روز شنبه ۴ اسفند ۱۴۰۳ کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران میزبان جلسه ای به مناسبت روز جهانی زن بود. در این کنفرانس برخی از رهبران سیاسی برجسته، فعالان حقوق بشر و حامیان مقاومت ایران از بیش از ۸۰ کشور شرکت داشتند.
اینگرید بتانکور یک سیاستمدار کلمبیایی، سناتور سابق و فعال ضد فساد به خصوص در دستگاه سیاسی است. وی کاندیدای ریاست جمهوری در کلمبیا بوده است.
اینگرید بتانکور در روز جهانی زن ۲۰۲۵ در کنفرانس پاریس سخنرانی کرد که متن آن در زیر آمده است:
اینگرید بتانکورد: قلب نبرد برای حقوق زنان در ایران
هیچ جای دیگری در دنیا نیست که بخواهم روز جهانی زن را در آن گرامی بدارم، جز اینجا. زیرا اینجا، در قلب مبارزه برای حقوق زنان هستیم. زنان مقاومت ایران یک عمر برای حقوق زنان جنگیدهاند. آنها از همان کودکی برای این حقوق مبارزه کردهاند.
دو دیکتاتوری. دو دیکتاتوری که علیه زنان عمل کردهاند. علیه حق زنان برای آنکه خودشان باشند. برای آنکه با فرهنگ، روح و هویت خود زندگی کنند. برای حق ابراز وجود به شیوهیی که خودشان میخواهند.
ریشه های زن ستیزی و استبداد
میخواهم از مریم تشکر کنم، بهخاطر سخنرانی فوقالعادهیی که امروز ارائه داد. زیرا فکر میکنم که در هستة تفکر او، این سؤال قرار دارد که چرا در جهان علیه زنان اقدام میشود.
معنای این موضوع چیست؟ امروزه، زنستیزی چه مفهومی دارد؟ خب، امروز هم مانند گذشته، زنستیزی دروازهیی است بهسوی استبداد. نمیدانم آیا این مصاحبه را دیدهاید یا نه، مصاحبهیی از باربارا والترز در دهه ۱۹۷۰ با شاه ایران. مصاحبهیی شگفتانگیز، زیرا وقتی آنرا تماشا میکنید، احساس ناراحتی شدیدی بهشما دست میدهد. شاه در این مصاحبه مورد پرسش قرار میگیرد که چرا گفته است زنان هیچ دستاوردی برای جهان نداشتهاند.
باربارا والترز با او مقابله میکند و میگوید: «اما بهطور میانگین، در میان زنان، دانشمندی بزرگ وجود ندارد؟» شاه پاسخ میدهد: «نه». او ادامه میدهد: «پس دربارة ماری کوری چه میگویید؟» و شاه میگوید: «خب، او یک استثنا است!» سپس والترز میپرسد: «آیا فکر میکنید همسرتان، فرح دیبا هم یک استثناست؟» در آن لحظه میتوان دید که شاه چهقدر احساس ناراحتی میکند.

دو چهره یک استبداد
و این همان نوع استبدادی است که امروز نیز در حکومت آخوندها میبینیم. آیا عجیب نیست؟ مثلاً عجیب نیست که شاه که خود زنستیز بود، اکنون درباره انقلاب صحبت میکند و بهترین راهی که برای حکومت بر میگزیند، حذف همه احزاب و هرگونه بیان سیاسی است تا بتواند بهتنهایی حکومت کند؟
نخستوزیر او نیز دبیرکل حزب خودش بود. همهچیز درونساختاری بود. کشور، ملک شخصی او بود و دقیقاً همین رفتار را امروز در آخوندها نیز میبینیم. بهیاد مقالهیی در یکی از روزنامههای تحت کنترل حکومت ایران افتادم. جالب بود، چون آنها به خود میبالیدند که سرانجام حضور اپوزیسیون سلطنتطلبان در صحنه سیاسی امروز ایران، امر خوبی است. چرا که در واقع، سلطنتطلبان هرگز دوباره قادر به دستیابی بهقدرت نخواهند بود، اما ابزار بسیار مفیدی برای ایجاد تفرقه در میان اپوزیسیون ایران هستند.
اما میدانید؟ اپوزیسیون دچار تفرقه نیست. چون سلطنتطلبان و آخوندها سر و ته یک کرباسند. آنها از یک جنسند، اما مقاومت حقیقی، مقاومتی است که برای حقوقبشر مبارزه می کند، برای برنامه ده ماده ای مریم که سالها، بلکه دههها، آنها را ارائه داده است.
