روز شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴ (۲۱ فوریه ۲۰۲۶)، در آستانه ۸ مارس روز جهانی زن، کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران میزبان یک کنفرانس بین المللی با عنوان «رهبری زنان، ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک» در پاریس بود. در این کنفرانس که با حضور زنان قانونگذار، دانشگاهیان ، متفکران و شخصیت های برجسته سیاسی برگزار شد، سخنرانان بر مسئله مشارکت سیاسی و رهبری زنان به عنوان عنصر تعیین کننده در یک جامعه دموکراتیک انگشت گذاشتند.
آزاده اخباری دارای دکترای رشته تاریخ در این جلسه سخنرانی کرد.
آزاده اخباری : من در سایهسار زنانی ایستادهام که از سر فرود آوردن در برابر استبداد خودداری کردند
حضور در اینجا برای من مایه افتخار است. من دکتر آزاده اخباری هستم؛ دکتری در رشته تاریخ دارم و بهعنوان مشاور فعالیت میکنم. نام من «آزاده» به معنای رها و آزاد است. این نام را به این دلیل بر من نهادند که بلافاصله پس از سال انقلابی ۱۳۵۷ به دنیا آمدم. والدین من و میلیونها ایرانی دیگر تصور میکردند که پس از استبداد شاه، طعم آزادی را خواهند چشید. اما علیرغم نامم، در سن دو سالگی به همراه والدین و برادر کوچکترم زندانی شدم.
امروز که به روز جهانی زن نزدیک میشویم، من در سایهسار زنانی ایستادهام که از سر فرود آوردن در برابر استبداد خودداری کردند. من هنگام رویارویی خانوادهام با رژیم، کودک بودم؛ بنابراین نمیتوانم و نمیخواهم خود را در زمره کسانی بدانم که دست به عمل زدند. من صرفاً اینجا هستم تا داستان آنها را روایت کنم.
از سرکوب خانوادگی تا فراخوان جهانی برای حمایت از آزادی ایران
در سال ۱۳۵۷، مادرم برای اعتراض علیه شاه به خیابانها رفت. او همان رویایی را در سر داشت که جوانان ایرانِ امروز نیز دارند: آزادی و حق تعیین سرنوشت. این آرمان بیش از صد سال است که تپش قلب مردم ایران بوده است. اما انقلاب به سرقت رفت و توسط آیتاللهها ربوده شد. در سالهای سیاه پس از آن، من هشت تن از اعضای خانوادهام را از دست دادم که هفت نفرشان در اینجا به تصویر کشیده شدهاند. آنها از هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران بودند.

رژیم که از زنان قدرتمند هراس داشت، ابتدا خالهام، فاطمه شایسته، را اعدام کرد. او در بهترین دوران زندگیاش بود؛ تحصیلات عالی داشت و در حال ساختن آینده شغلی خود بهعنوان مهندس بود. سپس رژیم مادربزرگم، صغری داوودی، را که ۵۶ سال داشت، به دار آویخت. مادرم نیز به اعدام محکوم شد؛ اجرای حکم او تنها به این دلیل به تعویق افتاد که فرزندان خردسالی داشت که باید از آنها مراقبت میکرد.
اما داستان من منحصر به فرد نیست. این داستان یک قرن سرکوب است؛ ابتدا توسط سلطنت و سپس توسط دیکتاتوری مذهبی. میلیونها ایرانی بهای آن را پرداختهاند؛ آنها با جانشان، با آزادیشان یا با گریز از خانه و کاشانهشان این بها را دادهاند. من ۴۰ سال است که در امنیت اروپا، در اروپایی آزاد و دموکراتیک، زندگی کردهام. من میدانم کار کردن، سخن گفتن و خودِ واقعی بودن در یک جامعه آزاد چه موهبت بزرگی است. اما در عین حال میبینم که این دموکراسی چقدر میتواند شکننده باشد.
من پارلمان اروپا را برای اتخاذ این موضع تحسین میکنم. قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی گامی حیاتی است، اما اروپا باید اقدامات بیشتری انجام دهد. اروپا باید به سیاست مماشات پایان دهد، سفارتخانههایی را که بهعنوان لانه جاسوسی عمل میکنند، تعطیل کند و فعالیتهای لابی رژیم ایران را متوقف سازد. اینها صرفاً گزینههای سیاسی نیستند، بلکه گامهایی ضروری برای محافظت از آزادی جمعی ما هستند.
در این پناهگاه امن در اروپا، بیش از هر زمان دیگری ریشههای ایرانی خود را حس میکنم. اخیراً ویدئویی از زن جوانی دیدم که تازه از ایران خارج شده بود. او اعتراضات را یک قیام واقعی توصیف کرد؛ یک انقلاب؛ انقلاب دانشجویان، بازاریان، کارگران و تمامی قومیتها در ایران. من نیز مانند او درک میکنم که بخشی از جریانی بسیار بزرگتر هستم.
من این آگاهی را مدیون زنان اشرف ۳ هستم. همچنین آن را مدیون جوانان شورشی و کانونهای شورشیِ سازمانیافته در ایران هستم. آنها نیروی محرکه این جنبش هستند و برای آیندهای نوین، والاترین بها را میپردازند. آن آینده در طرح ۱۰ مادهای مریم رجوی متبلور شده است؛ چشماندازی برای تبدیل ایران به کشوری دموکراتیک، سکولار و کثرتگرا. این طرح، نقشه راهی برای ملتی است که آزادی را برای مردمانش و ثبات را برای جهان به ارمغان میآورد.
تاریخ به ما نشان میدهد که مبارزه برای دموکراسی در اروپا و ایالات متحده طولانی و خونین بوده است، اما به پیروزی رسیده است. شجاعتی که امروز در ایران شاهد آن هستیم، ثابت میکند که مبارزه مردم ایران نیز به موفقیت خواهد رسید. پس از بیش از صد سال مبارزه، مردم ایران پیروز خواهند شد. ما پیروز خواهیم شد.




















