صديقه مرادي- زنداني سياسي در نامه اي كه از زندان نوشته است، به فشارها و محدوديت هايي كه مادران زنداني با آن روبرو هستند اشاره كرده و نوشته است: «میخواهم نوشتهام را روزها و سالهای بسیار دور شروع کنم، سالهایی که فراموش شدنی نیستند. سال ۶۰ را میگویم که دوران جوانیام را در آن سالها در زندان سپری کردم. ۴ سال در زندان بودم.
آن دوره را با شماري از مادران گذراندم. مادرانی که با فرزندانشان دستگیر شدند یا باردار بودند و در زندان فرزند خود را به دنیا آوردند. چهارسال پیش نيز در سال ۹۰، وقتی به خانه ما ریختند و مرا دستگیر کردند، آن دخترم یاسمن هنوز ۱۲ سالش تمام نشده بود. من در مقابل چشمان گریان او بازداشت شدم. این جدایی برای من بسیار سخت بود. وقتی برای اولین بار او را در سالن ملاقات دیدم سرش را بلند نمیکرد تا مبادا اشکش جاری شود».
صديقه مرادي ادامه مي دهد: « حالا چرا حق یک مادر و دختر باید ملاقات پانزده روز یکبار باشد؟ حتی دسترسی به تلفن هم برایمان نیست. من میدانم که این روزهای سخت و دشوار برای دخترم هیچ زمان فراموش نخواهد شد».


















