نیویورک، ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ – هزاران تن از ایرانیان آزادیخواه و حامیان مقاومت ایران همزمان با آغاز نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در برابر مقر این سازمان در نیویورک تجمع کردند تا نسبت به پذیرش مسعود پزشکیان اعتراض کنند و تأکید کنند که رئیسجمهور رژیم ملایان نماینده مردم ایران نیست.
در این گردهمایی، کارلا سندز، سفیر ایالات متحده در دانمارک و جزایر فارو از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱، نیز حضور داشت و سخنرانی کرد. متن کامل سخنرانی او در ادامه آمده است:
من بسیار خوشحالم که در برابر سازمان ملل متحد ایستادهام و در برابر هزاران نفر از شما سخن میگویم؛ شما که از سراسر ایالات متحده به اینجا آمدهاید تا به جهان بگویید که کرسی ایران در سازمان ملل متحد متعلق به مردم ایران است، نه حاکمان سرکوبگر آن.
امروز گرد هم آمدهایم تا در کنار ملت پرافتخار ایران بایستیم؛ ملتی که دههها برای آزادی و دموکراسی خود تلاش کرده است. ما در کنار ایرانیانی ایستادهایم که مبارزهشان برای آزادی از صلح و آرامش در سراسر جهان جداییناپذیر است و از همین رو، در خدمت امنیت ملی آمریکا قرار دارد.
رژیم ایران دهههاست که شهروندان سراسر جهان را تهدید میکند. این رژیم اتباع خارجی را به گروگان گرفته و از آنها بهعنوان اهرم فشار برای باج خواهی استفاده کرده است. این رژیم تروریسم را تأمین مالی کرده، در پی دستیابی به سلاح هستهای بوده، بیثباتی را صادر کرده و به جنگ و درگیری در سراسر خاورمیانه دامن زده است. کشورهای سراسر جهان و مردم آمریکا شایسته سیاستی هستند که به این تهدید پایان دهد، نه سیاستی که صرفاً آن را از بحرانی به بحران دیگر هدایت کند. رئیسجمهور ترامپ بهروشنی اعلام کرده است که هرگز نباید به رژیم ایران اجازه داده شود به سلاح هستهای دست یابد یا ایالات متحده و متحدانش را بدون پرداخت بهای آن تهدید کند.
ماههای گذشته نشان دادهاند که اقدام نظامی قطعاً رژیم را تضعیف میکند، اما تنها نیروی داخل و حاضر در میدان میتواند تغییر و صلحی پایدار به ارمغان آورد. راهحل پایدار در حمایت از مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنها برای ایجاد تغییر از درون ایران نهفته است. به همین دلیل است که ما در کنار مردم ایران ایستادهایم؛ مردمی که هم دیکتاتوری شاه و هم دیکتاتوری مذهبی آخوندها را رد میکنند.
ما در کنار کانونهای شورشی شجاعی ایستادهایم که در داخل ایران با سرکوب مقابله میکنند. همچنین در کنار زندانیان سیاسی ایستادهایم که با وجود شکنجه، حبس انفرادی و تهدید به اعدام، همچنان به مقاومت ادامه میدهند. این زندانیان سیاسی طی چند هفته گذشته، با شجاعت پیامهایی از زندان فرستادهاند و حمایت خود را از جنبش اصلی اپوزیسیون ایران اعلام کردهاند؛ جنبشی که شصتویکمین سالگرد مبارزه خود را گرامی میدارد؛ مبارزهای که ابتدا علیه دیکتاتوری شاه و سپس علیه آخوندهای بیرحمی بوده است که بر ایران حکومت میکنند.
ما یاد و خاطره همه کسانی را که جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند گرامی میداریم و در کنار خانوادههای قربانیان ایستادهایم. در گرامیداشت فداکاری آنها، باید نقش محوری سازمان مجاهدین خلق ایران را نیز به رسمیت بشناسیم. شما جنبش اصلی اپوزیسیون ایران هستید و به مدت ۶۱ سال مبارزهای بیوقفه علیه دیکتاتوری را پیش بردهاید. اعضای مجاهدین خلق زندان، اعدام، کشتارهای جمعی، حملات تروریستی و کارزار بی وقفه شیطان سازی را تحمل کردهاند. با این همه، مجاهدین خلق پابرجا ماندهاند، گسترش یافتهاند و مبارزه خود را ادامه دادهاند؛ زیرا ریشه در تعهدی عمیق به آزادی دارند. آنها جنبشی سازمانیافته و توانمند برای مقابله با رژیم ایجاد کردهاند؛ و شما در این مسیر موفق بودهاید.
