس کشیده بودند، موش‌ها رژه می‌روند و بندبازی می‌کنند.

چند دقیقه‌ای به آنها خیره شدم. بعد با خنده پرسیدم: امروز برنامه سیرک است یا همیشه این‌طوری است؟ کنار دستی‌ام متوجه شد که منظورم رژه موش‌هاست. خنده‌ای کرد و گفت: هنوز دو ساعت نشده که آمده‌ای، می‌خواهی همه برنامه‌ها را بفهمی؟ کمی خودت در بند چرخ بزن و گشت‌وگذاری بکن، همه چیز را می‌فهمی.

با خودم فکر کردم که چرا حالا این موش‌ها ذهن مرا می‌گیرند؟ ولشان کن، هر کس کار خودش را می‌کند. موش‌ها بازی خودشان را می‌کنند، من هم خوابم را.

یک ساعتی استراحت کردم و با حرکت یکی از موش‌ها روی پایم از خواب بیدار شدم. بعد به دو سه تا از بچه‌ها که با هم صحبت می‌کردند گفتم: شما با این موش‌ها چکار می‌کنید که یکسره بالای سرتان رژه می‌روند؟

نگاهی به هم کردند و خندیدند و گفتند: اینجا از این چیزها هست، کم‌کم به آنها عادت می‌کنی.

یک روز در هواخوری هنگامه ایستاده و با چیزی که در دستش بود حرف می‌زد و چند تا از بچه‌ها هم دور و برش می‌خندیدند. رفتم جلو و پرسیدم: با کی داری حرف می‌زنی؟ مشتش را کمی باز کرد و یک موش را نشانم داد و گفت: با این خانم موشه!

احساس کردم که دیگر ترس و نفرتم از موش ریخت.

برای کم‌کردن روی آخوندها و مزدورانشان در جمع یاد گرفتیم که چگونه با مار یا موش‌ها کنار بیاییم و به دژخیمان نشان دهیم که این شیوه‌ها نمی‌تواند در عزم مجاهد برای مقاومت کمترین اثری بگذارد.

ادامه دارد…

اشتراک30توئیت19پین7اشتراک5بفرستاشتراک

نوشته های اخیر

با شادی جمعی، فضای بند را تغییر دادیم – قسمت ۲۹ از خاطرات اعظم حاج‌حیدری

با شادی جمعی، فضای بند را تغییر دادیم!

۲۸ اکتبر, ۲۰۲۶
ممنوعیت ورزش زنان در فضای باز؛ تبعیض و سودجویی در یک قاب

ممنوعیت ورزش زنان در فضای باز؛ تبعیض و سودجویی در یک قاب

۲۷ اکتبر, ۲۰۲۶
سقوط ایران به رتبه ۱۴۴ شکاف جنسیتی؛ اعتراف رسانه‌های حکومتی به بحران

سقوط ایران به رتبه ۱۴۴ شکاف جنسیتی؛ اعتراف رسانه‌های حکومتی به بحران

۲۵ اکتبر, ۲۰۲۶
مرضیه جلالی ۳۷ ساله در قیام دی‌ماه ۴۰۴ در اصفهان به شهادت رسید

مرضیه جلالی

۲۳ اکتبر, ۲۰۲۶
بازگشت به بند عمومی؛ وقتی زندانیان یخ سکوت را شکستند

بازگشت به بند عمومی؛ وقتی زندانیان یخ سکوت را شکستند

۲۱ اکتبر, ۲۰۲۶
محرومیت درمانی زنان زندانی و تداوم حبس با وجود بیماری‌های حاد

محرومیت درمانی زنان زندانی و تداوم حبس با وجود بیماری‌های حاد

۲۱ اکتبر, ۲۰۲۶
کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام در هفته ۱۴۳، اعتصاب زندانیان در ۶۶ زندان

کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام در هفته ۱۴۳، اعتصاب زندانیان در ۶۶ زندان

