ماهنامه آوریل: بازداشت گسترده زنان: سرکوبی هدفمند در شرایط بحران
در ماه آوریل، زنان در ایران با موجی از بازداشتهای گسترده و سرکوبی هدفمند روبهرو شدند؛ موجی که نشاندهنده تشدید برنامهریزیشده کنترل در میانه بحران بود. از ویژگیهای این دوره میتوان به بازداشتهای گسترده، صدور احکام سنگین قضایی، و افزایش آزار و فشار بر خانوادههای زندانیان سیاسی، اعدامشدگان و جانباختگان قیام ۱۴۰۴ اشاره کرد.
این گزارش، تصویری از وضعیت زنان در شرایطی ارائه میدهد که بحرانهای سیاسی و محدودیتهای اطلاعرسانی، ابعاد واقعی نقض حقوق آنان را بیش از پیش پنهان کرده است.
رژیم ایران بار دیگر از فضای تنش و بحران جنگی که بر مردم ایران تحمیل کرده، برای تشدید سرکوب داخلی بهرهبرداری کرد. در شرایطی که توجه افکار عمومی تا حدی معطوف به تحولات منطقهای و جنگ شده بود، دستگاههای امنیتی دامنه کنترل و سرکوب را در داخل کشور بهطور سیستماتیک گسترش دادند.
گزارشهای میدانی نشان میدهد که موجی از دستگیریهای روزانه، از جمله در میان زنان و دختران جوان، به جریان افتاده است. این بازداشتها اغلب در چارچوب اتهامات امنیتی مبهم و بدون طی روندهای شفاف قضایی صورت میگیرند. این زنان و دختران در بسیاری از این موارد به همراه همسران یا اعضای دیگر خانواده دستگیر میشوند.
این بازداشتها بخشی از یک سیاست هدفمند برای ایجاد رعب و وحشت و برای جلوگیری از شکل گیری قیام محسوب میشوند.
در ۳۰ فروردین ۱۴۰۵، احمدرضا رادان، فرمانده کل نیروی انتظامی رژیم در یک گفتگوی تلویزیونی از دستگیری ۱۸۰۰ نفر خبر داد. از این تعداد ۷۰۰ نفر به دلیل فعالیت در شبکههای مجازی بازداشت شدند. (خبرگزاری فارس ۳۰ فروردین ۱۴۰۵) وی مشخص نکرد این تعداد در چه بازه زمانی دستگیر شده اند ولی گمان می رود از ابتدای جنگ یا از بعد از قیام دی ماه ۱۴۰۴ باشد.
همزمان، حضور گسترده نیروهای امنیتی در شهرها و تشدید فضای پلیسی و نظامی، زندگی روزمره مردم از جمله زنان را بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار داده است. کنترلهای خیابانی، فشارهای مستقیم و محدودیتهای فزاینده، عملاً حضور در فضاهای عمومی را با چالشهای جدی مواجه کردهاست.
دستگاه قضایی رژیم ایران این بازداشتها را اغلب با اتهاماتی نظیر «همکاری با دشمن»، «محاربه» (اتهامی که میتواند مجازات اعدام در پی داشته باشد)، یا «تبلیغ علیه نظام» انجام میدهد و تحت عنوان «امنیت ملی» توجیه میکند. بهدلیل قطع یا محدودیت گسترده اینترنت و کنترل شدید جریان اطلاعات، آمار دقیق بازداشتها در دسترس نیست؛ با این حال، برآوردها از بازداشت و حبس زنان و دختران زیادی حکایت دارد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس رژیم، در همین رابطه خطاب به نیروهای حکومتی تأکید کرد: «تنگه خیابان را رها نکنید.» (خبرگزاری تسنیم ۱۰ فروردین ۱۴۰۵) همچنین رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی بر اهمیت حضور مستمر نیروها در خیابانها برای کنترل اعتراضات تأکید کردهاند.
این در حالی است که شورای ملی مقاومت ایران طی اطلاعیه ای اعلام کرده بود، در جریان اعتراضات سراسری، از روز ۷ تا ۲۴ دیماه ۱۴۰۴، بیش از ۵۰ هزار نفر بازداشت شدند. در میان آنان شمار قابلتوجهی از زنان، جوانان و دانشجویان قرار دارند که بسیاری از آنها به طور قهری ناپدیدسازی شده و هم اکنون در زیر شکنجه و در معرض محاکمههای ناعادلانه و احکام اعدام قرار دارند. تا کنون ۹ معترض بازداشت شده در جریان قیام دیماه اعدام شدهاند.
پیشتر معصومه ابتکار، رئیس پیشین معاونت امور زنان و خانواده رژیم، طی یادداشتی اعلام کرد، ۷۷ درصد بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه، زیر ۳۰ سال هستند، از جمله ۱۷ درصد دانشآموز و ۶ درصد دانشجو. (روزنامه اعتماد ۲۶ فروردین ۱۴۰۵)
اعدام بهعنوان ابزار ارعاب؛ زنان در معرض احکام مرگ
مجازات اعدام همچنان بهعنوان یکی از اصلیترین ابزار رژیم برای ایجاد وحشت و جلوگیری از گسترش اعتراضات اجتماعی بهکار گرفته میشود. در فاصله ۲۸ اسفند تا ۵ اردیبهشت، ۸ زندانی سیاسی از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران (اپوزیسیون اصلی رژیم) و ۹ جوان معترض که در جریان قیام دی ماه بازداشت شده بودند اعدام شده اند.
در این میان، دهها زن معترض یا به اعدام محکوم شده اند و یا با اتهامات سنگینی که به اعدام منجر می شود مواجه هستند.
بیتا همتی، از معترضان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، پس از ماهها بازجویی و فشار، در اواخر فروردینماه به اعدام محکوم شد. همچنین اموال او و همسرش که با پروندههای مشابه مواجه هستند، توسط دستگاه قضایی مصادره شد.
مریم هداوند، ۴۵ساله و مادر دو فرزند، نیز از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ و زندانی محبوس در اوین میباشد، که به اعدام محکوم شده است.
یک زن معترض دیگر نیز که هویت او هنوز مشخص نیست، به اعدام محکوم شده است.

