در پایان دو هفته کارزار برای نفی و رفع خشونت علیه زنان و در روز جهانی حقوق بشر، به وضعیت زنانی می پردازیم که برای دفاع از حقوق بشر و حقوق بنیادین هموطنان خود به پا خاستند و در این مسیر رنج شکنجه و زندان را به جان خریده اند.
زندانیان عقیدتی و زندانیان سیاسی زن به خاطر استفاده از حق آزادی بیان و عقیده به طور خودسرانه بازداشت و بعد از طی دوران بازجویی و بدرفتاری در زیر شکنجه، و مراحل قضایی ناعادلانه و بدون دسترسی به وکیل، محکوم به حبسهای طولانی مدت میشوند که با جرم خودساخته رژیم برای آنها هیچ تناسبی ندارد.
آنها در زندانهایی که فاقد حداقلهای زندگی و بهداشت است محبوس می شوند. در بسیاری از زندانها حتی یک تخت برای خوابیدن ندارند، کیفیت غذا بسیار پایین است، و بهداری زندان دارای حداقلهای ضروری برای رسیدگی به بیماران نیست. مخارج تأمین مواد غذایی و بهداشتی و درمانی هم به عهده زندانیان است.
وضعیت زیراستاندارد زندانها تأثیر خود را بر جسم و جان زندانیان میگذارد؛ زندانیان سالم را بیمار و بیماری زندانیان بیمار را تشدید میکند. در این میان، رژیم ملایان با ممانعت از اعزام زندانی به بیمارستانهای بیرون و یا عقب انداختن طولانی مدت آن، زندانیان سیاسی و عقیدتی را از درمان ضروری و به موقع محروم مینماید.
این نوعی شکنجه سفید است که جسم و روح زندانیان را می فرساید و مرگ تدریجی را به آنها تحمیل میکند.
نگهداری زندانیان سیاسی زن در شرایط به شدت غیربهداشتی، مصداق شکنجه
اما طی سالی که گذشت، رژیم ملایان به این اکتفا نکرده و شرایط بسیار سخت تری به نسبت همیشه برای زندانیان سیاسی زن به وجود آورده است.
در جریان جنگ ۱۲روزه و تخریب زندان اوین در ۲ تیرماه ۱۴۰۴، زندانیان سیاسی زن از بند زنان اوین به زندان مخوف قرچک منتقل شدند. آنها در سالنی متروک که پیشتر برای نگهداری معتادان استفاده میشد و از نظر بهداشتی در پایینترین سطح ممکن قرار دارد جا داده شدند.
این مکان در ابتدای ورود زندانیان مملو از زباله، بوی تعفن، حیوانات موذی و فاقد هرگونه تهویه بود. زندانیان با تلاش شخصی و بدون پشتیبانی رسمی، تا حدی فضا را پاکسازی کردهاند؛ با این حال، همچنان شرایط حاکم بر محل نگهداری آنان غیرقابل پذیرش و ناقض ابتداییترین حقوق بشری است.
ارتباط آنان با سایر بخشهای زندان بهطور کامل قطع شده و تنها ۳ سرویس بهداشتی و ۳ حمام برای این جمعیت در نظر گرفته شده است. برخی اتاقها با تراکم بالا، مانند اتاقی ۲۰ متری که ۱۳ زن در آن نگهداری میشوند، امکان استراحت یا حتی نشستن را از آنان سلب کرده است. بسیاری، بهویژه سالمندان و بیماران، ناچارند روی زمین بخوابند.
جمع شدن آبهای آلوده و هجوم گسترده موشها و حشرات، خطر آلودگی و بیماری را تشدید کرده است. تهویه سالن در وضعیت بحرانی است؛ کولرها به جای خنک کردن فضا، بوی تعفن را میپراکنند و محیط بهشدت گرم، مرطوب و ناسالم است.
بالاخره با اعتراضات مستمر زندانیان، زندانیان سیاسی زن در تاریخ ۱۷مهر به زندان اوین بازگردانده شدند، اما نه به بند زنان بلکه به راهروی پایین بند ۶ و نمازخانهها. آنها در حالی شب را به صبح رساندند که تخت، پتو و هیچگونه وسیله گرمایشی در اختیار نداشتند. با توجه به شروع سرمای پاییز، این شرایط موجب سرماخوردگی و بیماری شماری از زندانیان شد. به گفته یکی از زندانیان «بسیاری از زنان روی زمین سرد و سیمانی میخوابند. نور کافی وجود ندارد، هوا سنگین است و دسترسی به آب گرم بسیار محدود است.»