۲۰ اکتبر, ۲۰۲۶
سیر تکاملی رهبری زنان در مقاومت ایران؛ سالگرد انتخاب مریم رجوی

از یک چرخش الگویی راهبردی تا یک جنبش پیشتاز

۲۰ اکتبر, ۲۰۲۶

در باره ما

کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران

کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران، بطور گسترده ای با زنان ایران در خارج از کشور کار کرده و ارتباط ثابتی با زنان در داخل ایران دارد.
کمیسیون زنان بطور فعال با بسیاری از ارگانهای فعال حقوق زنان و سازمانهای غیر دولتی و ایرانیان خارج از کشور در ارتباط است. این کمیسیون منبع اصلی بسیاری از اطلاعات دریافت شده از داخل ایران در رابطه با زنان می باشد و در گردهمایی های کمیسیون های حقوق بشر سازمان ملل و سایر کنفرانسهای بین المللی و منطقه ای در رابطه با موضوعات زنان شرکت می کند.
شرکت در مبارزه بی امان علیه قوانین زن ستیز رژیم ایران بخشی از فعالیتهای اعضاء و همکاران این کمیسیون است.

دسته ها

  • اخبار زنان
  • اسناد
  • اطلاعیه های کمیسیون زنان
  • بولتن ماهانه
  • زنان تأثیرگذار
  • زنان در تاریخ
  • زنان مقاومت ایران
  • سخنرانی های مریم رجوی
  • سخنرانیهای روز جهانی زن
  • شهدای راه آزادی؛ راهگشایان زن ایرانی
  • شهدای راه آزادی؛ لاله های سرخ قیام
  • صفحات مرجع
  • فعالیت ها
  • قهرمانان در زنجیر
  • کنفرانس روزجهانی زن
  • مریم رجوی
  • مقالات
  • همبستگی
  • ویدئو کلیپ
  • ویدئوهای روز جهانی زن

جستجو بر اساس برچسب

اعتراضات اعدام زنان تحصیلات حجاب اجباری خشونت علیه زنان دختر بچه ها رهبری زنان زنان روستایی زنان سرپرست خانوار زندانیان زینب جلالیان شکاف جنسیتی صبا کردافشاری طرح آزادی‌ها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا فقر قتل های ناموسی مریم اکبری منفرد معلمان نسل برابر ویروس کرونا پرستار کودک همسری

حق تکثیر (کپی رایت ©) مطالب مندرج در این وب سایت در سال ۲۰۱۶ به نام کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت به ثبت رسیده است. لطفاً در صورت تمایل به باز نشر و باز پخش مطالب این وب سایت، با کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت مکاتبه کنید و لینک مقاله اصلی بر روی سایت https://wncri.org/fa را در متن اضافه کنید.

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای یافت نشد
دیدن همه نتایج
  • صفحه اول
  • اخبار
    • اخبار زنان
    • مقالات
    • اطلاعیه های کمیسیون زنان
  • انتشارات
    • بولتن ماهانه
    • اسناد
    • صفحات مرجع
  • درباره ما
    • کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران برابری زنان را ترویج می کند
    • برابری جنسی
  • مریم رجوی
    • مریم رجوی
    • سخنرانی های مریم رجوی
    • طرح ده ماده ای مریم رجوی در رابطه با ایران فردا
    • طرح آزادی ها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا
  • زنان پیشتاز
    • زنان در رهبری
    • شهدای راه آزادی؛ راهگشایان زن ایرانی
    • شهدای راه آزادی؛ لاله های سرخ قیام
    • قهرمانان در زنجیر
    • زنان مقاومت ایران
    • زنان تأثیرگذار
    • زنان در تاریخ
  • رویدادها
    • کنفرانس روزجهانی زن
    • سخنرانیهای روز جهانی زن
    • فعالیت ها
    • همبستگی
  • ویدئو کلیپ
  • تماس با ما
  • English
  • française
  • عربی

حق تکثیر (کپی رایت ©) مطالب مندرج در این وب سایت در سال ۲۰۱۶ به نام کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت به ثبت رسیده است. لطفاً در صورت تمایل به باز نشر و باز پخش مطالب این وب سایت، با کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت مکاتبه کنید و لینک مقاله اصلی بر روی سایت https://wncri.org/fa را در متن اضافه کنید.