محبوبه شعبانی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که در زندان وکیلآباد مشهد محبوس است، در اعتراض به شرایط نامساعد زندان، وضعیت بلاتکلیف پرونده قضایی خود و عدم رسیدگی پزشکی، دست به اعتصاب زده است. اعتصاب غذای محبوبه شعبانی در زندان وکیلآباد مشهد از روز پنجشنبه ۲۹ مردادماه آغاز شد است.
گزارشات شبکههای اجتماعی حاکی از این است که در سومین روز اعتصاب غذای محبوبه شعبانی، مسئولان زندان با فشار و تهدید او را به بند شش منتقل کردند، تماس تلفنی و ملاقاتش را قطع نمودند.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده وی ضمن تأیید خبر اعتصاب غذای محبوبه شعبانی گفت: «خانم شعبانی در اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری خود در زندان، بلاتکلیفی پرونده قضایی و عدم رسیدگی پزشکی به مشکلات جسمی خود، از روز پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ دست به اعتصاب غذا زده است. این شهروند که در حال حاضر به بند ۶ زندان وکیلآباد منتقل شده، تاکنون شش بار میان بند «آرامش» و قرنطینه این زندان جابهجا شده است. همچنین، وی در دوران بازداشت به بیماری پوستی شدیدی در ناحیه پشت گردن مبتلا شده و تاکنون رسیدگی پزشکی مناسبی در این خصوص دریافت نکرده است.»
محبوبه شعبانی بیش از شش ماه است که بدون صدور حکم قطعی در بلاتکلیفی بهسر میبرد. وی در اواسط تیرماه نیز به صورت تنبیهی و با توسل به خشونت به بند قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد منتقل شده بود.
شرایط غیربهداشتی آن بند باعث ابتلای محبوبه به بیماری پوستی شد و مشکل قلبیاش نیز ماههاست بدون اعزام به مراکز درمانی رها شده است.
محبوبه شعبانی کیست؟
محبوبه شعبانی، متولد ۱۳۷۲ و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در مشهد در زندان وکیلآباد نگهداری میشود.
او در ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ توسط نیروهای وزارت اطلاعات با خشونت بازداشت شد.
او شامگاه آن روز در میدان آزادی مشهد مقابل یک باشگاه ورزشی توسط نیروهای اداره اطلاعات با خشونت بازداشت شد و موتورسیکلت شخصیاش نیز ضبط گردید. دلیل اصلی بازداشتش کمکرسانی به معترضان زخمی در روزهای هجدهم و نوزدهم دیماه است؛ او با موتور خود مجروحان را به مراکز درمانی و بیمارستان منتقل میکرد. همین اقدام باعث شد اتهامهایی از جمله محاربه علیه او مطرح شود. هرچند اتهام محاربه در مراحل بعدی از کیفرخواست حذف شد، اما سایر اتهامات سنگین همچنان پروندهاش را در شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد باز نگه داشته و خطر حکم سنگین را برای او زنده کرده است.
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴
آنچه در ۷ دی ۱۴۰۴ به عنوان یک اعتراض اقتصادی توسط بازاریان تهران در اعتراض به تورم سرسامآور و فروپاشی ریال ایران آغاز شد، به سرعت به یک شورش سیاسی فراگیر بدل گشت. این جنبش مانند آتش در خرمن، در ۴۰۰ شهرستان و در عمق سیستم دانشگاهی کشور شعلهور شد.
قیام قهرمانانه زنان و مردان ایران با خشونتی افسارگسیخته پاسخ داده شد. معترضان بیشماری که در سراسر کشور به خیابانها آمده بودند، هدف کشتاری گسترده قرار گرفتند.
زنان در جریان سرکوب دی ماه، بالاترین بها را پرداختند. آنان بارها در برابر سپاه پاسداران و دیگر نیروهای سرکوبگر ایستادند و مقاومت کردند؛ مقابل خودروهای آبپاش ایستادند، خیابانها را بستند و از عقبنشینی سر باز زدند. بهای این شجاعت، برای بسیاری، جان بود.
به دستور علی خامنهای، نیروهای سرکوبگر امنیتی به قصد کشت آتش گشودند. تکتیراندازان سر، قلب و چشمان معترضان را هدف گرفتند. از بامها و پلهای عابر پیاده، رگبار گلوله بر سر غیرنظامیان بیدفاع، پیر و جوان، فرو ریخت و شلیک کور میکردند.
به اعتراف خود خامنهای، «چند هزار نفر» کشته شدند. سازمان مجاهدین خلق ایران اعلام کرد بیش از ۵۰ هزار نفر در جریان این اعتراضات بازداشت شدند.



















