این قیام حاصل آمادگی جنبشهای مقاومتی در داخل کشور بود که آماده حضور در خیابانها بودند
روز شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴ (۲۱ فوریه ۲۰۲۶)، در آستانه ۸ مارس روز جهانی زن، کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران میزبان یک کنفرانس بین المللی با عنوان «رهبری زنان، ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک» در پاریس بود. در این کنفرانس که با حضور زنان قانونگذار، دانشگاهیان ، متفکران و شخصیت های برجسته سیاسی برگزار شد، سخنرانان بر مسئله مشارکت سیاسی و رهبری زنان به عنوان عنصر تعیین کننده در یک جامعه دموکراتیک انگشت گذاشتند.
در این کنفرانس لیندا چاوز، رئیس سابق روابط عمومی کاخ سفید حضور داشتند و سخنرانی کردند. مشروح سخنرانی در زیر آمده است:
لیندا چاوز: ما دیگر درباره «آیا رژیم تغییر خواهد کرد» صحبت نمیکنیم، ما میدانیم این تغییر رخ خواهد داد
حضور در اینجا همیشه برای من تجربهای است که مایه تواضع و افتخار است. باید به شما بگویم که گمان نمیکنم هیچ مراسم دیگری وجود داشته باشد که در آن این تعداد از زنان قدرتمند در یک مکان گرد هم آمده باشند. نه تنها مریم رجوی عزیزمان، بلکه ما در اینجا شاهد حضور سران سابق کشورها، وزرا، سفرا، نمایندگان مجالس و کنگره هستیم که همگی برای حمایت از زنان و مردم ایران گرد هم آمدهاند.
میدانید، ما هر سال درباره تغییر رژیم صحبت میکنیم؛ دستکم در طول پانزده سالی که من در این نشستها شرکت کردهام، همیشه صحبت از تغییر رژیم بوده است. اما امسال متفاوت است. ما دیگر درباره «آیا» رژیم تغییر خواهد کرد یا نه صحبت نمیکنیم، ما میدانیم که این تغییر رخ خواهد داد. تنها پرسشهای باقیمانده این است که «چه زمانی» و «چگونه».
ما از آغاز غصب قدرت توسط ملایان در آن کشور، دورههای مختلفی از مقاومت را در ایران پشت سر گذاشتهایم. ما شاهد قیامهای عظیم در سال ۲۰۰۹ بودیم. شاهد حضور مردم در خیابانها در سال ۲۰۲۲ بودیم، پس از آنکه زن جوانی کشته شد. و امسال و در پایان سال گذشته، به معنای واقعی کلمه شاهد حضور میلیونها نفر در خیابانهای تهران بودیم. ما شاهد حضور مردم در خیابانهای تکتک ۳۱ استان کشور ایران بودیم. خیابانها لبریز از جمعیت بود.
و رژیم هنگام قیام مردم ایران چه میکند؟ آنها همان کاری را میکنند که همیشه انجام دادهاند، سرکوب را تشدید میکنند. آنها میکشند، نقص عضو میکنند، شکنجه میدهند و قربانیان آنها نه تنها مردان و زنان، بلکه کودکان را نیز شامل میشود.
وقتی به این مقاومتها در ماههای دسامبر و ژانویه نگاه میکنیم، باید از خود بپرسیم: این اتفاق چگونه رخ داد؟ چطور به ثمر رسید؟ چرا در آن زمان؟ خب، این اتفاق به دلایل زیادی رخ داد، اما دقیقاً «خودجوش» نبود. در واقع، جنبشهای مقاومتی در داخل ایران وجود داشتند که آماده بودند به خیابانها بیایند و دیگران را گرد خود جمع کنند. این همان اتفاقی است که افتاد و ما شاهد آن بودیم. و این اتفاق به این دلیل رخ داد که مردم عادی سرکوب رژیم را حس میکردند. مردم توان خرید غذا ندارند، مردم به آب دسترسی ندارند. در کشوری غنی از نفت، شما با بحران انرژی روبرو هستید. و با سرکوب مواجههستید، به ویژه سرکوب زنان. زنانی که اجازه ندارند حتی در خیابانها باشند، اجازه ندارند بدون همراه کاری انجام دهند، اجازه ندارند آرزوهای زندگیشان را دنبال کنند و حتی اجازه ندارند پوشش خود را انتخاب کنند. و در نهایت، وقتی این اتفاقات میافتد و متوجه میشوید که حتی پول کافی برای گذاشتن غذا بر سر سفره ندارید و تمامی حقوق شما سلب شده است، مردم میگویند: «بس است. دیگر کارد به استخوان رسیده است. ما قیام میکنیم.»

