مادران، کودک همسرها و قربانیان؛ اعدام ۵۴ زن در یک بازه ۱۲ماهه
همزمان با روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، نگاهی به وضعیت اعدام زنان در ایران تصویری هولناک از ابعاد خشونت ساختاری علیه زنان ارائه میدهد. بر اساس اطلاعات ثبتشده توسط کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران، دستکم ۲۸ زن از آغاز سال ۲۰۲۶ میلادی تاکنون در زندانهای ایران اعدام شدهاند. در یک بازه دوازدهماهه، از اکتبر ۲۰۲۵ تا اکتبر ۲۰۲۶، تعداد زنان اعدامشده در ایران به دستکم ۵۴ نفر رسیده است؛ رقمی تکاندهنده که نشاندهنده تداوم استفاده از مجازات اعدام علیه زنان است.
این آمار در شرایطی ثبت شده است که پس از اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، ماهها قطع گسترده اینترنت، محدودیتهای شدید ارتباطی و سانسور گسترده، انتقال اخبار از داخل ایران به خارج از کشور را با دشواریهای جدی و در بسیاری موارد عملاً ناممکن کرد.
از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از اعدامها هرگز از سوی مراجع قضایی و رسانههای حکومتی اعلام نمیشوند.
رژیم از یک سو با گسترش اعدامها در پی ایجاد رعب و وحشت، ارعاب جامعه و جلوگیری از گسترش اعتراضات مردمی است و از سوی دیگر، به دلیل نگرانی از واکنشهای داخلی و پیامدهای بینالمللی، بسیاری از این اعدامها را مخفیانه و بدون اطلاعرسانی رسمی به اجرا درمیآورد.
از این رو، آمار موجود را باید حداقل اعدامهای ثبت و مستندسازیشده دانست. شمار واقعی اعدام زنان در ایران بیتردید بیش از مواردی است که علیرغم سانسور، پنهانکاری حکومتی و ماهها قطع ارتباطات امکان ثبت و انتشار یافتهاند.
اعدام؛ ابزار سرکوب در شرایط بحران
در سالی که ایران با جامعهای ملتهب بهخصوص پس از اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ و بحرانهای سیاسی و امنیتی مواجه بود، اعدام همچنان یکی از مهمترین ابزارهای سرکوب باقی ماند.
افزایش شمار اعدامها در چنین شرایطی تنها یک سیاست کیفری نیست، بلکه بخشی از سازوکار ایجاد رعب و خاموش کردن نارضایتیهای اجتماعی محسوب میشود.
تجربه دهههای گذشته نیز نشان داده است که هرگاه حکومت با بحرانهای عمیق داخلی روبهرو شده، استفاده از مجازات اعدام و تشدید سرکوب را افزایش داده است.
از زمان روی کار آمدن مسعود پزشکیان، رژیم آخوندی بیش از ۴۱0۰ زندانی از جمله ۱۱۶ زن را اعدام کرده است. از ژانویه تا اکتبر سال ۲۰۲۶ دستکم ۱۱۵۰ زندانی در زندانهای سراسر ایران به چوبههای دار سپرده شده اند.
سازمان عفو بینالملل در گزارش سالانه خود اعلام کرد دیکتاتوری حاکم بر ایران با دستکم ۲۱۵۹ مورد اعدام در سال ۲۰۲۵، بالاترین آمار ثبتشده اعدام در جهان را به خود اختصاص داده است.به گفته این سازمان، این رقم بالاترین میزان ثبتشده اعدام در جهان از سال ۱۹۸۱ تاکنون به شمار میرود.
بنا بر آمار منتشر شده، رژیم ملایان حاکم بر ایران از نظر تعداد اعدام زنان در رتبه اول جهان قرار دارد.

از کودکهمسری تا چوبه دار
بررسی پروندههای زنان اعدامشده در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که بسیاری از آنان پیش از رسیدن به چوبهدار، خود قربانی چرخهای از تبعیض، خشونت و بیعدالتی بودهاند. در میان آنان، زنانی دیده میشوند که در کودکی یا نوجوانی به ازدواجهای اجباری تن دادهاند، سالها خشونت خانگی را تحمل کردهاند و از ابتداییترین حمایتهای قانونی محروم بودهاند.
برای بسیاری از این زنان، مسیر رسیدن به چوبه دار از روز صدور حکم آغاز نشده بود؛ بلکه سالها پیش، زمانی آغاز شد که به عنوان کودکهمسر یا قربانی خشونت، از حق انتخاب، حمایت و برخورداری از عدالت محروم شدند.
یکی از تکاندهندهترین نمونهها، مرضیه نیری بود. او تنها ۱۷ سال داشت که تحت فشار خانواده به ازدواج با مردی وادار شد که علاقهای به او نداشت.
همسرش به طور مداوم در محیط خانه به مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی میپرداخت و مرضیه بعدها در دادگاه شهادت داد که بارها از سوی دوستان همسرش در معرض تعرض و آزار قرار گرفته است.
مرضیه ۱۸ساله بود که همسرش به همراه یکی از شرکای خود، پس از مصرف مشروبات الکلی، قصد تعرض به او را داشتند. مرضیه برای دفاع از خود و جلوگیری از این تعرض، با چاقوی آشپزخانه واکنش نشان داد؛ اقدامی که به مرگ همسرش منجر شد.
او در دادگاه بارها تأکید کرد که تنها برای حفاظت از جان و شرافت خود دست به این کار زده و قربانی سالها خشونت و تهدید بوده است. با این حال، دادگاه دفاع مشروع او را نپذیرفت و سرانجام حکم اعدامش اجرا شد.
نمونه دیگر، حنیفه آوندی بود که در ۱۷سالگی تحت فشار خانواده به ازدواجی اجباری تن داد و سالها با مشکلات روحی و روانی ناشی از آن زندگی کرد.
