سه شنبه, شهریور ۳, ۱۴۰۵
  • English
  • Français
  • فارسی
  • عربى
کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران
  • صفحه اول
  • اخبار
    • اخبار زنان
    • مقالات
    • اطلاعیه‌ها
  • انتشارات
    • بولتن ماهانه
    • اسناد
    • صفحات مرجع
  • درباره ما
    • کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت
    • برابری جنسی
  • مریم رجوی
    • مریم رجوی
    • سخنرانی های مریم رجوی
    • طرح ده ماده ای مریم رجوی در رابطه با ایران فردا
    • طرح آزادی ها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا
  • زنان پیشتاز
    • زنان در رهبری
    • شهدای راه آزادی
    • قهرمانان در زنجیر
    • زنان مقاومت ایران
    • زنان تأثیرگذار
    • زنان در تاریخ
  • رویدادها
    • کنفرانس روزجهانی زن
    • سخنرانیهای روز جهانی زن
    • فعالیت ها
    • همبستگی
  • ویدئو کلیپ
  • تماس با ما
نتیجه‌ای یافت نشد
دیدن همه نتایج
کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران
  • صفحه اول
  • اخبار
    • اخبار زنان
    • مقالات
    • اطلاعیه‌ها
  • انتشارات
    • بولتن ماهانه
    • اسناد
    • صفحات مرجع
  • درباره ما
    • کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت
    • برابری جنسی
  • مریم رجوی
    • مریم رجوی
    • سخنرانی های مریم رجوی
    • طرح ده ماده ای مریم رجوی در رابطه با ایران فردا
    • طرح آزادی ها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا
  • زنان پیشتاز
    • زنان در رهبری
    • شهدای راه آزادی
    • قهرمانان در زنجیر
    • زنان مقاومت ایران
    • زنان تأثیرگذار
    • زنان در تاریخ
  • رویدادها
    • کنفرانس روزجهانی زن
    • سخنرانیهای روز جهانی زن
    • فعالیت ها
    • همبستگی
  • ویدئو کلیپ
  • تماس با ما
نتیجه‌ای یافت نشد
دیدن همه نتایج
کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران
نتیجه‌ای یافت نشد
دیدن همه نتایج
صفحه اصلی قهرمانان در زنجیر
شکنجه جمعی در زندان خاطرات زندان مهری حاجی نژاد

شکنجه جمعی در زندان

۲۲ آذر, ۱۴۰۴
در قهرمانان در زنجیر

خاطرات زندان مهری حاجی نژاد از کتاب آخرین خنده لیلا – قسمت سیزدهم

در این شماره از خاطرات زندان مهری حاجی نژاد که در کتاب آخرین خنده لیلا به رشته تحریر در آمده است نویسنده که آن زمان نوجوانی دانش‌آموز بوده خاطره شکنجه جمعی در زندان، صدور حکم اعدام ظرف دو دقیقه و داستان خودش در یک قدمی اعدام را بازگو می‌کند.

شلاق جمعی

بعد از چند روز، دوباره صدای بلندگو بلند شد و تعدادی اسم را برای بازجویی خواند، اسم من هم جزو آنها بود که باید برای بازجویی می‌رفتم. مهشید و مهری درخشانی (از شهیدان قتل عام ۶٧) چند جفت جوراب کلفت به من دادند که پایم کردم، شهین خانم روسری پشمی‌اش را دادکه اضافه بر روسری خودم، سرم کردم و مرجان هم ژاکت بافتنی‌اش را به من داد. خلاصه همه کمک کردند تا با آمادگی کامل برای بازجویی روانه شوم.

این رسم بود هر وقت کسی به بازجویی می‌رفت تا می‌توانست جوراب و کفشک و لباسهای کلفت می‌پوشید تا قدری جلو ضربه شلاق را بگیرد، گرچه بعد از شلاق و ورم کردن پا، درآوردن این جورابها از پا،که به اندازة یک متکا شده بود، خودش کار طاقت‌فرسایی بود و واقعاً بیچاره می‌شدیم.

