روز شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴ (۲۱ فوریه ۲۰۲۶)، در آستانه ۸ مارس روز جهانی زن، کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران میزبان یک کنفرانس بین المللی با عنوان «رهبری زنان، ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک» در پاریس بود.
در این کنفرانس که با حضور زنان قانونگذار، دانشگاهیان ، متفکران و شخصیت های برجسته سیاسی برگزار شد، سخنرانان بر مسئله مشارکت سیاسی و رهبری زنان به عنوان عنصر تعیین کننده در یک جامعه دموکراتیک انگشت گذاشتند.
خانم دورین روکماکر، نماینده پارلمان اروپا از هلند ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴، در این جلسه سخنرانی کرد.
دورین روکماکر: ظلم و سرکوبی که امروز توسط رژیم ملایان اعمال میشود، در واقع بازتاب ضعف فزاینده آن است
بسیار خوشحالم و بسیار مفتخرم که امروز در اینجا حضور دارم. خانم رجوی، از شما بابت تمام کارهایی که انجام دادهاید سپاسگزارم. اقدامات شما بهقدری گسترده است که اگر بخواهم به تکتک آنها اشاره کنم، باید بیش از یک هفته در اینجا بایستیم؛ بنابراین از این کار صرفنظر میکنم. اما امروز صبح نشستی داشتیم و همه ما سرشار از تحسین نسبت به شیوهای هستیم که شما به عنوان یک الگو برای ما ارائه میدهید. زیرا در غرب، ما اغلب از نقش زنان به عنوان یک «مدل» یا «سرمشق» یاد میکنیم که البته موضوع مهمی است؛ اما امروز صبح درک کردیم که شما صرفاً یک مدل نیستید و اصولاً زنان نباید فقط یک مدل باشند، هرچند میتوانند باشند، بلکه آنچه شما به ما نشان دادید، تغییر در «ماهیت رهبری» بود. شما میگویید لزومی ندارد که ما فقط یک مدل باشیم، بلکه باید «زنان رهبر» باشیم؛ زیرا ما بر پایه برابری رهبری خواهیم کرد، نه بر پایه اقتدار و قدرتطلبی. من فکر میکنم این نکته بسیار مهم و جدیدی است که شما مطرح کردهاید.
دورین روکماکر: تغییر توازن ترس و نزدیک شدن به دموکراسی
بسیار خوشحالم که اینجا هستم، زیرا از اینکه در آستانه یک تغییر بسیار بزرگ قرار داریم سپاسگزارم. تحول اصلی این است که «ترس تغییر جبهه داده است». پیش از این، مردم ایران بودند که از رژیم میترسیدند، اما اکنون این رژیم است که از مردم میترسد؛ نه تنها در داخل ایران، بلکه از اپوزیسیون در اینجا نیز هراس دارند. ما این را حس میکنیم و آنها نیز این ترس را بروز میدهند. بنابراین تغییر در راه است. همه در اینجا میدانند که تغییر و دموکراسی فرا خواهد رسید و این تنها مسئله زمان است. ما نمیدانیم دقیقاً چه وقت، اما قطعاً رخ خواهد داد. رژیمی مبتنی بر ترور، آنگونه که در ایران شاهد آن بودهایم، نماد جنون است، اینطور نیست؟ این رژیم چهرهای از جنون دارد. اما زمانی که در حال فروپاشی است، چهرهای از ضعف را نیز نشان میدهد. ظلم و ستمی که رژیم ملایان اکنون در ایران اعمال میکند، نشاندهنده ضعف روزافزون آنهاست و این بسیار حائز اهمیت است.