در ۱۵ شهریور، این سازمان وارد شصتویکمین سال مبارزه خود شد و اعضای آن خانم مهناز میمنت را بهعنوان دبیرکل جدید سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب کردند. میتوانم تصور کنم که این خبر تا چه اندازه آخوندهای حاکم بر ایران را خشمگین کرده است. اما برای زنان ایران، این خبر دلیل دیگری برای امید، افتخار و اعتماد دوباره به تواناییهای خودشان بود. انتخاب او بار دیگر گواهی قدرتمند بر تداوم، تابآوری و سازمانیافتگی مقاومت ایران است و، مهمتر از آن، بر نقش محوری زنان در این مقاومت تأکید میکند.

در برابر حاکمیت زنستیز، ۱۰ زن پیاپی در مقام دبیرکل مجاهدین خلق طی بیش از سه دهه
از سال ۱۳۶۸، رهبری مجاهدین خلق را ۱۰ زن پیاپی در مقام دبیرکل بر عهده داشتهاند. به این موضوع فکر کنید: ۱۰ دبیرکل زن پیاپی طی بیش از سه دهه. این کارنامه خارقالعاده است. و در کشوری که حاکمیت دینی آن بهطور نظاممند کوشیده است حقوق و فرصتهای زنان را محدود کند، این تفاوت بهسختی میتوانست چشمگیرتر از این باشد.
اما این انتخاب پیام روشنی دارد: درحالیکه آخوندها وحشیانهترین و زنستیزترین موجودیت در تاریخ جهان هستند، نیرویی که با آنها مبارزه میکند، به رهبری زنان قدرتمند و مبارز هدایت میشود. همین امر، بهخودیخود، برای نشان دادن این واقعیت کافی است که رژیم روحانیت محکوم به سقوط به دست مقاومتی متعهد است؛ مقاومتی که آخوندها نتوانستهاند آن را نابود کنند، به سکوت وادارند یا به حاشیه برانند.
اما این انتخاب همچنین نقش تاریخی و جایگزینناپذیر خانم رجوی را در تحقق این امر نشان میدهد. او نهتنها رهبری سیاسی با توانمندیهای برجسته است و نهتنها رهبری است که برای ملت و نسل خود چشمانداز دارد، بلکه رهبری الهامبخش است که توانایی و تعهد لازم برای درهمشکستن موانع تاریخی را دارد و میتواند فراتر از مرزهای ملت، جنسیت، نسل و فرهنگ خود تأثیرگذار باشد. او فوقالعاده است.
مردم ایران از ارتشهای خارجی نمیخواهند که به نمایندگی از آنها بجنگند. آنها از جهان دموکراتیک میخواهند حقشان را برای مبارزه با استبداد و تعیین آینده خود به رسمیت بشناسد. چشمانداز چنین آیندهای در طرح دهمادهای خانم مریم رجوی تجسم یافته است: جمهوری دموکراتیک و سکولار مبتنی بر انتخابات آزاد، جدایی دین از دولت، برابری زنان و مردان، احترام به اقلیتهای قومی و مذهبی، لغو قوانین شریعت آخوندی و ایرانی غیرهستهای که در صلح با جهان باشد.
انتخاب جامعه جهانی چیست؟ ایستادن در کنار اعدامکنندگان یا در کنار کسانی که در انتظار اعداماند؟
و این صرفاً چشماندازی برای ایرانی آزاد نیست؛ بلکه پاسخی عملی به یکی از دیرپاترین چالشهای امنیت ملی آمریکا است. ایرانی آزاد، دموکراتیک و غیرهستهای نهتنها به بیش از یک قرن دیکتاتوریهای سلطنتی و دینی پایان خواهد داد، بلکه دیگر تروریسم را تأمین مالی نخواهد کرد، همسایگانش را تهدید نخواهد کرد، آمریکاییها را به گروگان نخواهد گرفت و منطقه را بیثبات نخواهد ساخت. چنین ایرانی بهجای آنکه منبع جنگ باشد، به شریکی برای صلح تبدیل خواهد شد.
انتخاب پیش روی جامعه بینالمللی روشن است: در کنار اعدامکنندگان بایستد یا در کنار کسانی که با چوبه دار روبهرو هستند؟ در کنار یک دیکتاتوری شکستخورده بایستد یا در کنار مقاومتی دموکراتیک و سازمانیافته؟ در کنار گذشته بایستد یا در کنار آینده؟
امروز ما در کنار مردم ایران ایستادهایم. در کنار کانونهای شورشی ایستادهایم. در کنار مجاهدین خلق و مبارزه ۶۱ساله آنها برای آزادی ایستادهایم. در کنار مریم رجوی و طرح دهمادهای دموکراتیک او ایستادهایم. و مشتاقانه در انتظار روزی هستیم که مردم ایران جمهوری آزادی را بنیان بگذارند و ایالات متحده و ایرانی آزاد سرانجام بتوانند بهعنوان شرکایی در صلح، امنیت و دوستی در کنار یکدیگر بایستند.
از شما بسیار سپاسگزارم و خداوند ایران را حفظ کند!



















