گزارشهایی که بهصورت قطرهچکانی و در شرایط قطع اینترنت از ایران به بیرون درز کرده، از کشتار سازمان یافته معترضان در شهرهای مختلف حکایت دارد؛ از آتشزدن عمدی محلهای تجمع و محبوسکردن مردم در میان دود و آتش تا شلیک مستقیم به افراد بیسلاح و تیرخلاص به مجروحان.
این شواهد، تصویری روشن از ارتکاب جنایت علیه بشریت توسط رژیم آخوندی در جریان سرکوب قیام سراسری مردم ایران ارائه میدهد. همزمان، گزارشها از ادامه درگیریها و جنگوگریز جوانان شورشگر با مأموران یکان ویژه در قلب تهران و سایر شهرها خبر میدهد؛ شهرهایی که در وضعیت حکومتنظامی اعلامنشده بهسر میبرند.
این عزم ملتی است که بهرغم سرکوب و اختناق شدید، برای رهایی از چنگال یک رژیم ستمگر و دستیابی به آزادی، برای چهارمین بار طی هشت سال گذشته به پا خاسته است؛ قیامی که اینبار شجاعانهتر از همیشه رقم خورد و به همین دلیل با وحشیانهترین پاسخ مرگبار حکومت مواجه شد. معاون فرهنگی ستاد نیروهای مسلح رژیم، ابوالفضل شکارچی، خود علت این خشونت عریان را چنین توضیح میدهد: «حتی دقایقی، حتی ساعاتی تأخیر میشد ما وضعیت دیگری داشتیم.» (خبرگزاری دانشجو، ۳۰ دی ۱۴۰۴)
در همین چارچوب، شورای امنیت رژیم با انتشار آمارهای ساختگی کوشید مسئولیت مستقیم حاکمیت و نیروهای سرکوبگر آن را در کشتار هزاران معترض پنهان و افکار عمومی را مهندسی کند.

آتشزدن عمدی بازار تاریخی رشت
به گفته شاهدان، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴، نیروهای امنیتی عمداً بازار تاریخی رشت را که مملو از معترضانی بود که به آنجا پناه برده بودند، به آتش کشیدند و سپس به سوی افرادی که قصد فرار داشتند تیراندازی کردند؛ بهگونهای که شماری از قربانیان بر اثر خفگی و سوختگی جان باختند و برخی دیگر هنگام خروج از بازار زیر رگبار گلوله کشته شدند.
تصویری از کفشهای بر جایمانده در بازار رشت، گوشه ای از جنایات هولناک رژیم ملایان برای خاموش کردن اعتراضات مردم را بازتاب می دهد. بسیاری این تصویر را به نمایش کفشهای قربانیان در موزه هولوکاست واشینگتن تشبیه کردهاند؛ شباهتی که تنها نمادین نیست، بلکه بازتاب الگویی مشابه از نابودی سیستماتیک غیرنظامیان است.
سورن ادگار، نایبرئیس اتحاد جامعه استرالیایی–ایرانی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اگر این جنایت علیه بشریت نیست، پس چیست؟»

