عصر سهشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، شعلههای آتش مجتمع ارغوان در شهر اندیشه، واقع در شهرستان شهریار در غرب استان تهران، ظرف چند دقیقه ساختمانی پررفتوآمد را به تلهای مرگبار تبدیل کرد. اسامی ۴ زن در میان کشته شدگان این آتش سوزی منتشر شد. مجتمع ارغوان شامل حدود ۲۵۰ واحد تجاری و ۵۰ واحد اداری بود. (عصر ایران ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵)
طبق اعلام مقامهای محلی، هنگام وقوع حادثه حدود دو هزار نفر در ساختمان حضور داشتند. (کانال تلگرامی هممیهن ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵)
شعلههای آتش به سرعت طبقات و نمای بیرونی ساختمان را فرا گرفت و دود غلیظ بخش بزرگی از منطقه را پوشاند. تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی و رسانههای داخلی، زبانههای عظیم آتش را نشان میداد که از طبقات بالایی ساختمان به بیرون کشیده میشد. برخی منابع تعداد قربانیان را تا ۱۱ نفر اعلام کردند. دهها نفر نیز مصدوم شدند و شماری به مراکز درمانی منتقل شدند. (عصر ایران ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵)
رئیس آتشنشانی شهریار و برخی رسانههای رژیم تأیید کردند که نمای کامپوزیتی ساختمان در گسترش سریع آتش نقش مهمی داشته است. (خبرگزاری مهر ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵) استفاده از نمای کامپوزیتی قابل اشتعال، در سالهای اخیر بارها در حوادث مشابه در ایران مورد انتقاد کارشناسان قرار گرفته است.
زنانی که در میان شعلهها جان باختند
در ساعات اولیه حادثه، گزارشهایی درباره گرفتارشدن زنان در بخشهای مختلف مجتمع، از جمله باشگاههای ورزشی و واحدهای تجاری، منتشر شد. در میان قربانیان این حادثه، نام چند زن نیز منتشر شد؛ زنانی که برخی از آنها برای کار، خرید یا مراجعه روزانه در مجتمع حضور داشتند و هرگز زنده از ساختمان خارج نشدند.
بر اساس اسامی منتشرشده در رسانههای رژیم، زهرا فرهمند ۴۰ ساله، بهار مهدیپور ۲۶ ساله، گلنوش بهارلو ۲۹ ساله و شکوفه حسنوند ۴۰ ساله از جمله زنانی بودند که در این آتشسوزی جان باختند.
بهار مهدیپور؛ نماد مقاومت و مسئولیتپذیری زن ایرانی
نامش بهار مهدیپور بود و ۲۶ سال داشت. او به عنوان منشی در باشگاه ورزشی دخترانه «تامکس» در پاساژ ارغوان شهرک اندیشه مشغول به کار بود. در زمان حادثه، بهار همه دخترانی را که در محل باشگاه بودند خارج کرد و خودش آخرین نفری بود که بیرون آمد. در آن لحظه متوجه حضور عدهای دیگر در ساختمان شد. او همزمان به خاطر آورد که تلفن همراهش که ابزار کارش بود را نیز در محل جاگذاشته به همین دلیل برگشت تا هم باقیماندگان را به بیرون هدایت کند و هم تلفنش را بردارد.
در همان زمان که بهار مهدیپور به داخل باشگاه برگشت، آتش تمام محل را فراگرفت و امکان بازگشت بهار میسر نشد. او با جراحات شدید ناشی از سوختگی به بیمارستان منتقل شد اما جان خود را از دست داد.

از پلاسکو تا ارغوان؛ تکرار فجایعی که قابل پیشگیریاند
آتشسوزی مجتمع ارغوان، برای ایرانیان یادآور فجایع مشابهی مانند فروریختن ساختمان پلاسکو، آتش سوزی در ساختمان متروپل آبادان، آتشسوزی مراکز درمانی و حوادث مرگبار صنعتی بود؛ فجایعی که در آنها نیز هشدارهای ایمنی نادیده گرفته شده بود.
در اغلب این حوادث، یک الگوی تکراری دیده میشود. ساختمانهای ناایمن و غیراستاندارد، نظارت ناکارآمد، مجوزهای پرسشبرانگیز و در نهایت مرگ انسانهایی که هیچ نقشی در این فساد ساختاری ندارند و از قضا قربانیان اصلی ساختار فاسد رژیم آخوندی هستند.
فاجعه پاساژ ارغوان در حالی رخ داد که تنها به فاصله کوتاهی، حادثه مشابهی پیشتر در بازارچه محلی جنتآباد تهران، زنگ خطر فرسودگی و ناایمن بودن مراکز خرید را دوباره به صدا درآورد. تکرار این وقایع در فواصل زمانی کوتاه، نشاندهنده یک بحران ساختاری در رعایت استانداردهای ایمنی است. (روزنامه دنیای اقتصاد۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵)

اولویت رژیم: حجاب اجباری یا ایمنی محل کار؟
تراژدی مجتمع ارغوان یک پرسش اساسی را در برابر جامعه قرار میدهد: چطور تمام بودجههای نجومی و توان لجستیکی رژیم صرف گسیل مأموران سرکوب به مجتمعهای تجاری برای کنترل پوشش زنان میشود، اما نوبت به امنیت جانی و استانداردهای آتشنشانی که میرسد، همه چیز به «خطای سازنده» تقلیل مییابد؟
در چنین ساختاری، ایمنی عمومی اغلب هزینهای اضافی تلقی میشود و استانداردهای ساختوساز قربانی سودآوری و فساد میشوند. این آتش سوزی نه یک «حادثه غیرمترقبه»، بلکه یک «جنایت سازمانیافته» ناشی از فساد دولتی است.
زنانی که در آتشسوزی مجتمع ارغوان جان باختند، قربانیان سیستمی بودند که حفاظت از جان انسانها، از جمله زنان، در آن اولویتی ندارد.
پاسخ به این بیکفایتیها، در همبستگی و ایستادگی زنان و جوانانی است که برای تغییر بنیادین این ساختار فاسد و استقرار حاکمیتی که حق حیات و امنیت را برای همه شهروندان تضمین کند، از پای نخواهند نشست.



















