صدقه خلل، ک از درواش گناباد که در روزها ۱۷ و ۱۸ اسفند ماه در تجمع اعتراض گسترده درواش در جلو دادگستر تهران که به دستگر آنها ختم شد، شرکت کرده بود گفت که آنها قبل از دستگر به شدت از ماموران امنت و پلس کتک خورده و فحاش شندند.
ساجد نا، رس پلس تهران پش از ان، روز شنبه در اولن روز تجمع درواش به آنها قول رسدگ به خواسته هاشان را داده بود که ک روز پس از آن به ضرب و شتم و دستگر شان منجر شد.
اعتراضات گسترده درواش اران از عدم رسدگ پزشک به سه زندان دروش (مصطف دانشجو، حمدرضا مراد و افشن کرم پور) و انتقال غر قانون دو دروش زندان(رضا انتصار و فرشد دالله) از زندان اون به زندان رجا شهر آغاز شد.
روز اول تجمع درواش زندان – ۱۷ اسفند ماه
صدقه خلل، همسر حمدرضا مراد، وکل دروش زندان است که به همراه دختر نوجوان و برادر همسرش در اعتراضات شرکت کرد. وي در خصوص اولن روز تجمع گفت: صبح شنبه درواش زاد جلو دادسرا انقلاب تهران جمع شدند. ما خواستار ددار با دادستان تهران بودم تا از او بخواهم سه زندان دروش را به بمارستان بفرستد و دو زندان دگر را که غر قانون به زندان رجا شهر فرستادند به زندان اون برگردانند. اما ماموران به کباره با اسپر فلفل و گاز اشک آور به تجمع کنندگان حمله کردند.
روز دوم تجمع- ۱۸ اسفند ماه
خانم خلل گفت: « روز بکشنبه ساعت ۱۱ صبح دوباره جلو دادگستر جمع شدم. همه جا پر از پلس و لباس شخص بود. لباس شخص ها تا اطراف بازار تهران بودند. دور تا دور ما را با ماشن ها آتش نشان، آمبولانس و ون ها پلس گرفتند تا از نگاه مردم عاد و کسانکه به بازار تهران م آمدند دور باشم. ما ساکت فقط جلو دادگستر تجمع کرده بودم. ماموران از ما فلم و عکس م گرفتند. نم ساعت بعد چند نفر از مردها دروش فراد زدند که آنها م خواهند دادستان تهران را ببنند و خواسته هاشان را مطرح کنند که کباره ماموران پلس، لباس شخص ها و گارد وژه به ما حمله کردند. آن روز ماموران پلس زن نز بودند. خانم ها را رو زمن م کشدند، موهاشان را م کشدند و روسر هاشان از سرشان م افتاد. با پوتن هاشان به ما لگد م زدند و فحاش م کردند. به سر و گردن مردها باتوم م زدند. دهانشان را م گرفتند و فشار م دادند. با دست گلوشان را فشار م دادند. من همه ان صحنه ها را ددم. داد م زدند سمت مردم عاد که ما ک مشت کف قاپ و دزد هستم و م خواهم از شلوغ بازار استفاده کنم. آنقدر هرج و مرج شد که فکر کنم مردم عاد هم کتک خوردند و دستگر شدند.
خانم صدقه خلل گفت: « ماموران مرد هم زنان را کتک م زدند و به آنها فحاش م کردند. دخترم را که م خواست جلو دستگر عموش را بگرد با باتوم به سر و دست و پاش کوبدند و موهاش را کشدند و روسرش از سرش افتاد. همه را زدند. مادر دروش زندان به نام رضا انتصار را که زن ۶۰ ساله است را رو زمن م کشدند و کتک م زدند.
همسر حمدرضا مراد گفت: «من جلو در ون نشسته بودم و داد م زدم که سوار ون نم شوم تا دخترم را به من بدهند. ک از ماموران با پوتنش به من لگد م زد و در ون را به رو پام فشار م داد تا مجبور شوم سوار ون شوم. آنقدر همان طور نشسته کتک خوردم تا دخترم را آوردند و بعد با هم سوار ون شدم.خانم خلل گفت: «اول ما را بردند ساختمان وزارت، نم دانم به چه علت آنجا ما را قبول نکردند و بعد به زندان اون برده شدم. آن روز هوا خل سرد بود اما همه مردها را در حاط نگه داشتند و زنها را به نمازخانه زندان اون بردند. در بن ما چند بچه هم بود. ک نوزاد سه ماه و چند بچه ۲ تا ۳ ساله. ساعت ها در نمازخانه بودم بدون انکه به بچه ها آب و غذا داده شود و آنها گره م کردند. (مجذوبان نور 20/12/92)


