اما رژیم به این هم اکتفا نکرده و اخیراً زندانیان سیاسی زن را به بندی زیرزمینی که تقریباً ۴۰ پله پایینتر از سطح زمین است منتقل کرده است؛ بندی که بهشدت مرطوب، غیربهداشتی و مملو از موش، حشرات و انواع آفات می باشد و مصداق بارز شکنجه محسوب می شود. این وضعیت بهویژه برای زندانیان دچار بیماریهای حاد، از جمله فاطمه ضیایی و شیوا اسماعیلی، نگرانکننده است.
جلوگیری از درمان؛ یک سازوکار رایج و نهادینه شده در زندانها در ایران
جلوگیری از درمان زندانیان سیاسی و عقیدتی یک سازوکار نهادینه شده در سیستم زندانهای رژیم است. در سالهای اخیر استفاده از این روش رواج بیشتری پیدا کرده و زندانیان بسیاری جان خود را در اثر جلوگیری و یا تأخیر در درمان از دست میدهند.
از برجسته ترین نمونههای مرگ در سال گذشته در میان زندانیان زن در اثر محرومیت و تأخیر در درمان، مرگ زندانی سیاسی سمیه رشیدی بود.
سمیه رشیدی مهرآبادی متولد ۱۳۶۲ و یک کارگر خیاطخانه بود. او در ۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ هنگام شعارنویسی علیه رژیم در محله جوادیه تهران بازداشت و با اتهام «تبلیغ علیه نظام» زندانی شد. به گواهی نزدیکانش، در زمان دستگیری به شدت مورد ضربوشتم قرار گرفت؛ مأموران سر او را به دیوار کوبیده و بر سینهاش نشسته بودند اما رژیم هیچ اقدامی برای درمان جراحتهای ناشی از بازداشت انجام نداد.
سمیه سالها به بیماری صرع مبتلا بود و به گواهی همسلولیهایش، بارها با تشنج و سردرد شدید به بهداری مراجعه کرده بود. اما پزشکان زندان مشکلات او را «تمارض» تلقی کرده و او را به بند بازمیگرداندند و یا داروهای اعصاب به او میدادند که ربطی به بیماری صرع نداشت.
روز ۲۵ شهریور ۱۴۰۴، سمیه رشیدی پس از انتقال به پزشکی قانونی برای بررسی وضعیت «عدم تحمل کیفر»، در مسیر دچار تشنج شدید شد. با وجود وخامت حال، او ابتدا به زندان قرچک برگردانده شد و تنها پس از حمله شدید صرع و از دست دادن هوشیاری به بیمارستان منتقل گردید. چند روز بعد، پزشکان اعلام کردند که سطح هوشیاری او به ۵ رسیده و امیدی به بهبودی او نیست. وی پس از ده روز کما در بیمارستان مفتح ورامین جان باخت.

زندان قرچک که یکی از نمادهای نقض فاحش حقوق زنان زندانی در ایران می باشد، به قتلگاه زنان تبدیل شده است. مکانی با تراکم جمعیت بالا، کمبود شدید امکانات اولیه از جمله آب آشامیدنی و به ویژه فقدان خدمات درمانی.
به گفته منابع داخلی زندان، از آغاز سال جاری (۲۱ مارس) تاکنون دستکم ۲۳ زن در زندان قرچک جان باختهاند، بدون آنکه نام یا علت مرگ آنها در هیچ گزارش رسمی ذکر شود. بسیاری از این مرگها ناشی از بیماریهای قابل درمان بوده است.
در میان زندانیان، چند زن به بیماریهای جدی از جمله سرطان دوطرفه تخمدان و آندومتریوز مبتلا هستند و پزشکان بر ضرورت اعزام فوری آنها به مراکز درمانی تخصصی تأکید کردهاند. با این حال، قاضی ناظر زندان، زنی به نام شولی، از صدور مجوز درمان جلوگیری کرده و وثیقهای ده برابر میزان معمول مطالبه کرده است.