متأسفانه آنها قیام کردند و هزاران نفر از آنان کشته شدند. از آن زمان، پرسش جهانی این بوده است که: خب، بعد از این چه خواهد شد؟ آیا شاهد تغییری خواهیم بود؟ من میتوانم به شما بگویم که در ایالات متحده، هر روز روزنامهها را باز میکنم و با خود فکر میکنم که آیا جنگندههای F-35 به سمت ایران پرواز خواهند کرد تا سایتهایی را هدف قرار دهند؟ و میدانم افراد زیادی هستند که فکر میکنند: «خب، پس از این چه خواهد شد.» و این پرسشی است که به نظر من هر کسی باید از خود بپرسد. چه چیزی جایگزین این رژیم خواهد شد؟ اکنون میدانم که برخی در واشینگتن فکر میکنند شاید بتوانند بر سر چیزی مذاکره کنند. شاید بتوانند رهبران میانهرویی در طبقه حاکم ایران پیدا کنند که آنها را روی کار بیاورند و شاید آنها معقولتر باشند و به دنبال سلاح هستهای نروند و بدین ترتیب با هم توافقی کنند.
دیگرانی هم هستند که فکر میکنند شاید ما بتوانیم انتخاب کنیم که رهبر بعدی چه کسی باشد. و میگویند: «آه بله، ما این آقا را داریم که چهل و چند سال است در آمریکا زندگی میکند، او با سرمایهداران دیگر ارتباطات خوبی دارد.» اما او در این چند دهه اخیر چه میکرده است؟ آیا او مشغول سخنرانی و صحبت بوده و تلاش کرده تا مردم ایران را به سوی آیندهای روشن سوق دهد؟ آیا او جنبشی از مردم متعهد به دموکراسی گرد آورده است که خواهان ایرانی آزاد باشند، ایرانی که با رژیم پیش از ملایان متفاوت باشد؟ تا آنجا که من میدانم، ابداً چنین نبوده است. و به نظر من که از دهه ۹۰ درگیر این موضوع بودهام، واقعاً جنبش دیگری وجود ندارد، منظورم فقط یک شخص نیست، بلکه یک «جنبش» است. و با تمام احترام، خانم مریم رجوی، شما رهبری با جذبه (کاریزماتیک) هستید، اما شما شایسته رهبری هستید چون پیروانی دارید. چون کسانی هستند که از شما الهام میگیرند، که بسیاری از آنها زن هستند. زنانی که به قول ما در آمریکا، فقط «پاکتنامه نمیچسبانند» و کارهای دفتری و پشتصحنه سیاست را انجام نمیدهند، بلکه در عمل رهبری میکنند. و به همین دلیل است که فکر میکنم جنبش شما بسیار قدرتمند است. این جنبش فقط متکی به یک نفر یا یک رهبر کاریزماتیک نیست، بلکه یک «ایده» برای آینده ایران است. آنچه شما با ایجاد یک جایگزین سوم انجام دادهاید: نه مذاکره، نه تحمیل دوباره کسی که منسوب به حاکمان سابق بوده و حتی خودش هرگز رهبر نبوده است، بلکه در عوض، شما یک برنامه اقدام برای مردم ایران تدوین کردهاید.
طرح ده مادهای
من به طرح ده مادهای خانم رجوی نگاه کردم و یکی از مواردی که در آنجا دیدم، عدالت و فرصتهای برابر در زمینههای اشتغال و کارآفرینی برای همه مردم ایران در یک «اقتصاد بازار آزاد» است. بنابراین، دروغهایی که درباره این جنبش گفته میشود برای من بسیار آزاردهنده است. و بسیار ستودنی است که بسیاری از شما در این سالن با این دروغها مبارزه کردهاید. زیرا این دروغها مخرب هستند و ما میدانیم چه کسی این دروغها را میگوید؛ این کار رژیم است. افرادی به من گفتهاند: «اوه، تو واقعاً نباید با اینها وقتت را تلف کنی، آنها هیچ حمایتی در ایران ندارند.» و من میگویم: «بسیار جالب است که آنها هیچ حمایتی در ایران ندارند، چون من حمایتها را دیدهام، من عکسهایی را که امروز دیدیم، مشاهده کردهام.» اما مهمتر از آن، میدانید چه کسی فکر میکند آنها در ایران حمایت دارند؟ ملایان اینطور فکر میکنند، و به همین دلیل است که برای سر حامیان این جنبش جایزه تعیین میکنند.
میخواهم با این کلام سخنانم را به پایان برسانم که به عنوان یک آمریکایی، معتقدم ما نباید با تکبر تصمیم بگیریم که مردم ایران باید چه کسی را انتخاب کنند. من میدانم ترجیح شخصیام چیست، اما این تصمیم بر عهده من یا هیچکس دیگری نیست، جز مردم ایران. آنها کسانی خواهند بود که رهبری بعدی را انتخاب میکنند. و در انتخاب آن رهبری، فکر میکنم آنها به کسی نگاه خواهند کرد که تمام زندگی بزرگسالیاش را در کنار مردم و در حال مبارزه برای آنها بوده است، کسی که جنبشی را سازماندهی کرده که دههها در صحنه برای مردم ایران جنگیده است. و این بدان معناست که مریم عزیز، وقتی سال آینده دوباره گرد هم میآییم، در پاریس نخواهیم بود.




