آرزو رستاد نیز که در ۲۳سالگی به چوبه دار سپرده شد، در نوجوانی مجبور به ازدواج با مردی بسیار بزرگتر از خود شد و به گفته منابع مطلع، بارها خشونت شدید خانگی را تجربه کرده بود.
این پروندهها نشان میدهد که بسیاری از زنان اعدامشده در ایران، نه تنها قربانی مجازات مرگ، بلکه قربانی ساختاری هستند که کودکهمسری، ازدواج اجباری، خشونت علیه زنان و محرومیت از حمایت مؤثر قضایی را بازتولید میکند.
فقر اعدام نمیشود؛ فقرا و قربانیان بیعدالتی اعدام میشوند
بخش دیگری از قربانیان اعدام زنان در ایران زنانی بودند که در پروندههای مرتبط با مواد مخدر محکوم شده بودند.
اما بررسی جزئیات این پروندهها نشان میدهد که بسیاری از این زنان در شرایط فقر شدید، حاشیهنشینی و آسیبهای اجتماعی قرار داشتند.
در مقابل، شبکههای سازمانیافته قاچاق مواد مخدر که سرنخ آنها در دست سپاه پاسداران است و از منابع مالی و نفوذ گسترده برخوردارند، همچنان از مصونیت برخوردارند.
پرونده سهیلا عزیزی، کیمیا خانی، مینا نصیرپور، ستایش محمدپور و رضوان اصغرزاده، نمونههایی از زنانی هستند که زندگی آنان در چرخه فقر و محرومیت گرفتار شده بود.
در میان پروندههای سال ۲۰۲۶، پرونده افسانه زندآبادی جایگاه ویژهای دارد. افسانه زندآبادی تنها ۲۲سال داشت. او از کودکی تحت آزار و تهدید ناپدری خود قرار داشت، از تحصیل بازماند و به گفته خودش بارها مورد تجاوز قرار گرفت. سرانجام به اجبار همان ناپدری وارد چرخه قاچاق مواد مخدر شد و در نهایت اعدام گردید. اما ناپدری با هیچ پیامد قضایی روبهرو نشد.
این واقعیت پرسشی اساسی را مطرح میکند: چرا زنان فقیر و بیپناه به چوبهدار سپرده میشوند، اما عاملان اصلی و سودبرندگان بازار عظیم مواد مخدر که عمدتا از مهرههای شبکه سپاه پاسداران هستند در برابر عدالت قرار نمیگیرند؟

قربانیانی که مادر بودند
در میان زنان اعدامشده دستکم هفت مادر وجود داشتند.
طیبه حکمت، اسما زارعی، ستایش محمدپور، اعظم گرامی، مهتاب شیرمحمدی، زهرا عزیزپور و رضوان اصغرزاده از جمله زنانی بودند که کودکانشان پس از اجرای حکم اعدام یتیم شدند.
در بسیاری موارد، ابعاد انسانی این فاجعه بهویژه تکاندهنده است.
اسما زارعی، مادر ۲۸سالهای بود که فرزند خود را در دوران حبس به دنیا آورد و هنگام اعدام، کودکش تنها دو سال داشت.
ستایش محمدپور نیز در حالی اعدام شد که دو کودک ۸ و ۱۱ ساله چشمانتظار بازگشت مادرشان بودند. همچنین رضوان اصغرزاده، مادر ۴۵ ساله شش فرزند، در شرایطی اعدام شد که پیشتر در فهرست زندانیان واجد شرایط عفو قرار داشت اما نامش از این فهرست حذف شد.
اعدام یک زن پایان زندگی تنها یک فرد نیست؛ بلکه پیامدهای ویرانگر آن نسل بعدی را نیز دربرمیگیرد.
جنبشی که از قلب زندانها در برابر چوبههای دار ایستاده است
در برابر موج فزاینده اعدامها، یکی از مهمترین جلوههای مقاومت در ایران از درون زندانها شکل گرفته و اکنون در سومین سال فعالیت خود قرار دارد.
کارزار سهشنبههای نه به اعدام از دل همان زندانهایی برخاست که حکومت برای خاموش کردن صدای مخالفان بنا کرده است. زندانیان شرکتکننده که در میان آنان شمار قابل توجهی از زنان زندانی سیاسی حضور دارند، هر هفته با اعتصاب غذا خواستار توقف اعدامها میشوند و اعتراض خود را متوجه اصلیترین ابزار سرکوب حکومت یعنی مجازات مرگ میکنند.
این کارزار زیر فشار و تهدید و ارعاب، نه تنها متوقف نشده، بلکه به طور مستمر گسترش یافته است.
اگر اعدام مهمترین ابزار حکومت برای ایجاد هراس در جامعه است، کارزار سهشنبههای نه به اعدام را میتوان پایدارترین و سازمانیافتهترین حرکت اعتراضی علیه این سیاست در سالهای اخیر دانست؛ جنبشی که نه در فضای آزاد، بلکه از پشت دیوارهای زندان و از دل شدیدترین اشکال سرکوب سر برآورده است.
جهان نباید در برابر اعدام زنان در ایران سکوت کند
روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام فرصتی است تا جامعه جهانی بار دیگر به وضعیت اعدام زنان در ایران توجه کند.
کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران از ملل متحد و ارگانهای ذیربط، به ویژه گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران و گزارشگر منع خشونت علیه زنان و عموم مراجع مدافع حقوق بشر و حقوق زنان میخواهد برای ممانعت از اعدام زندانیان محکوم به اعدام به ویژه زندانیان زن دست به اقدام فوری بزنند.
هر روز تأخیر در این امر به قیمت جان دهها انسان تمام میشود.



















