ورزشکاران در هر کشوری وقتی به میدان مسابقات کشوری یا جهانی پامیگذارند همه تلاش خود را صرف رقابت مثبت برای به دست آوردن مدالهای بیشتر و کسب مقام قهرمانی میکنند. در ایران اما اتفاقی کم نظیر در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ رخ داد. نسلی از جوانان و زنان معترضی به خیابان آمدند که در هر سن و شغل و حرفهای فقط فریاد آزادی سردادند. آنها با مشت گره کرده شعار دادند: مرگ بر دیکتاتور.
در این میان قهرمانانی که تا آن روز در میادین ورزشی نمونههایی از تلاش و کوشش برای کسب مدال قهرمانی بودند، جان خود را فدای آزادی ایران کردند. دختران ورزشکاری که در رشتههای مختلف از جمله فوتبال، کوهنوردی، شنا و … به موفقیتهای چشمگیری رسیده بودند. آنها ستارگانی شدند و مقام قهرمانی را برای ایران به ثبت رساندند.

زهرا آزادپور، ستارهای که زمین سبز فوتبال را به میدان سرخ آزادی پیوند زد
تیم فوتبال مهرگان پردیس او را در اعتراضات مردمی در دیماه ۱۴۰۴، در شهر کرج از دست داد. اسمش زهرا آزادپور، متولد ۷ مهرماه سال ۱۳۷۷. او یک فوتبالیست حرفهای بود و سابقه بازی در تیمهای فوتبال زنان آذرخش و صبا را با خود داشت. او رویای پیوستن به تیم استقلال زنان را در سرداشت. زهرا همچنین علاقه زیادی به موتورسواری داشت.
زهرا آزادپور به اردوی تیم ملی فوتبال زنان ایران نیز دعوت شده بود. او در کنار فوتبال، از کوهنوردهای حرفهای ایران نیز محسوب میشد. زهرا قلههای دماوند و اسپیلت را فتح کرده بود.
با شروع اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ زهرا آزادپور به خیابان شتافت تا این بار مقام قهرمانی را در مسیر آزادی سرزمینش کسب کند. او روز ۱۹ دی ۱۴۰۴ با شلیک دو گلوله توسط پاسداران، جانش را تقدیم آزادی کرد. خانواده پیکر زهرا را ۳ روز بعد از شهادتش از میان کیسههای سیاه اجساد پیدا کردند. مراسم خاکسپاری او در اسلامشهر واقع در استان تهران برگزار شد.

صهبا رشتیان، کمک داور ۲۳ساله فوتبال زنان اصفهان
کمک داور ۲۳ساله فوتبال زنان، صهبا رشتیان، روز ۱۹ دی ۱۴۰۴ در اعتراضات شهر اصفهان هدف گلوله پاسداران خامنهای قرار گرفت. او از ناحیه پهلو آسیب دید و در نهایت جان باخت.
صهبا رشتیان در مسابقات استانی فوتبال اصفهان و طرحهای استعدادیابی تیم ملی نوجوانان قضاوت میکرد. در رشتههای دیگری مثل دو میدانی و آمادگی جسمانی نیز فعالیت داشت. او همچنین لیسانس دولتی انیمیشن داشت و به عنوان انیماتور فعالیت میکرد. او علاقهمند به نقاشی بود و رویای کار در دیزنیلند و داوری مسابقات جام جهانی فوتبال را درسرداشت. امکانی که هرگز در رژیم زنستیز آخوندی به آن دست نمییافت چون زنان را از داوری محروم کردند.
خواهرش روایت تیرخوردن صهبا را اینطور توصیف کرد: «ساعت هشت شب از خانه بیرون زدیم و ساعت هشت و ده دقیقه صهبا را زدند. خودم او را بلند کردم و به بیمارستان بردم. به او نفس دادم و نبضش را چک میکردم وقتی رسیدیم به بیمارستان و او را روی تخت گذاشتم دیدم دستم پر از خون است. تازه فهمیدم تیر به پهلوی راستش خورده بود. خون را از ریهاش خارج کردند. میگفت نترس، خوبم. دستم را فشار داد. آخرین جملهای که گفت همین بود. رفت اتاق احیا و دیگر برنگشت…»
خانواده صهبا روز ۲۵ دی پیکر او را به خاک سپردند. پدرش در این مراسم با فریادهای جگرسوز خود میگفت: «زنده باد صهبا». دوستان او در مراسم چهلم صهبا با گلهای زرد آفتابگردان بر سر مزارش حاضر شدند و یاد او را گرامی داشتند.
زندگی سکینه اکبری در میان قلههای کوهستان
سکینه اکبری، مربی کوهنوردی و امدادگر ۳۵ ساله بود. او در اردبیل در جریان قیام دیماه ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر رژیم به شهادت رسید. سکینه زندگیاش را میان قلههای کوهستان و برای نجات جان انسانها سپری کرد. او در زمان حیاتش قلههای بسیاری را فتح کرده بود اما در اوج همه آنها به فتح قله فداکاری و جان سپردن برای آزادی سرزمین و مردمش دست یافت.

