سیر تکاملی رهبری زنان در مقاومت ایران
بازه زمانی بین ۲۶ تا ۳۰ مهر، نشاندهنده نقطه عطفی سرنوشتساز در تاریخ جنبش مقاومت ایران است که گویای تحولی استراتژیک، فرهنگی و سیاسی در مبارزه با بنیادگرایی مذهبی میباشد. در ۲۶ مهر ۱۳۶۸، خانم مریم رجوی به عنوان مسئول اول، سکان رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران را بر عهده گرفت.
چهار سال بعد، در ۶ شهریور ۱۳۷۲، شورای ملی مقاومت ایران او را به عنوان رئیسجمهور برگزیده برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران انتخاب کرد؛ تصمیمی که بهطور رسمی در ۳۰ مهر ۱۳۷۲ اعلام عمومی گردید.
این سلسله رویدادها، مسیری تاریخی و بیسابقه را پایهگذاری کرد که موانع سنتی تبعیض جنسیتی را در هم شکست و زنان را در خط مقدم جنبش انقلابی علیه رژیم زنستیز آخوندی در تهران قرار داد.
به چالش کشیدن زنستیزی از طریق دگرگونی ساختاری
به عهده گرفتن رهبری سازمان مجاهدین توسط مریم رجوی در مهر ۱۳۶۸، چالشی مستقیم در برابر ایدئولوژی بنیادگرایانه آخوندهای حاکم بود. این تصمیم که بر دوش دههها فداکاری دهها هزار زن قهرمان که شکنجه و اعدام را هم در دوران دیکتاتوری شاه و هم زیر یوغ رژیم آخوندی تاب آورده بودند بنا شده بود، استراتژی قاطعی را برای شکوفاسازی استعدادهای بالقوه زنان به عنوان نیروی محرکه اصلی تغییرات دموکراتیک رقم زد.
برای دستیابی به برابری واقعی، مریم رجوی تغییرات بنیادینی را در سراسر این جنبش نهادینه ساخت:
- تغییر و تحول ساختاری: ایجاد فرصتهای برابر برای زنان در تمامی عرصههای فرماندهی سیاسی، سازمانی و عملیاتی که پیشتر منحصراً در تسخیر مردان بود.
- تحول فرهنگی و ایدئولوژیک: به چالش کشیدن دستهبندیهای جنسیتی و بینشی که زنان را عناصری «ضعیفه» و بدور از جایگاه واقعی شان ارزیابی میکرد.
- رهایی مردان: پرورش نسلی نو از مردان در درون جنبش که آگاهانه هژمونی پدرسالارانه را مردود شمرده، هژمونی و رهبری زنان را پذیرا شدند و روابطی مبتنی بر برابری واقعی انسانی و احترام متقابل را بنا نهادند.
این تحول اثبات کرد که مقابله با یک دیکتاتوری مذهبی که شالودهاش بر زنستیزی بنا شده، مستلزم نیرویی پیشتاز است که تبعیض جنسیتی را هم در عمل و هم در ایدئولوژی کاملاً طرد کند. نکته حائز اهمیت این که ظهور رهبری زنان، به پیدایش نسلی از مردانی انجامید که از دیدگاههای پدرسالارانه رها شده و فضایی از برادری و برابری حقیقی و مسئولیتپذیری مشترک را خلق کردند.
هژمونی شورای رهبری متشکل از زنان
با اعلام رسمی انتخاب مریم رجوی به عنوان رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۷۲، او مسئولیتهای سازمانی خود در سازمان مجاهدین را به یک شورای رهبری متشکل از ۲۴ زن شایسته واگذار کرد. این جابجایی ساختاری گواهی داد که رهبری زنان صرفاً یک تعدیل مدیریتی یا الحاق به ساختارهای قدرت مردانه نیست، بلکه تحولی کیفی در ماهیت خود قدرت است.
در درون شورای ملی مقاومت، زنان بیش از ۵۰ درصد کرسیها را به دست آوردند و عهدهدار مناصب رهبری در عرصههای دیپلماتیک، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شدند.
مریم رجوی در طول دوران مسئولیت خود، مروج قرائتی بردبارانه و دموکراتیک از اسلام بوده است که مستقیماً در تقابل و رویارویی با نسخه ارتجاعی و بنیادگرایانه رژیم از اسلام قرار دارد؛ امری که در آثار منتشرشده ایشان نظیر «زنان، نیروی تغییر» و «اسلام دموکراتیک در برابر افراطگرایی» به تفصیل آمده است. او همچنین طرح ۱۰ مادهای خود را برای یک ایران آزاد، دموکراتیک و غیرهستهای که تضمینکننده برابری جنسیتی و لغو حکم اعدام است، ارائه کرد.