وقتی به شعبه بازجویی رسیدیم، هیچ صحبت و سوال و جوابی نشد. بازجو فقط گفت به خاطر اینکه از بازجویی فرار کرده‌ای، باید تنبیه بشوی و ۶٠ ضربه شلاق داری. بازجو اضافه کرد شلاقتان جمعی است!

 منظورش را نمی‌فهمیدم ولی چند دقیقه بعد دیدم دو تخت را کنار هم گذاشتند و من و ١۵ خواهر دیگر را که گویا همه آنها همان کار مرا کرده و آن شب از بازجویی به بند برگشته بودند را روی تخت روی هم ریختند و ۶٠ ضربه را با یک دست به پای همه زدند. به نظر می‌رسید چون بازجو خودش خسته بود نمی‌توانست به ١۵ نفر جداجدا هرکدام۶٠ ضربه بزند لذا این تصمیم را گرفته بود.

البته کارش خیلی احمقانه بود، چون با هر ضربه شلاق هر ١۵ نفرمان جیغ می‌زدیم و اعصاب او را خرد می‌کردیم. از طرف دیگر به این ترتیب احساس می‌کردیم همه با هم یک تن واحد هستیم و آن روز در خاطر من، نه به عنوان یک روز تلخ، بلکه به عنوان یک روز جنگ جمعی ما و رژیم خمینی، مانده است. فکر می‌کنم این طوری حتی درد کابل را هم کمتر حس می‌کردیم.

وقتی شلاق تمام شد همه بلند شده به سمت نمازخانه رفتیم و وقتی چشم‌بندها را بالا زدیم تازه چشممان به همدیگر افتاد، دیدم چند نفر از دوستانم از جمله سوسن و اعظم (از یک بند دیگر) هم بین این ١۵ نفرند. از دیدنشان خوشحال شدم و درد فراموشم شد، چون از بعضی بچه‌ها هیچ خبری نداشتم و نمی‌دانستم که اصلاً چه بر سرشان آمده است. با هم روبوسی کردیم و خیلی کوتاه از آنها پرسیدم کی دستگیر شده‌اند؟

بیشتر دنبال این بودم که بفهمم چه کسی تازه دستگیر شده و دربیاورم که چه حرف جدیدی از سازمان دارد، چه سرود جدیدی درست شده و… خلاصه آن روز طی مدتی که با چشم بسته منتظر برگشتن به بند بودیم، در مورد لحظاتی که روی هم افتاده بودیم و به طور جمعی کابل می‌خوردیم، گفتیم و خندیدیم.

آن روز حوالی نیمه اردیبهشت ۶١ بود. بعد از آن تا روز ۵ تیر ۶١ دو بار دیگر به بازجویی رفتم و آخرین بار بازجو تهدید کرد که اگر راه نیایی پرونده‌ات را به دادگاه می‌فرستم و دیگر سر وکارت با کرام‌الکاتبین است.

صدور حکم اعدام ظرف دو دقیقه

روز ۵ تیر ۶١ مرا برای بازجویی صدا زدند. وقتی به دادستانی رسیدم گفتند امروز دادگاه داری. دادگاه با چشم بسته حداکثر پنج دقیقه طول کشید.

 آخوند نیری کیفرخواست مرا که ١٧ محور داشت خواند و آخرش گفت به خاطر اینکه در قیام مسلحانه شرکت داشته‌ای و برای این سازمان سلاح جمع کرده‌ای حکم اعدام برایت صادر شده است، آن را امضا کن. گفتم هیچ‌کدام از آنچه را خواندید، قبول ندارم حکم را هم امضا نمی‌کنم، من اصلاً کاره‌یی نبودم. من از سال ۵٩ فعالیتی نداشته‌ام آن‌وقت شما می‌گویید سلاح جمع کرده‌ام؟!

نیری گفت پس بیا مصاحبه کن و بگو که فعالیتی نمی‌کنی. گفتم من کاری نکرده‌ام که مصاحبه کنم. سرانجام، بدون امضای حکم مرا از اتاق بیرون فرستادند و به بند برگرداندند.