زمانی که با شما، سازمانتان و شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) آشنا شدم، در ابتدا کمی مردد بودم؛ زیرا از هر طرف به من هشدار میدادند. میگفتند: «میدانی، شورای ملی مقاومت مردمانی کمونیست و وحشتناک هستند، آنها احتمالاً یک فرقه هستند و تو را شستوشوی مغزی میدهند و وقتی شستوشوی مغزی شدی، فقط همان چیزی را میگویی که آنها به تو دیکته میکنند.» اما قطعاً این حقیقت ندارد. آنها میگفتند شما کمونیست هستید و البته کمونیسم چیزی است که باید از آن دوری کرد. بنابراین، من خودم تحقیق کردم. حرفه من «مدیریت ریسک» است و به عنوان یک مدیر ریسک، شما یاد میگیرید که از همه سؤال بپرسید تا ببینید آیا حقیقت را میگویند یا خیر. من از افراد شما در پارلمان اروپا سؤالهایی پرسیدم و از افراد دیگر، یعنی مأموران رژیم ایران نیز پرسوجو کردم. برای من اجتنابناپذیر بود که انتخابی که برای حمایت از سازمان شما و خانم مریم رجوی داشتم، انتخابی درست بوده است. به عنوان مثال، من میتوانستم مأموران رژیم را تشخیص دهم، زیرا آنها دروغ میگفتند و حرفهایشان با هم همخوانی نداشت. اما در مورد حامیان شاه نیز همین را میدیدم؛ آنها تهی بودند. آنها برای یک «آرمان» نمیجنگند، بلکه برای پول میجنگند و این موضوع قابل تأمل است.
من فکر میکنم غرب و احتمالاً کل جهان در نوعی بحران اخلاقی به سر میبرد. ما احساس پوچی میکنیم و فکر میکنم مردم به هدف بزرگتری نیاز دارند، آرمانی والاتر که به آن پیوند بخورند. من به وضوح میبینم که این موضوع بهویژه در غرب و همچنین در کشور ما مفقود شده است. جوانان به دنبال هدف و مقصدی هستند که فراتر از خودشان باشد تا به آن متصل شوند. من معتقدم مردم ایران، با وجود اینکه بدشانس بودهاند که سالها تحت چنین رژیم دیوانهای رنج کشیدهاند، از سوی دیگر خوششانس هستند؛ زیرا میدانند برای چه میجنگند و آن «دموکراسی در ایران» است. من از همه مردم دنیا، بهویژه پارلمان اروپا، میخواهم که به این هدف بپیوندند: دموکراسی در ایران و طرد رژیم کنونی. ما میتوانیم مشارکت کنیم. در هلند افراد زیادی هستند که میگویند: «اگر بخواهیم درباره آنچه باید در ایران رخ دهد اظهار نظر کنیم، از حد خود فراتر رفتهایم، زیرا این کشور آنهاست و خودشان باید تصمیم بگیرند.» من با آنها موافقم؛ معتقدم این مردم ایران هستند که باید تصمیم بگیرند چه کسی رهبریشان را بر عهده داشته باشد و این به ما مربوط نیست. اما ما میتوانیم از کسی که بهترین جایگاه را برای انجام این کار دارد حمایت کنیم و من معتقدم آن شخص «مریم رجوی» است.
در پایان میخواهم از همه شما تشکر کنم. در مسیر آمدن به این نشست، در کنار بانویی نشسته بودم که از زندگیاش برایم میگفت؛ از زندگیاش در اشرف ۳ و اشرف ۱. داستان بسیار زیبایی بود. من آن را اینجا تعریف نمیکنم، زیرا به او گفتم که باید آن را بنویسد. مطمئنم افراد زیادی در این سالن هستند که داستانهای مشابهی دارند. من در طول سالهای گذشته داستانهای زیادی شنیدهام و از هر کسی که داستانی زیبا و تکاندهنده برای گفتن دارد میخواهم آن را بنویسد، آن را بنویسید و با ما به اشتراک بگذارید. زیرا اگر داستان خود را به اشتراک بگذارید، مطمئنم که انسانهای نیکاندیش در غرب، که تعدادشان هم کم نیست، از شما حمایت خواهند کرد و با آرمان شما همراه خواهند شد. متشکرم.




