تنها طی ۱۰ روز از ۱۶ تا ۲۵ سپتامبر، حداقل سه زندانی زن در زندان قرچک به نامهای سمیه رشیدی، جمیله عزیزی و سودابه اسدی به دلیل محرومیت از رسیدگیهای پزشکی و تأخیر در انتقال به بیمارستان جان خود را از دست دادند. پیش از آنها نیز، مریم شهرکی در اثر عدم رسیدگیهای درمانی در زندان فردیس کرج جان سپرد.
شامگاه سهشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴ نیز سحر شهبازیان (طناز)، زن ۲۶ ساله محبوس در زندان فردیس کرج، در شرایطی مشکوک جان خود را از دست داد. منابع آگاه علت واقعی مرگ او را ایست قلبی ناشی از تأخیر در انتقال به بیمارستان اعلام کردهاند.
نگاهی به وضعیت زندانیان بیمار و جلوگیری از درمان آنها
فاطمه ضیایی، ۶۸ ساله، از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ است که بیش از ۱۳ سال را در زندانها و شکنجهگاههای رژیم آخوندی گذرانده است. او به بیماری ام.اس پیشرفته، سل پنهان ریوی و عفونتهای ادراری ناشی از بیماری مبتلاست و وضعیت جسمانیاش شکننده توصیف میشود.
وی این روزها در زندان اوین با شرایط جسمانی به شدت بحرانی روبهروست. منابع نزدیک به خانواده او میگویند ادامه بازداشت او بدون دسترسی به درمان تخصصی، خطر جدی برای جانش ایجاد کرده است.
وی در دیماه ۱۴۰۳ با تأیید پزشکی قانونی مبنی بر عدم تحمل حبس آزاد شده بود. اما مجدداً در ۱۵مرداد ۱۴۰۴، نیروهای امنیتی با یورش به منزل او وی را بازداشت و به بازداشتگاه نوپو منتقل کردند. وی در مدت ۴۰روزی که در این محل بود از حداقل رسیدگی های پزشکی محروم بود و چند بار دچار حمله شد اما مأموران از انتقال او به مراکز درمانی جلوگیری کردند.
وضعیت جسمانی مرضیه فارسی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، طی هفتههای اخیر بهطور نگرانکنندهای رو به وخامت گذاشته است. این زندانی سیاسی که سالهاست با بیماری سرطان و عوارض جدی قلبی دست و پنجه نرم میکند، پس از انتقال از زندان قرچک به زندان اوین با تشدید علائم جسمی از جمله سردردهای مزمن، سرگیجههای شدید و ضعف عمومی مواجه شده است.
با وجود توصیههای مکرر پزشک معالج برای ادامه مصرف داروهای ضروری جهت کنترل رشد سلولهای سرطانی و تنظیم وضعیت قلبی، مسئولان زندان اوین از ورود داروهای حیاتی او جلوگیری کردهاند. این اقدام تحت بهانههای اداری و امنیتی صورت گرفته و عملاً سلامت این زندانی سیاسی را در معرض خطر جدی قرار داده است.
مرضیه فارسی، متولد ۱۳۴۴ و ساکن تهران، مادر دو فرزند است. او در ۳۰ مرداد ۱۴۰۲، همزمان با سالگرد اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، در تهران بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. دادگاه انقلاب تهران او را به اتهام «بغی وارتباط با سازمان مجاهدین خلق» به ۱۵ سال حبس محکوم کرد.
مریم اکبری منفرد محبوس در زندان قرچک ورامین، ماههاست از دردهای شدید کمر و زانو، بیحسی در پاها و اختلال حرکتی رنج میبرد. با وجود تأکید پزشکان متخصص و گزارش رسمی پزشکی قانونی مبنی بر ضرورت فیزیوتراپی و درمان روزانه، مسئولان زندان از اعزام او به مراکز درمانی خودداری میکنند.
مریم حتی برای انجام کارهای ساده نیاز به کمک دارد. پزشکان هشدار دادهاند که ادامه این وضعیت میتواند منجر به آسیب عصبی دائمی و بیاختیاری ادرار شود. پزشکی قانونی نیز در مهرماه سال جاری بهطور رسمی نیاز روزانه او به خدمات تخصصی در مراکز درمانی خارج از زندان را تأیید کرده بود.