قتل عام معترضان در مشهد
یک شاهد عینی از مشهد درباره وقایع شب ۱۸ دی ماه گفت مردم در مناطق مختلف شهر از جمله محله دانشجو، خبابان صیاد شیرازی، بلوار وکیل آباد، خیابان ۷ تیر و چهارراه پیروزی جمع شده بودند و خبابانها مملو از جمعیت بود. اما نیروهای حکومتی در نزدیکی پایگاه بسیج ۷ تیر با گلوله جنگی به سوی معترضان شلیک کردند. وی گفت نیروهای لباسشخصی و یگان ویژه نقش اصلی را در سرکوب داشتند. در سایر مناطق مثل پارک ملت و شاندیز قتل عام شدیدتر بود. مأموران مسلح به خانههایی که به معترضان پناه داده بودند با خشونت یورش برده و معترضان را بازداشت می کردند.
شاهدان میگویند صبح روز بعد به رغم تلاش مأموران برای از بین بردن آثار سرکوب هنوز آثار خون روی سنگفرشها وجود داشت. شعارهای ضدحکومتی روی دیوارها سیاه شده بود؛ اما ایستگاههای اتوبوس در هم شکسته از زدوخوردهای شب قبل روایت داشتند.
حمام خون در خیابان های فردیس
شهر فردیس کرج نیز یکی از کانون های اصلی اعتراضات و سرکوب مرگبار معترضین بود. یک شاهد عینی از شدت حضور مردم در خیابان ها و درگیری شدید با نیروهای امنیتی و «حمام خون» در خیابان ها سخن گفته است.
به گفته وی در فلکه سوم فردیس نیروهای سرکوبگر ناگهان به سوی مردم حمله ور شده و با مسلسل به سوی آنها شلیک کردند. کشتار از ساعت ۸ شب ۱۹ دی ماه تا ساعت ۹.۳۰ ادامه داشته و جنگ و گریز تا نیمه شب طول کشید. تا ساعت ۳.۳۰ صبح که او توانسته بود از مخفی گاه خود در محل دور شود پیکرهای کشته شدگان را جمع کرده بودند. در میان مجروحین از پیر و جوان تا کودکان کم سن و سال وجود داشتند. به گفته این شاهد به بسیاری از مجروحین تیر خلاص زده بودند.
همچنین در شب ۱۸ دی ماه در منطقه سیاه نوش فردیس، مأموران حکومتی به روی مردم رگبار گشودند.

سرکوب و کشتار سازمان یافته
آنچه از شهرهای مختلف گزارش شده است حاکی از یک الگوی سرکوب و کشتار سازمان یافته و هماهنگ در جریان اعتراضات سراسری است. استفاده از سلاح جنگی، شلیک به سر و سینه معترضان، تیرخلاص به مجروحان، جمع آوری اجساد، و قطع اینترنت همه عناصری است که در گزارشهای دریافتی از همه شهرها وجود دارد.
آتشزدن عمدی محل تجمع معترضان، شلیک مستقیم به افراد بیسلاح، محبوسکردن مردم در میان دود و آتش و ممانعت از امدادرسانی، همگی نشاندهنده سرکوب مرگبار و ادامه جنایت علیه بشریت در جریان اعتراضات سراسری است.
آمارسازی حکومتی: تلاش برای تطهیر کشتار و فرافکنی جنایت
نزدیک به دو هفته پس از یکی از بزرگترین کشتارهای مردم ایران، شورای عالی امنیت ملی رژیم در بیانیهای موسوم به «تحلیلی» مدعی شد که طی روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، در مجموع ۳۱۱۷ نفر در جریان قیام کشته شدهاند که بهگفته رژیم، «۲۴۲۷ نفر از مردم بیگناه و حافظان نظم و امنیت» و ۶۹۰ نفر از «تروریستها و اغتشاشگران» بودهاند. آماری که بهوضوح تلاشی برای سبککردن مسئولیت مستقیم حاکمیت و نیروهای سرکوبگر در این کشتار گسترده است.
در مقابل، شبکه خبری سیبیاس در ۲۳ دیماه، بر اساس دادههایی که از سوی پزشکان داخل کشور و منابع درمانی و با دشواری بسیار و در شرایط قطع اینترنت به بیرون منتقل شده بود، از کشتهشدن دستکم ۱۲ هزار نفر خبر داد و نوشت که شمار قربانیان ممکن است به ۲۰ هزار نفر نیز برسد.
علیاکبر پورجمشیدیان، دبیر شورای عالی امنیت ملی رژیم، در گفتوگو با رسانههای حکومتی علت «تأخیر» در اعلام آمار را «دقت در تفکیک جانباختگان» عنوان کرد. او برای فرافکنی مسئولیت کشتار و توجیه سرکوب و اعدام معترضان، مدعی شد:
«بخش قابل توجهی از مردمی که در حوادث کشته شدند از فاصله نزدیک تیر خوردهاند. این در حالی است که نیروهای پلیس از جمعیت فاصله دارند. تیر خوردن از نزدیک معنایش این است که کسانی در بین اغتشاشگران مردم را به گلوله بستند.» (تسنیم، اول بهمن ۱۴۰۴)
این ادعاها در حالی مطرح میشود که به روایت شاهدان متعدد، این مأموران حکومتی بودند که به معترضان مجروح و حتی جانباختگان تیر خلاص میزدند و سپس برای پنهانکردن ابعاد جنایت، اجساد را جمعآوری میکردند.