سارا بهبودی، فاتحی از فتح کنندگان قله آزادی
سارا بهبودی علاقه خاصی به ورزش و به طور خاص کوهنوردی داشت. قله کمال به ارتفاع ۳۷۰۰ متر در منطقه سهند در استان آذربایجان شرقی و قله شاه معلم به ارتفاع ۳۰۵۰ متر در استان گیلان توسط سارا فتح شده بود. او در خیابانهای رشت سینه سپر کرد تا ثابت کند آزادی بالاترین قلهای است که باید فتح شود.
سارا بهبودی کوهنورد ۴۵ ساله، اهل رشت بود که در جریان قیام سراسری، روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، با شلیک نیروهای امنیتی رژیم جان باخت. او همراه عده زیادی از مردم معترض در خیابان مشغول شعار دادن بود که هدف شلیک نیروهای سپاه پاسداران قرار گرفت.
کوهنوردانی که از دوستان و همراهان سارا بودند به مناسبت چهلمین روز شهادتش عکس این ورزشکار قهرمان را بر فراز قلهای نصب کردند.

مدال جهانی را برایمان آوردی؛ آرنیکا دباغ قهرمان شنا
آرنیکا دباغ در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ با شلیک گلوله پاسداران به قلبش کشته شد. آرنیکا ۱۵ساله اهل گرگان و قهرمان شنای کشور بود. او دارنده مدال نقره و ۲ مدال برنز در مسابقات قهرمانی کشوری و ۷ مقام ممتاز در جشنواره دختران زیر ۱۳سال کشوری بود.
آرنیکا آرزوی قهرمانی مسابقات شنای جهان را در سرمیپروراند. او علاوه بر شنا در چند ورزش دیگر نیز موفقیتهایی بهدست آورده بود.
هنگامی که آرنیکا تیرخورد به دلیل قطع کامل ارتباطات توسط رژیم، امکان تماس با اورژانس و رساندن به موقع او به بیمارستان فراهم نشد و این دختر نوجوان بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد.
مزدوران موتورسوار در بلوار گلشهر گرگان، از فاصله نزدیک به او شلیک کرده بودند و خون زیادی از دست داده بود. وقتی موتورسواران به او نزدیک شده بودند آرنیکا کنار مادرش ایستاده بود و آنها از پشت سر به او شلیک کردند.
مادر و پدرش محل تیرخوردن فرزندشان بر سنگفرش خیابان را گلباران کرده و اسم او را نوشتند. خواهرش به یاد او نوشت: «امسال میخواستی رکورد ملی بزنی و نفر اول کشور شوی، نشدی اما مدال جهانی برایمان آوردی.»

مهنا دوکوشانی، قهرمان تکواندو
مهنا دوکوشانی ۱۸ساله اهل کرمانشاه بود. او کاراته کار حرفهای بود که چندین مدال قهرمانی کسب کرده بود.
مهنا روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ در محله سعدی کرمانشاه هدف گلوله نیروهای سپاه پاسداران قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس برخی گزارشات، رژیم برای تحویل پیکر او به خانواده مبلغ ۷۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان دریافت کرد.
مراسم خاکسپاری مهنا دوکوشانی، روز ۲۶ دی ۱۴۰۴ در آرامستان باغ فردوس کرمانشاه با شرکت مردم این شهر برگزار شد.

پرستو جراحیان؛ پاسداران به پیکر نیمه جانش رحم نکردند
پرستو جراحیان ۲۴ساله به ورزش علاقه زیادی داشت و در رستههای بوکس و اسب سواری فعالیت داشت.
پرستو در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ در شهر اراک جان باخت.
او روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۷ عصر در میدان شورای اراک از ناحیه پهلو هدف گلولههای پاسداران جنایتکار رژیم قرار گرفت. پس از انتقال به بیمارستان، او را به سرعت در حالیکه هوشیاری بالایی داشت به بخش مراقبتهای ویژه (ICU) منتقل کردند.
نیروهای امنیتی رژیم خانواده را از بیمارستان بیرون کردند. آنها که نتوانسته بودند کار خود را در خیابان تمام کنند پرستوی قهرمان را در بیمارستان به قتل رساندند و همان شب پیکر بیجانش را به سردخانه باغ جنت اراک منتقل کردند.
رژیم حتی به خانواده او اجازه نداد که برای مراسم چهلم دخترشان اقدام کنند و آرامستان اراک را به مدت یک هفته تعطیل اعلام کردند.
رژیم قاتل ورزشکاران باید از جامعه جهانی طرد شود
دیکتاتوری قرونوسطایی آخوندی قاتل ورزشکاران است.
کاروان درخشانی از ورزشکاران ایران در جریان مقاومت و قیامهای سراسری جان باخته اند و انبوه ورزشکاران دیگر سرکوب شده اند. زمان آن رسیده است که فدراسیون بینالمللی فوتبال، رژیم ولایت فقیه را هم مانند رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی در دهه ۶۰ میلادی از فدراسیون بینالمللی فوتبال اخراج کند و اجازه ندهد این رژیم از مسابقات جام جهانی برای مشروعیتبخشی به سرکوب مردم ایران از جمله ورزشکاران و بهویژه فوتبالیستهای ایرانی سوءاستفاده کند.



