این زندانی سیاسی بیش از ۱۵سال بدون حتی یک روز مرخصی در حبس به سر میبرد. وی مادر سه دختر میباشد. خانواده او از قربانیان سرکوبهای خونین دهه ۶۰ هستند؛ دو برادرش در سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۶۳ و برادر کوچکتر و خواهرش در تابستان ۱۳۶۷ اعدام شدند.
وی از سال ۱۳۸۸ به اتهامات سیاسی بازداشت و تحمل حکم ۱۵ سال حبس که در مهرماه ۱۴۰۳ به پایان رسید. اما قضائیه رژیم با پرونده سازی جدید، مجدداً او را به دو سال حبس محکوم کرد.

زینب جلالیان در زندان مرکزی یزد در تبعید نگهداری میشود و محکوم به حبس ابد می باشد. او در هفته دوم آبان ۱۴۰۴، تنها ۲۴ ساعت پس از عمل جراحی سنگین فیبروم، بدون طی دوره مراقبتهای پس از عمل، دوباره به زندان بازگردانده شد. با وجود توصیه پزشک متخصص مبنی بر ضرورت انجام سونوگرافی و پیگیریهای درمانی در مراکز تخصصی، مسئولان زندان از اعزام او جلوگیری کردهاند.
وضعیت جسمانی خانم جلالیان نامناسب است و او با دردهای شدید مواجه است. ادامه روند درمان نیز نیازمند انتقال فوری وی به مراکز درمانی خارج از زندان است.
زینب جلالیان از مدتها پیش با خونریزی داخلی، مشکلات کلیوی و دردهای مزمن مواجه بودهاست. در تیرماه ۱۴۰۳ نیز، بهرغم شدت درد، تنها به بهداری زندان منتقل و بدون ویزیت متخصص، صرفاً با تزریق مسکن به بند بازگردانده شد. اکنون، پس از عمل جراحی اخیر، وضعیت جسمی او بهدلیل نبود امکانات درمانی، تغذیه نامناسب و شرایط غیربهداشتی سلولها، بحرانیتر از گذشته توصیف میشود.
به گفته نزدیکان خانواده، درخواستهای مکرر برای انتقال فوری او به بیمارستان بیپاسخ مانده است. پزشکان زندان هشدار دادهاند که ادامه این وضعیت ممکن است به نارسایی کلیه و عوارض جبرانناپذیر منجر شود.
زینب جلالیان در سال ۱۳۸۶ دستگیر و در سال ۱۳۸۸ به اتهام خروج غیرقانونی از کشور به یک سال حبس تعزیری و به اتهام محاربه به دلیل عضویت در گروههای مخالف نظام به اعدام محکوم گردید. حکم اعدام او در دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور تأیید، اما سپس به حبس ابد تغییر یافت.
خانم جلالیان بارها اعلام کرده بود که در زمان بازداشت به شیوههایی چون شلاق زدن به کف پا، مشت به شکم، کوبیدن سر به دیوار و تهدید به تجاوز، مورد آزار و شکنجه قرار گرفته است.
شیوا اسماعیلی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در شرایطی وخیم و با درد شدید ناحیه کمر روبهروست؛ با این حال، مقامات زندان با کارشکنی و بیتوجهی عامدانه، مانع انتقال او به بیمارستان و دریافت درمان تخصصی شدهاند. شدت درد به حدی است که این زندانی سیاسی حتی در تنفس نیز دچار مشکل شده و عملاً زمینگیر شده است.
بهدنبال هفتهها بیتوجهی و رنج مداوم، سرانجام مسئولان زندان با اعزام او به بیمارستان موافقت کردند. اما مأموران هنگام انتقال متوجه شدند کارت بانکی او موجودی ندارد و به دستور رئیس زندان، شیوا اسماعیلی را از درِ خروج بازگرداندند.
این زندانی سیاسی اصرار داشت که میتواند با خانوادهاش تماس بگیرد تا هزینه درمان را تأمین کنند، اما مسئولان زندان عمداً مانع تماس او شدند. چنین رفتاری نشان میدهد که مقامات زندان اوین از حق درمان بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار و شکنجه روانی بر زنان زندانی سیاسی استفاده میکنند.
شیوا اسماعیلی (معصومه) متولد ۱۳۴۴، ساکن تهران و مادر سه فرزند است. او که دارای مدرک مهندسی کشاورزی است، در آبانماه ۱۳۹۹ به دلایل سیاسی و بدون شفافیت حقوقی بازداشت شد و پس از چند سال بلاتکلیفی، در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۲، به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم گردید.
