کلمه فقر از فقار (مهره های پشت ) گرفته شده است وفقیر چناچه در فرهنگ لغات مختلف معنی شده است به کسی اطلاق می شود که مهره های پشتش زیر بار تنگدستی و گرفتاریهای ناشی از فقر شکسته باشد.
کلمه فقر سه حرف است اما معنای همین سه حرف چنان گستره و عوارضی را میتواند در جامعه ایجاد کند که نه تنها پایه های اقتصادی بلکه مهمتر از آن پایه های فرهنگی ، اجتماعی و خانوادگی یک جامع را بسته به میزان گستردگی اش به ویرانی بکشد.
از طرفی کلمه فقر بسیار پر طمطراق و دهان پر کن است و به قولی بهانه خوبی برای گریز از پاسخگوئی و مسؤولیت پذیری است. چنانچه بسیاری از مسؤولان حکومتی و دولتمردان از ولی فقیه و رئیس جمهور گرفته تا مدیر سازمان بهزیستی و نیروی انتظامی و دادگستری و سران سه قوه در برابر سؤال از علت ناهنجاریها و آسیبهای اجتماعی، به شیوه های مختلف به فقر اشاره میکنند.
با توجه به دیدگاهها و قوانین زن ستیز در ایران آخوند زده و بنابر اذعان خودشان که بارها تکرار کرده اند فقر در ایران تبدیل به کلمه ای زنانه شده است، می توان چنین نتیجه گرفت که کلمه فقیر در ایران به تمام زنانی اطلاق می شود که مهره های پشتشان (فقرات) بر اثر فقر شکسته شده است.
کلمه فقر، امروزه لقلقه زبان همه رسانه های حکومتی هم است. اما هیچکدام وارد زوایای پنهان و جانگداز آن به خصوص آنچه که این کلمه بر سر زنان ایران آورده است نمی شوند و کسی هم به مسببان آن که همان آخوندهای غارتگر است اشاره نمی کند. و هیچ قاموس و قانونی به دردهای پنهان زنان بی پناه و مادران خون به جگر شده و کمر خمیده زیر فشار کارهای طاقت فرسا، به رنجهای بیوه زنان بی نام و نشانی که حق بیمه ای به آنان تعلق نمی گیرد، به سختیهای زنان «معلقه ای» که نه مطلقه به حساب می آیند و نه زنان سرپرست خانوار، به ناله های زنان دستفروش که شب و روز اموالشان به غارت نیروهای سرکوبگر رژیم می رود، به در بدری دختران از خانه گریزی که فقط قبح خانه گریزیشان به رخشان کشیده می شود، در یک کلام به قربانیان فقر یعنی زنانی که مهره های پشت شان شکسته و کمرشان خمیده، اشاره نمی کند.
و ای کاش فقط این تراژدی به این زنان و سرنوشت پر رنجشان ختم می شد، اثر تراژیک تر کلمه فقر بر روی کودکان این زنان است. کودکان و نوزادانی که برای کاهش درد مادرانشان حتی قبل از به دنیا آمدن به فروش می روند. کودکان و نوزادانی که با (مهره های پشت شکسته) به دنیا می آیند و تا چشم به این دنیا باز می کنند، آرزو می کنند که «کاش مادر مرا در نطفه خفه می کرد».



















