صبح روز 7 اسفند تن از بسيجي هاي زن درحين سوار شدن به مترو تهران، دست دختر جواني را كه هنگام سوار شدن به قطار روسري از سرش افتاده بود گرفته و مي خواستند مانع سوار شدنش گردند. دختر جوان، دست خود را كشيد و مشتي به سمت يكي ازآنها رها کرد. اين موضوع باعث جلب توجه و تحسين ديگر مردم شد. طوريكه چند نفر از خانمها در حمايت از اين دختر جوان زنان بسيجي را هل داده و از قطار بيرون کردند.
صبح روز جمعه 8 اسفند جمعي از مردم براي رفتن به كوه در بوستان جمشيديه تهران گرد هم آمده بودند. نيروهاي بسيجي وارد شده و بصورت توهين آميزي به مردم گفتند، نبايد به صورت مختلط نرمش کنند و قصد دور کردن خانم ها از اين محدوده را داشتند. با مقاومت چندتن از خانم ها اعتراض گسترده اي شكل گرفت و مردم بسيجي ها را زير مشت و لگد گرفتند.
روز 11 فروردین، دو مامور رژيم در خیابان جمهوری در تهران، يك دستفروش را به بهانه اينكه با دو دختر صحبت ميكرد دستگير نمودند. هرچند دختران مذكور با داد و فرياد سعي كردند مانع اين امر شوند اما ماموران قبل از شكل گرفتن اعتراض مردم، دستفروش بيگناه را سوار خودرو كرده و محل را ترك كردند.
روز شنبه 15 فروردین دو تن از ماموران رژيم در نزديكي میدان ولیعصر تهران به ايجاد مزاحمت براي تعدادي از خانم ها پرداختند. دختران و پسران جوان در مواجه با اين سركوبگري به اعتراض بخاستنذ كه به درگيري لفظي انجاميد. ماموران رژيم با مشاهده افزايش لحظه به لحظه جمعيت معترض كوتاه آمده و از صحنه گريختند.
جمعه شب، 14 فروردین نيز در خیابان وصال شیرازی تهران، جمعي از خانواده ها و جوانان در حين جشن عروسي مشغول رقص و شادي بودند. ماموران رژيم سر رسيده و با تهديد از آنها خواستند جشن را متوقف و صحنه را ترك كنند. جوانان حاضر به مقاومت برخاسته و بعد از گوشمالي يكي از ماموران, از صحنه فرار كردند.


