از آن تاریخ منتظر اجرای حکم بودم (از تیر ۶١ تا اوایل ۶٣ که به من حکم دادند). شاید یکی از بهترین دوران زندگیم در زندان، همین ١٨ ماهی بود که منتظر اعدام بودم. همواره احساس می‌کردم در عین حال که به عهدم وفا کرده‌ام خداوند منت این آزمایش را که هر روز منتظر اجرای حکم باشم، نصیبم کرده است. بارها به بچه‌ها می‌گفتم بچه‌ها هر یک روز را خداوند به من اضافه می‌دهد. احساس سبکبالی خاصی داشتم. تا آخر تابستان ۶١ هیچ خبری نشد، نه بازجویی رفتم و نه برای حکم صدایم زدند.

در یک‌قدمی تیرباران

اواسط پاییز ۶١ یکبار حوالی ساعت ۷-۸ عصر بود که مرا به تنهایی برای بازجویی صدا زدند. خیلی سریع با همه خداحافظی کردم. بچه‌ها نگران نگاه می‌کردند و سوال می‌کردند که خودت فکر می‌کنی چه می‌شود؟ چون به طور معمول، بچه‌های اعدامی را در همان ساعات عصر صدا می‌زدند و می‌بردند. بیش از ٩٠ درصد فکر می‌کردم که برای اجرای حکم می‌روم.

قدم‌ها سریع‌تر از خودم حرکت می‌کرد. وقتی از مجموعه بندهای ٢١۶ خارج شدیم دیدم صفی از برادران هم آنجا هستند که مرا هم با آنها یکی کرده و راه افتادیم. طی مسیر، سعی کردم ذهنم را متمرکز کنم که از آخرین لحظات چگونه استفاده کنم، اگر فرصت بود و کاغذ دادند، در وصیتنامه‌ام چه بنویسم. آن‌موقع گاهی به اعدامی‌ها اجازه می‌دادند در حد پنج خط وصیتنامه یا نامه برای خانواده‌شان بنویسند.

غرق این افکار بودم که به دادستانی رسیدم. پاسداری که مرا می‌برد خیلی عجله داشت و مرا پشت در اتاق بازجویی شعبه ٧ برد. نمی‌توانستم بفهمم چرا اینجا؟ چه بازجویی در پیش است؟

تندتند احتمالات مختلف را در ذهنم ردیف می‌کردم. بیش از سه ساعت سرپا کنار اتاق ایستادم. عمداً سرپا ایستادم که به صحنه مسلط باشم و ببینم چه خبراست. همانطور که ایستاده بودم متوجه شدم کنار دیوار مقابل، تعداد زیادی از بچه‌ها روی زمین نشسته‌اند و وسایلشان کنارشان قرار دارد. فکر کردم حتماً آنها را برای اعدام آورده‌اند. ضربان قلبم تندتر می‌زد و تمام بدنم داغ شده بود و زمان مثل برق می‌گذشت. احساس می‌کردم در فاصله چند قدمی رفتن هستم و یک سری چیزها مثل برق از ذهنم می‌گذشت. هیچگاه این لحظات را فراموش نمی‌کنم.

همان‌موقع یکی از پاسداران پرسید چه کسی هنوز اسمش را ننوشته؟ جریان اسم‌نویسی این بود که قبل از اعدام به بچه‌ها ماژیک می‌دادند تا هرکس اسمش را روی پایش بنویسد. یکی از بچه‌ها گفت می‌خواهم نماز بخوانم و یکی دیگر گفت می‌خواهم با مادرم تلفنی خداحافظی کنم. نمی‌دانم به این خواست‌ها ترتیب اثری داده شد یا خیر؟

رفت وآمد مزدوران خیلی زیاد شده بود و نمی‌توانستم بفهمم که آن شب چند نفر را می‌خواهند به جوخه اعدام بسپارند؟ تکاندهنده‌ترین صحنه دیدن لاجوردی بود. کریه‌ترین و ترسناک‌ترین چهره‌یی که به عمرم دیده‌ام، چهره او بوده است. ولی آن شب کثیف‌ترین چهره او را هم دیدم، یک درنده تمام‌عیار. من از زیر چشم‌بندی که خودم دوخته بودم و طوری دوخته بودم که حتی‌الامکان بتوانم بخشی از فضای جلویم را ببینم.

