سحر بیات در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، در حالی که به همراه همسرش در حال بازگشت به خانه بود، در منطقه نارمک تهران هدف گلوله نیروهای سرکوبگر رژیم قرار گرفت و جان باخت.
همسر سحر پس از اصابت گلوله به سر او، پیکر نیمهجانش را بر دوش گرفت و با پای پیاده به بیمارستان الغدیر تهران رساند.
پیکر سحر بیات از بیمارستان الغدیر به سردخانه بهشت زهرا منتقل شد و خانوادهاش پس از سه روز پیگیری مداوم توانستند پیکر فرزندشان را تحویل بگیرند.

به این خانواده داغدار اجازه برگزاری مراسم خاکسپاری در تهران داده نشد و آنها مجبور شدند پیکر سحر را در روستای سوتلق تویسرکان، زادگاه پدریاش، به خاک بسپارند. مقامات امنیتی پیش از مراسم، از خانواده بیات تعهد گرفتند که هیچ شعاری در مراسم داده نشود.
سحر بیات هنرمند بود و تابلوهای نقاشی زیادی از او به یادگار مانده است. او زنی خوشاخلاق، سرزنده و علاقهمند به سفر بود که به ورزشهایی مانند کوهنوردی و اسکی نیز میپرداخت. سحر که به تازگی ازدواج کرده بود، هنگام شهادت ۳۰ سال داشت.
پیکر سحر، پیچیده شده در پتو، جزو شهدایی بود که در محوطه پشتی بیمارستان الغدیر تهران رها شده بودند؛ تصویری که به یکی از تکاندهندهترین سندهای ثبتشده از جنایات نیروهای سرکوبگر خامنهای در قیام دیماه ۱۴۰۴ تبدیل شد.




