بیتا همتی
محبوبه شعبانی، ۳۳ ساله از مشهد، با اتهام «محاربه» در زندان وکیلآباد نگهداری میشود. این اتهام که میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود، در ارتباط با کمک به انتقال معترضان مجروح به مراکز درمانی در جریان قیام دیماه مطرح شده است.

محبوبه شعبانی
فاطمه عباسی، ۳۴ ساله و مادر یک دختر ۱۳ساله، که به همراه پدرش در جریان اعتراضات سراسری دیماه دستگیر شده بود، پس از هفتهها تحمل شکنجه و بازجویی برای اعترافات اجباری، اخیراً به بند زنان زندان اوین منتقل شد. فاطمه به ۲۵سال حبس و پدرش به اعدام محکوم شدهاند.
فشار بر خانوادهها؛ زنان بازمانده از زندانیان سیاسی اعدام شده
دستگاه امنیتی و سرکوب رژیم ملایان حتی به خانوادههای اعدامشدگان و جان باختگان در قیام دیماه ۱۴۰۴ نیز رحم نمیکنند. این خانوادهها فقط میخواهند مراسم تشییع جنازه برگزار کنند، اما نه فقط پیکر عزیزانشان به آنها تحویل داده نمیشود و محل دفن آنان مخفی نگه داشته میشود بلکه تهدید به دستگیری میشوند.
خانوادهها از برگزاری مراسم سوگواری و یادبود محروم هستند.
این اقدامات نشاندهنده تلاشی سیستماتیک برای جلوگیری از شکلگیری هرگونه دادخواهی و همبستگی اجتماعی پیرامون قربانیان است. چنین رفتاری نهتنها حقوق اولیه خانوادهها را نقض میکند، بلکه فشار عاطفی و روانی شدیدی را بر زنان بازمانده، به ویژه بر مادران، تحمیل مینماید.

دیوار منزل خانواده پویا قبادی
به عنوان مثال روز ۱۳ فروردین ۱۴۰۵، جمعی از مردم شهرستان سنقر با وجود حضور نیروهای امنیتی در خیابانها و کوچههای منتهی به منزل خانواده پویا قبادی، یکی از زندانیان سیاسی مجاهد که روز ۱۱ فروردین در زندان قزلحصار اعدام شد، در برابر منزل آنها تجمع کردند.
شرکت کنندگان در این تجمع با خانواده پویا به ویژه مادر این مجاهد سربدار ابراز همدردی کردند و یاد این زندانی سیاسی که یکی از اعضای فعال «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» بود را گرامی داشتند. مأموران امنیتی خانواده پویا قبادی را مجبور به برداشتن تصویر شهید از روی دیوار خانهشان کردند و تجمع را متفرق کردند. اما تعدادی از مادران که به داخل خانه رفته بودند، هنگام خروج شعارهای اعتراضی سر دادند.
دشمن اصلی کجاست؟
سلسله اقدامات رژیم ملایان در بحبوحه جنگ، از اجرا و صدور احکام زندان برای زندانیان مجاهد و زندانیان قیام، تشدید اختناق و سرکوب، تأکید بر رها نکردن تنگه خیابانها و تسریع صدور احکام و کم کردن فاصله صدور تا اجرای حکم اعدام برای بازداشت شدگان، همه و همه حاکی از وحشت دیکتاتوری مذهبی از فوران اعتراضات اجتماعی و شکلگیری قیامی بسا عظیمتر از قیام دیماه است.
رژیم ملایان که در مقابل دشمن خارجی به ظاهر رجزخوانی و قلدری میکند، با اعدام بهترین و فداکارترین فرزندان مردم ایران آدرس دشمن اصلی خود را به همگان نشان میدهد.
آدرس دقیق دشمن اصلی، مردم و مقاومت سازمانیافته آنها و تک تک خانههای مردم ایران است که پذیرای فرزندان شجاع و آزادیخواه خود هستند و به همین خاطر رژیم از خیابانها به شدت وحشت دارد و در شرایط جنگ و بمباران مأموران خود و خانواده هایشان را به خیابانها کشانده است.
امروز بیش از هر زمان دیگر، بر افکار عمومی و جامعه بین المللی است که «مقاومت سازمانیافته مردم ایران» و حق مردم و مقاومت ایران و نبرد کانون های شورشی و جوانان شورشگر برای سرنگونی رژیم را به رسمیت بشناسند و در کنار مردم ایران بایستند.



