آن شب با صدای پاسداری که او را حاج‌آقا صدا می‌زد متوجه شدم که لاجوردی است. او را از زیر چشم‌بند دیدم در حالی‌که زیرشلواری به تن داشت و پاشنه کفشش را هم خوابانده بود، عین حیوان درنده‌یی که بوی خون مستش کرده باشد، در بین اعدامی‌ها می‌چرخید. یقین کردم که حتماً در آن صفی که جلو دیوار مقابلم در انتظار است، گروهی از خواهران هم هستند که لاجوردی اینگونه مست و وحشی جولان می‌دهد.

ادامه دارد…

اشتراک30توئیت19پین7اشتراک5بفرستاشتراک

خبرهای مرتبط

اعتصاب غذای محبوبه شعبانی در اعتراض به فشارها و عدم رسیدگی درمانی

۲ شهریور, ۱۴۰۵
اعتصاب غذای محبوبه شعبانی در اعتراض به فشارها و عدم رسیدگی درمانی

محبوبه شعبانی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ که در زندان وکیل‌آباد مشهد محبوس است، در اعتراض به شرایط نامساعد زندان، وضعیت بلاتکلیف پرونده قضایی خود و عدم رسیدگی...

خواندن بیشترDetails

حکم اعدام یک زندانی زن ۳۵ساله در زندان مرکزی کرج اجرا شد

۱ شهریور, ۱۴۰۵
حکم اعدام یک زندانی زن در زندان قزلحصار کرج اجرا شد

بامداد روز یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵، حکم اعدام یک زندانی زن در زندان مرکزی کرج به نام «مریم» به اجرا درآمد. مریم، ۳۵ساله و اهل کرج، پیش‌تر به...

خواندن بیشترDetails

بلاتکلیفی و منع مرخصی؛ آخرین وضعیت معصومه آژینی و معصومه ساربان‌زاده در زندان

۳۱ مرداد, ۱۴۰۵
بلاتکلیفی و منع مرخصی؛ آخرین وضعیت معصومه آژینی و معصومه ساربان‌زاده در زندان

گزارش‌های رسیده حاکی از تداوم فشارهای حقوقی و امنیتی از جمله بلاتکلیفی و محرومیت مرخصی، بر معصومه آژینی و معصومه ساربان‌زاده در زندان‌های گرگان و دولت‌آباد اصفهان است....

خواندن بیشترDetails

تایید حکم اعدام ارغوان فلاحی در دیوان عالی کشور به‌رغم واکنش‌های بین‌المللی

۳۰ مرداد, ۱۴۰۵
تایید حکم اعدام ارغوان فلاحی در دیوان عالی کشور به‌رغم واکنش‌های بین‌المللی

دیوان عالی کشور حکم اعدام ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی ۲۵ ساله و از هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران را تایید کرد.  این حکم پیش‌تر در ۱۰ تیرماه سال جاری از...

خواندن بیشترDetails

گزارش دادستان خراسان جنوبی از پلمب اماکن به دلیل حجاب و توقیف ۲۸ موتورسیکلت

۳۰ مرداد, ۱۴۰۵
گزارش دادستان خراسان جنوبی از پلمب اماکن به دلیل حجاب و توقیف ۲۸ موتورسیکلت

۱۰ کافه و رستوران، ۲۸ موتورسیکلت و ۷۰ خودرو از ابتدای سال جاری در استان خراسان جنوبی، تنها به دلایل مرتبط با پلمب اماکن به دلیل حجاب و...

خواندن بیشترDetails
پست بعدی
آیدا ب. ولز: روزنامه‌نگار پیشگام، مبارز ضدلینچ و معمار اولیهٔ جنبش حقوق مدنی آمریکا

آیدا ب. ولز: روزنامه‌نگار پیشگام، مبارز ضدلینچ و معمار اولیهٔ جنبش حقوق مدنی آمریکا

اسناد

ناکارآمدی سیاست‌های جمعیتی در ایران: اقتصاد، سالمندی و حقوق نادیده‌گرفته‌شده زنان

ناکارآمدی سیاست‌های جمعیتی در ایران: اقتصاد، سالمندی و حقوق نادیده‌گرفته‌شده زنان

۱۹ تیر, ۱۴۰۵

چکیده: مجموعه داده‌ها و گزارش‌های رسمی و رسانه‌ای منتشرشده در اردیبهشت، خرداد و تیر ۱۴۰۵ نشان می‌دهد ایران با بحرانی...