هدی مهرگانفر، مهندس الکترونیک و زندانی سیاسی ۳۸ ساله، در زندان عادل آباد شیراز با وضعیت جسمی وخیمی روبهروست و نهادهای امنیتی همچنان مانع از انتقال او به بیمارستان شدهاند. این بیتوجهی عامدانه به هشدارهای پزشکی، جان او را در معرض خطر جدی قرار داده است.
بهگزارش منابع مطلع، بیماری کیست اندومتریوما (Endometrioma) در بدن هدی مهرگانفر عود کرده و خطر پارگی و عفونت داخلی وجود دارد. پزشک زندان پیشتر تأکید کرده بود که وضعیت او نیازمند اعزام فوری به بیمارستان است، اما مسئولان زندان با استناد به «دستور مستقیم نهادهای امنیتی»، از اجرای این دستور پزشکی جلوگیری کردهاند.
او در حال حاضر از درد مزمن، تب بالا و ضعف عمومی رنج میبرد و حتی داروهای تجویزی برای کنترل بیماری نیز به او داده نشده است. منابع نزدیک به خانواده میگویند «هدی در شرایطی نگهداری میشود که نه امکان استراحت دارد و نه تغذیه مناسب. هر روز وضعیت جسمیاش وخیمتر میشود.»
اول آبان ماه ۱۴۰۳، مأموران امنیتی به منزل خانم هدی مهرگانفر و پدر ایشان در شهرستان زرقان (در استان فارس) یورش برده و بدون ارائه حکم قضائی آنها را بازداشت و به زندان عادل آباد شیراز منتقل کردند. جلسه بازپرسی این پدر و دختر در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۴۰۴ بهصورت ویدئوکنفرانس برگزار شده و در جریان آن، اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق به آنان تفهیم شده است.
سلامت آیدا نجف لو، زندانی مسیحی، دروضعیت هشدارآمیز قرار دارد و خطر جدی قطع نخاع، زندگی او را تهدید میکند. وخامت وضعیت جسمی این زندانی پس از سقوط از تخت و جراحی ستون فقرات شدت گرفته است.
روز یکشنبه ۱۱ آبانماه ۱۴۰۴، آیدا نجف لو بر اثر سقوط از تخت دوطبقه دچار شکستگی مهره T12 ستون فقرات شد. او ابتدا به بیمارستان طالقانی منتقل و شکستگیاش تأیید شد، اما بدون انجام هیچ درمانی و در حالی که قادر به حرکت نبود، به زندان بازگردانده شد. مدتی بعد او در بیمارستان شهدای تجریش تحت عمل جراحی قرار گرفت اما بدون طی دوران نقاهت به زندان اوین برگردانده شد.
شرایط غیربهداشتی و نبود امکانات درمانی مناسب در اوین، موجب عفونت محل جراحی و انتقال دوباره او به بیمارستان شده است. پزشک معالج با هشدار نسبت به پیامدهای بازگرداندن او به بند، تأکید کرده است که ادامه نگهداری خانم نجف لو در شرایط فعلی زندان میتواند مستقیماً باعث قطع نخاع و فلج دائمی شود.
آیدا نجف لو در بهمن ۱۴۰۳ توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و پس از بازجویی در بند ۲۰۹، از فروردین ۱۴۰۴ در بند زنان اوین نگهداری میشود. او به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «تشکیل کلیسای خانگی» به ۱۰سال حبس تعزیری محکوم شده است.
ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی ۲۵ ساله محبوس در زندان اوین، مبتلا به میگرن عصبی شدید می باشد ولی از دسترسی به داروهای خود محروم می باشد. وی مستمراً دچار سردردهای شدید منجر به تشنج می شود و آثار شکنجههای روانی و فشارهای بازجویی بر وضعیت سلامت او آشکار است.
ارغوان فلاحی در ۶ بهمن ۱۴۰۳ در تهران دستگیر و بیش از شش ماه در سلولهای انفرادی بند ۲۴۱ اوین تحت بازجوییهای فشرده و شکنجههای روانی و جسمی قرار داشت. پس از دو ماه حبس در سلول انفرادی در زندان فشافویه و یک دوره نگهداری در محل نامعلوم، به زندان مخوف قرچک منتقل و متعاقباً به زندان اوین منتقل گردید.