احراز هویت ۳۲۱ شهید، گورهای جمعی و اخاذی از خانوادهها
سازمان مجاهدین خلق ایران روز سهشنبه ۳۰ دیماه اعلام کرد اسامی ۱۰۳ تن دیگر از شهیدان سرفراز قیام سراسری مردم ایران را پس از تدقیق و احراز هویت منتشر کرده است. بدین ترتیب، تاکنون هویت ۳۲۱ تن از شهیدان قیام احراز شده که ۳۷ تن از آنان زنان قیامآفرین بودهاند.
پیش از این در روز ۲۲ دی، سازمان مجاهدین اعلام کرده بود که شمار جان باختگان قیام سراسری در فاصله زمانی ۷ تا ۲۱ دیماه، در سراسر کشور از مرز ۳ هزار نفر فراتر رفته است.
همزمان، گزارشهایی از شهرهایی مانند کرمان و رشت از ایجاد گورهای جمعی و دفن مخفیانه شهیدان توسط رژیم حکایت دارد. بر اساس این گزارشها، نهادهای امنیتی با تهدید و فشار، خانوادهها را وادار به سکوت کرده و در مواردی برای تحویل پیکر شهدا مبالغی تا ۸۰۰ میلیون تومان اخاذی کردهاند؛ اقدامی که خود نشانهای دیگر از تلاش سازمانیافته برای پنهانسازی جنایت است.
تداوم قیام و درگیریهای خیابانی
گزارشهایی که در شرایط قطع اینترنت به بیرون درز می کند حاکی از ادامه درگیری ها و جنگ و گریز بین جوانان شورشگر و نیروهای یکان ویژه در شهرهای مختلف می باشد.
گزارش های مربوط به سه شنبه شب ۳۰ دی ماه حاکی است که در تهران جوانان شورشگر به یک پایگاه بسیج در منطقه اتابک که در جریان قیام بسیاری از جوانان را به قتل رسانده بود تهاجم کرده و این مرکز سرکوب را به آتش کشیدند.
در رشت، کرمانشاه و مشهد نیز جوانان با نیروهای یکان ویژه درگیری داشتند و جنگ و گریز در خیابان های شهر جریان داشت.
در زاهدان جوانان دلیر برخی از راههای مواصلاتی نیروهای دشمن را با آتش و شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» مسدود کردند.
شامگاه دوشنبه ۲۹ دی نیز شهرهای تهران، تبریز و ایذه شاهد رویارویی سنگین با نیروهای سرکوبگر بود.

در بنبست حاکمیت، قیام ادامه دارد
مجموعه این گزارشها تصویری روشن از وضعیت کنونی ایران ارائه میدهد: رژیمی که برای حفظ قدرت، به کشتار سازمان یافته، آتشزدن، آمارسازی، دفن مخفیانه قربانیان و سرکوب عریان متوسل شده است. با اینحال، تداوم اعتراضات و درگیریها نشان میدهد که خشونت و جنایت، نهتنها قیام را متوقف نکرده، بلکه اراده مردم برای پایاندادن به یک نظام سرکوبگر را راسختر کرده است.




