زنان سرپرست خانوار، در بستر بحران‌های ساختاری و سیاست‌های نابرابر فرسوده می‌شوند

زنان سرپرست خانوار، در بستر بحران‌های ساختاری و سیاست‌های نابرابر فرسوده می‌شوند

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵

مقدمه زندگی مردم ایران تحت نظام دیکتاتوری مذهبی، از همه نظر سخت و مخاطره آمیز است. چه از بعد اقتصادی...

گزارش به CSW70: تبعیض جنسیتی در قوانین جنسیتی رژیم ایران

گزارش به CSW70: تبعیض جنسیتی در قوانین رژیم ایران

۲۶ اسفند, ۱۴۰۴

نابرابری ساختاری و سرکوب زنان با مجوز رسمی «تبعیض جنسیتی در قوانین رژیم ایران» عنوان گزارشی است که کمیسیون زنان...

بولتن ماهانه

ماهنامه ژوئیه ۲۰۲۶: صدور حکم اعدام برای زنانی که برای سرنگونی رژیم ملایان به پا خاسته اند
بولتن ماهانه

ماهنامه ژوئیه ۲۰۲۶: صدور حکم اعدام برای زنانی که برای سرنگونی رژیم ملایان به پا خاسته اند

۹ مرداد, ۱۴۰۵
ماهنامه ژوئن 2026: سیاست‌های رژیم نسل جدیدی از زنان شاغل ایران را از دنیای کار محو می‌کند
بولتن ماهانه

ماهنامه ژوئن ۲۰۲۶: سیاست‌های رژیم نسل جدیدی از زنان شاغل ایران را از دنیای کار محو می‌کند

۱۴ تیر, ۱۴۰۵
ماهنامه مه: از خط مقدم خیابان تا سنگر زندان؛ تداوم حماسه مقاومت زنان ایران
بولتن ماهانه

ماهنامه مه ۲۰۲۶: تداوم حماسه مقاومت زنان ایران

۱۰ خرداد, ۱۴۰۵
ماهنامه آوریل ۲۰۲۶: بازداشت گسترده زنان: سرکوبی هدفمند در شرایط بحران
بولتن ماهانه

ماهنامه آوریل ۲۰۲۶: بازداشت گسترده زنان

۱۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵

مقالات

تداوم بحران معیشتی و ساختاری و اعتراض کادر بهداشت و درمان در ایران

تداوم بحران معیشتی و ساختاری و اعتراض کادر بهداشت و درمان در ایران

۲۸ مرداد, ۱۴۰۵

بیش از ۴۰۰۰ شخصیت برجسته سیاسی و اجتماعی در بیانیه ای خواستار لغو حکم اعدام ارغوان فلاحی شدند

بیش از ۴۰۰۰ شخصیت برجسته سیاسی و اجتماعی در بیانیه ای خواستار لغو حکم اعدام ارغوان فلاحی شدند

۲۶ مرداد, ۱۴۰۵

اعتراضات سراسری؛ تداوم بازداشت و صدور احکام سنگین علیه زنان معترض

اعتراضات سراسری؛ تداوم بازداشت و صدور احکام سنگین علیه زنان معترض

۲۵ مرداد, ۱۴۰۵

شهدای راه آزادی

مژگان مهدوی؛ از مدارج علمی در آمریکا تا چهار دهه فرماندهی در نبرد با استبداد دینی
اخبار زنان

مژگان مهدوی؛ از مدارج علمی در آمریکا تا چهار دهه فرماندهی در نبرد با استبداد دینی

۳۰ مرداد, ۱۴۰۵
مهرنوش اسفندیاری، مادر ۳۲ ساله‌ای اهل گزنک استان مازندران بود
شهدای راه آزادی

مهرنوش اسفندیاری

۲۹ مرداد, ۱۴۰۵
نسرین شهرابی فراهانی، زنی با ۴۷ سال نبرد بی‌وقفه با فاشیسم مذهبی
اخبار زنان