زنان در مرکز رهبری
بههمین دلیل است که امروز ما در اینجا جمع شده ایم. برخی از ما ایرانی نیستیم ولی همه ما برای یک هدف می جنگیم چون این مقاومت متفاوت است. زیرا این اولین سازمان در سراسر جهان، در تاریخ جهان است که زنان در هستة رهبری آن قرار دارند.
ما زنان، هر کسی که اینجا تجربه فعالیت سیاسی داشته باشد، میداند که همیشه بهعنوان گزینة دوم به ما نگاه میشود. ما باید برای کسب جایگاه خود مبارزه کنیم تا بتوانیم بر سر میز تصمیمگیری بنشینیم. اما اینجا، زنان رهبری می کنند. چرا؟ چون رهبر این مقاومت، مریم رجوی است.
میدانم مریم فکر میکند که استثنایی نیست، ولی میخواهم بگویم که تو استثناء هستی. چون تو به این جایگاه، یعنی رهبری این مقاومت، فقط بهخاطر سرنوشت نرسیدی و صرفاً بهاین دلیل که این مسئولیتی بود که باید برعهده میگرفتی. خیر، تو کاری را انجام دادی که هیچکس نتوانسته بود انجام بدهد. اینکه چگونه نه فقط با رژیم مستبد در ایران، بلکه با کل سیستم استبدادی مقابله کنید که دههها بر ایران سلطه داشته است.
تو این فرصت را به زنان سازمان خود دادی تا خود را برای رهبری آماده کنند، بیاموزند، درک کنند که چگونه مدیریت کنند، چگونه سازماندهی کنند، چگونه چنین تشکلهایی را بسازند.
هر بار که من به این گردهمایی ها می آیم، همیشه بینقص برگزار میشود. زمانبندی، ترددات همة شرکتکنندگان؛ این همان کاری است که زنان انجام میدهند. آنها هماهنگ میکنند. سازماندهی میکنند. آنها (غیرممکن را) ممکن می کنند.

یک الگوی نوین برای برابری جنسیتی
و زیبایی این سازمان فقط در این نیست که زنان در تمام سطوح سلسلهمراتب رهبری هستند، بلکه در این است که مردان نیز مسئولند اما رقابتی میان آنها وجود ندارد. آنها احساس نمیکنند که اگر زنان تصمیمگیرنده باشند، جایگاهشان تهدید شده است. بلکه انگیزه میگیرند. این الگوی جدیدی است که برای جهان نیاز داریم.
شما دربارة مقابله با خودشیفتگی، مقابله با امیال خودپرستانه صحبت میکردید. عجب! امروزه چهقدر از این موارد در جهان داریم! و چهقدر امروز حضور زنان در رأس امور ضروریست تا به آینده شکل بدهیم.
قدرت خواهری و همبستگی
وقتی به مریم فکر میکنم، از خودم میپرسم، راز موفقیت او چیست؟ من سالهاست که او را مشاهده میکنم و فکر میکنم یکی از عناصر کلیدی، احترام است. من همیشه دیدهام که او به همه افراد سازمانش احترام میگذارد، بهویژه به زنان. چون همة ما میدانیم که زنان گاهی نسبت به یکدیگر میتوانند کمی سختگیر باشند، اینطور نیست؟ اما اینجا، خیر.
اینجا ما همبستگی زنان را داریم و این بسیار مهم است که همبستگی زنان را بنا کنیم، اینکه احترام متقابل داشته باشیم، حس عدالت را در خود تقویت کنیم، اگر کسی کاری را بهتر از ما انجام داد، آنرا بپذیریم و به این شیوه ما می توانیم همبستگی را به وجود بیاوریم. و فرهنگ همبستگی و همدلی را خلق کنیم؛ و این همان چیزی است که من آنرا عشق مینامم.
عشق ایران را آزاد می کند
و حالا، با همه قلبم شما را با این ایده ترک می کنم که عشق ایران را آزاد خواهد کرد. از طریق همة شما، از طریق شجاعت و پایداری، ایران آزاد خواهد شد.
چرا که امور اینچنین پیش میرود و من عمیقاً معتقدم که اگر به حل مسئله ایران بپردازیم، بسیاری چیزهای دیگر را در جهان حل و فصل خواهیم کرد.
فکر میکنم روزی که ایرانی آزاد را ببینیم، ایرانی که زنان آینده آن را شکل می دهند، جهان را تغییر خواهد داد.
پس، خواهران عزیزم، دوستان عزیزم، بیایید با هم برخیزیم، زنان و مردان، برای تغییر جهان.
متشکرم.




















