سخنرانی شهلا احسانی در مراسم چهلمین سالگرد مقاومت عادلانه مردم ایران
من شهلا احسانی هستم. روز ۳۰ خرداد ۶۰ دستگیر شدم. ۴سال در زندان های اوین و قزل حصار بودم و می خواهم گوشه کوچکی از نبرد آن روز را برایتان بگویم. روز ۳۰ خرداد در خیابان منیریه تهران با جمعی از دانش آموزان پر شور دبیرستانهای جنوب غرب تهران جمع شده بودیم. و با شعار «یا مرگ یا آزادی!» «استبداد بر پایی آزادی کجای؟» «درد ما درد شماست مردم به ما ملحق شوید» به سمت میدان فردوسی حرکت کردیم. آن روز گله های پاسداران وبسیجی ها با شلیک هوایی و حمله و هجوم اقدام به دستگیری های گسترده ای کردند. موقع دستگیری وحشیانه کتک مان می زدند. و جفت پا به کمر و شکم ما می کوبیدند تا به زور ما را سوار ماشین سپاه کنند. حین دستگیری دانش آموزان کم سن و سال با سرها و دست های شکسته هم چنان فریاد می زدند «یا مرگ یا آزادی!»
اول ما را به کمیته باغ شاه بردند. تعداد دستگیری زیاد و جای سوزن انداختن نبود. هوا خیلی گرم بود و تعدادی از شدت ضرباتی که خورده بودند بیهوش شدند. ما مرتب شعار می دادیم و به وضعیت بدی که داشتیم اعتراض می کردیم. خیلی تشنه بودیم وقتی آب خواستیم باز کتکمان زدند و با تانکر به روی ما آب باز کردند.
ساعت ۲ نیمه شب ما را به کمیته مشترک بردند که جهنمی بدتر بود. خانواده ها از همان شب جلوی کمیته مشترک جمع شده بودند ما از پنجره سلول آنها را می دیدیم. صبح را با شعار و اعتراض شروع کردیم. پاسداران برای متفرق کردن خانواده ها برای اینکه صدای ما را نشنوند چند بار روی آنها آب گرفتند. بعد هم برای خفه کردن صدای ما نزدیک ظهر به بند ما حمله کردند و با تهدید به زدن گاز اشک آور و با زور ما را به زیر زمین کمیته مشترک بردند.



