نسرین شهرابی فراهانی، زنی با ۴۷ سال نبرد بی‌وقفه با فاشیسم مذهبی

۲۸ مرداد, ۱۴۰۵
زینب مؤیدی که در خانه او را «محبوبه» صدا می‌زدند، متولد سال ۱۳۷۷
شهدای راه آزادی

زینب مؤیدی (محبوبه)

۲۸ مرداد, ۱۴۰۵

در باره ما

کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران

کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران، بطور گسترده ای با زنان ایران در خارج از کشور کار کرده و ارتباط ثابتی با زنان در داخل ایران دارد.
کمیسیون زنان بطور فعال با بسیاری از ارگانهای فعال حقوق زنان و سازمانهای غیر دولتی و ایرانیان خارج از کشور در ارتباط است. این کمیسیون منبع اصلی بسیاری از اطلاعات دریافت شده از داخل ایران در رابطه با زنان می باشد و در گردهمایی های کمیسیون های حقوق بشر سازمان ملل و سایر کنفرانسهای بین المللی و منطقه ای در رابطه با موضوعات زنان شرکت می کند.
شرکت در مبارزه بی امان علیه قوانین زن ستیز رژیم ایران بخشی از فعالیتهای اعضاء و همکاران این کمیسیون است.

دسته ها

  • اخبار زنان
  • اسناد
  • اطلاعیه های کمیسیون زنان
  • بولتن ماهانه
  • زنان تأثیرگذار
  • زنان در تاریخ
  • زنان مقاومت ایران
  • سخنرانی های مریم رجوی
  • سخنرانیهای روز جهانی زن
  • شهدای راه آزادی
  • صفحات مرجع
  • فعالیت ها
  • قهرمانان در زنجیر
  • کنفرانس روزجهانی زن
  • مریم رجوی
  • مقالات
  • همبستگی
  • ویدئو کلیپ
  • ویدئوهای روز جهانی زن

جستجو بر اساس برچسب

اعتراضات اعدام زنان تحصیلات حجاب اجباری خشونت علیه زنان دختر بچه ها رهبری زنان زنان روستایی زنان سرپرست خانوار زندانیان زینب جلالیان شکاف جنسیتی صبا کردافشاری طرح آزادی‌ها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا فقر قتل های ناموسی مریم اکبری منفرد معلمان نسل برابر ویروس کرونا پرستار کودک همسری

حق تکثیر (کپی رایت ©) مطالب مندرج در این وب سایت در سال ۲۰۱۶ به نام کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت به ثبت رسیده است. لطفاً در صورت تمایل به باز نشر و باز پخش مطالب این وب سایت، با کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت مکاتبه کنید و لینک مقاله اصلی بر روی سایت women.ncr-iran.org/fa را در متن اضافه کنید.

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای یافت نشد
دیدن همه نتایج
  • صفحه اول
  • اخبار
    • اخبار زنان
    • مقالات
    • اطلاعیه های کمیسیون زنان
  • انتشارات
    • بولتن ماهانه
    • اسناد
    • صفحات مرجع
  • درباره ما
    • کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران برابری زنان را ترویج می کند
    • برابری جنسی
  • مریم رجوی
    • مریم رجوی
    • سخنرانی های مریم رجوی
    • طرح ده ماده ای مریم رجوی در رابطه با ایران فردا
    • طرح آزادی ها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا
  • زنان پیشتاز
    • زنان در رهبری
    • شهدای راه آزادی
    • قهرمانان در زنجیر
    • زنان مقاومت ایران
    • زنان تأثیرگذار
    • زنان در تاریخ
  • رویدادها
    • کنفرانس روزجهانی زن
    • سخنرانیهای روز جهانی زن
    • فعالیت ها
    • همبستگی
  • ویدئو کلیپ
  • تماس با ما
  • English
  • française
  • عربی

حق تکثیر (کپی رایت ©) مطالب مندرج در این وب سایت در سال ۲۰۱۶ به نام کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت به ثبت رسیده است. لطفاً در صورت تمایل به باز نشر و باز پخش مطالب این وب سایت، با کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت مکاتبه کنید و لینک مقاله اصلی بر روی سایت women.ncr-iran.org/fa را در متن اضافه کنید.