پایداری در اشرف و ایجاد شورای مرکزی ۱۰۰۰ زن قهرمان
پایداری و تابآوری واقعی این الگوی رهبری در جریان ۱۴ سال مقاومت و پایداری در اشرف و لیبرتی (قرارگاههای ارتش آزادیبخش ایران در جوار خاک میهن در عراق) به آزمون گذاشته شد. در مواجهه با حملات نظامی، هجومهای زمینی، بمبارانهای موشکی و محاصرهای سرکوبگرانه رژیم آخوندی و دولت دست نشانده آنها درعراق، فرماندهان زن، با شایستگی و شجاعتی مثال زدنی، سازمان را از خلال شدیدترین مخاطرات ژئوپلیتیکی هدایت کردند.
تا سال ۱۹۹۳، این بلوغ سازمانی به تأسیس شورای مرکزی مجاهدین متشکل از ۱۰۰۰ زن پیشتاز انجامید. این شورا به عنوان یک مدل عملی ملموس از رهبری جمعی، فداکاری بیدریغ و استقامت اخلاقی عمل میکند. ۱۰۰۰ زن پیشتاز شورای مرکزی با غلبه بر تردیدهای تاریخی نسبت به خود، اصل «میتوان و باید» را سرلوحه ساختند. آنها جاهطلبیهای فردی، رقابتها و معیارهای فرهنگی شیءانگارانه را با همبستگی، خواهری و مسئولیتپذیری مشترک جایگزین نمودند.
از رهبری پیشتاز تا قیامهای سراسری
توانمندسازی سیستماتیک زنان در درون مقاومت سازمانیافته، تأثیری مستقیم بر جامعه ایران و جامعه ایرانیان خارج کشور برجا میگذارد. زنان ایران در مواجهه با سرکوب شدید اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تحت حاکمیت آخوندها، به فنری فشرده تبدیل شدهاند که آماده است برای تغییر بنیادین به جلو بجهد و بهطور فعال به کانونهای شورشی مجاهدین در سراسر کشور میپیوندند و آنها را گسترش میدهند.
این تداوم تاریخی بهطور روشنی در جریان قیامهای متوالی سراسری جلوهگر شد:
- قیام ۱۳۸۸: زنان به عنوان سازماندهندگان کلیدی در میدان ظاهر شده و اعتراضات را در کلانشهرها هدایت کردند؛ امری که ناظران بینالمللی را وادار ساخت تا حضور پیشتاز آنها را به رسمیت بشناسند.
- قیامهای ۱۳۹۶–۱۳۹۷ و ۱۳۹۸: زنان جلودار شبکههای اعتراضی و کانونهای شورشی بودند و آشکارا دستگاه سرکوب سپاه پاسداران را به چالش کشیدند.
- قیام سراسری ۱۴۰۱: این قیام که با قتل جانسوز ژینا (مهسا) امینی کلید خورد، زنان ایران را در خط مقدم مطلق به نمایش گذاشت که شعارهای سرنگونی رژیم را هدایت کرده و خواستار جمهوری دموکراتیک شدند.
- قیام ۱۴۰۴: زنان در تداوم این مسیر گسستناپذیر، نقش پیشتاز خود را در رأس اعتراضات مستمر ضدحکومتی و شبکههای مقاومت داخلی ایفاء کردند.
رژیم آخوندی خود بارها به نقش محوری زنان و سازمان مجاهدین در سازماندهی این قیامها اذعان کرده است. در جریان دادگاههای نمایشی اخیر در تهران که ۱۰۴ تن از اعضا و مسئولان مقاومت ایران را هدف قرار داد، یکی از اتهامات اصلی و رسمی مطرحشده توسط دادستان رژیم، پذیرش رهبری زنان توسط این جنبش بود؛ نشانهای آشکار بر اینکه این الگو بهطور ریشهای حیات ایدئولوژیک رژیم را تهدید میکند.
نتیجهگیری
سفری که در۲۶ مهر ۱۳۶۸ با انتخاب مریم رجوی به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین آغاز شد و با انتخاب وی به عنوان رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران در۳۰ مهر ۱۳۷۲ استمرار یافت، الگویی مترقی از برابری جنسیتی را در عرصه سیاسی به منصه ظهور رساند. جنبشی که با ظهور یک زن در رأس رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران کلید خورد، رشد پویا و بالندهای داشته و به پیدایش صدها رهبر واجد شرایط و شایسته در تمامی سطوح سازمان گسترش یافته است. این تکامل، جامعه ایران را نیز به طور مستقیم تحت تأثیر قرار داده است؛ به طوری که نقش پیشتاز زنان در تمامی قیامها برای سرنگونی رژیم بهخوبی قابل مشاهده است. این جنبش با تکامل از ساختارهای سازمانی به شورای مرکزی ۱۰۰۰ زن و گسترش آن به کانونهای شورشی به رهبری زنان در سراسر کشور، ثابت کرده است که زنان نیروی قاطعی توانمند برای شکست دیکتاتوری مذهبی و به ارمغان آوردن دموکراسی و برابری برای ایران هستند.



