معصومه عسگری، معلم بازنشسته و زندانی سیاسی، با وجود ابتلا به بیماریهای متعدد جسمی و روحی، همچنان در زندان اوین در حبس بهسر میبرد. تداوم بازداشت این زندانی ۶۰ ساله در حالی ادامه دارد که مسئولان قضایی و زندان اوین هیچگونه اقدامی برای درمان و بهبود وضعیت او انجام ندادهاند.
معصومه عسگری که مادر یک فرزند و تنها سرپرست خانواده خود می باشد، در مردادماه ۱۴۰۳، توسط نیروهای وزارت اطلاعات در تهران بازداشت شد و پس از تحمل ماهها بازجویی، به اتهام «تبلیغ علیه نظام در قالب همکاری با گروههای ضدنظام» و «عضویت در گروههای مخالف نظام» به سه سال حبس محکوم شد.
او به بیماریهای مزمن از جمله دیابت، مشکلات کلیوی و کبدی و اختلالات عصبی مبتلاست. این مشکلات سلامتی با جراحات قبلی که شامل چندین شکستگی در پاهای او میشود، تشدید شده است.
فریبا خرم آبادی استاد الهیات، پژوهشگر دینی و مادر یک فرزند است. وی در مردادماه ۱۴۰۴ بدون ارائه حکم قضایی توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصیاش بازداشت و مستقیم به زندان فردیس کرج منتقل شد. وی به اتهامهای «تبلیغ علیه نظام» و «عضویت در شبکههای معاند» به یک و نیم سال حبس تعزیری محکوم شده است.
زندانی سیاسی فریبا خرم آبادی سابقه سکته قلبی دارد و در زندان به او داروی اشتباه دادهاند که موجب بروز تیکهای عصبی و تشنجهای مکرر شده است. مأموران در حالی که حال او وخیم بوده، برای انتقال به بیمارستان وی را با دستبند و پابند بستند؛ رفتاری که موجب تشدید ناراحتی جسمیاش شد. او در اعتراض به این برخورد تحقیرآمیز از رفتن به بیمارستان خودداری کرد.
مریم زبیدی، ۵۸ ساله ساکن اهواز و مادر سه فرزند، روز ۱۰ آبانماه ۱۴۰۴، پس از احضار به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب اهواز بازداشت و به زندان سپیدار اهواز منتقل شد. وی از بیماریهای شدید تنفسی و گوارشی رنج میبرد و وضعیت جسمانیاش بحرانی گزارش شده است.
مریم زبیدی نخستینبار در ۲۴ اسفند ۱۳۹۶ توسط نیروهای اداره اطلاعات اهواز بازداشت و تحت بازجوییهای طولانی و شکنجههای روانی قرار گرفته و در اثر شرایط غیربهداشتی، به بیماریهای تنفسی و گوارشی شدید مبتلا شده است. در طول دوران حبس نیز بارها درخواست اعزام به مراکز درمانی تخصصی داده اما با بیتوجهی مسئولان زندان مواجه شده است.
منابع محلی تأیید کردهاند که بهداری زندان سپیدار تنها داروهای عمومی در اختیار زندانیان قرار میدهد و فاقد امکانات پزشکی تخصصی است.
فراخوان به اقدام بینالمللی
محرومیت درمانی، شکلی از خشونت جنسیتی و سیاسی است که در سکوت اعمال میشود. این سیاست، با نقض اصول بنیادین کنوانسیون منع شکنجه و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، عملاً سلامت و حیات زندانیان را به ابزاری برای انتقامجویی حکومتی بدل کرده است. در این میان، زنان زندانی سیاسی نه فقط قربانی سرکوب سیاسی، بلکه قربانی خشونت ساختاری بر پایه جنسیت هستند.
در روز جهانی حقوق بشر، کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران خواستار اقدام فوری شورای حقوق بشر سازمان ملل، کمیسر عالی حقوق بشر، گزارشگران ویژه و دولتهای اروپایی برای بازدید از زندان ها و بررسی وضعیت زندانیان و به خصوص زندانیان سیاسی زن و زندانیان بیمار می باشد.




















