خواهران عزيز، نمايندگان محترم!
به شماخواهران عزيزي كه از مصر، فلسطين، اردن و ساير كشورها، به خانة مقاومت ايران آمدهايد، خوشآمد ميگويم.
به مناسبت روز جهاني زن، به تمام زناني كه در سراسر جهان براي آزادي و برابري مبارزه مي كنند، درود ميفرستيم. ما براي خاتمه دادن به رنجهاي مردممان، به ويژه براي پايان دادن به رنجهاي زنان در ايران، در منطقه و در هركجاي دنيا كه هستند، بپاخاستهايم.
مي دانيم كه هرجا، ستمي عليه زنان اعمال مي شود، اگر بتوانيم آن را محو و از صحنه حذف كنيم، به همان اندازه جهان بشري رها مي شود. فكر مي كنم كه دستيابي به برابري، يك مبارزه بي امان را طلب مي كند؛ يعني نبايد آن را متوقف كرد. شما خواهران عزيز به خوبي مي دانيد كه برطرف كردن رنجهاي زنان، ازخودگذشتگيهاي بسياري را ميطلبد؛ به ويژه و قبل از همه از طرف خود زنان.
بنابراين مبارزه زنان را نبايد متوقف كرد؛ هم به خاطر خودشان و هم به خاطر كل جامعه. شما بهتر از همه ميدانيد كه اين مبارزه، بهويژه در اين روز، بايد با تعهدات مشخص همراه باشد. و من فكر مي كنم كه تعهد به حمايت فوري از زناني كه در هركجاي دنيا اكنون مواجه با سركوب، فجايع مختلف و دشواريهاي زياد هستند، يك ضرورت جدي است.
تعهد به ايستادگي در برابر يك ديكتاتوري كه زنان را به بند كشيده، و تعهد به يك بسيج، بهخصوص در مقابل خطري كه زنان را در همه جا تهديد مي كند، يك ضرورت است. با اين رويكرد و با تكيه بر تعهد مشخص در زمان و مكان مشخص، مي توان با آرمان برابري پيش رفت و اميدوار بود كه قطعاً به نتيجه خواهد رسيد.
بنابراين ما امروز اينجا نشسته ايم كه بتوانيم كه قبل از هرچيز تعهدات خود را يادآوري كنيم. اگر بخواهيم روز جهاني زن را گرامي بداريم، بايد از همين امروز به سرعت تعهداتمان را برنامه ريزي كنيم و با نقشه مسير مشخص در زمانبندي مشخص پيش برويم. اين چيزي است كه به ما قدرت مي دهد تا بتوانيم آرمان و خواسته هايمان را پيش ببريم.
دلم مي خواهد ابتدا از خواهرانمان در سوريه شروع كنم كه در وضعيت بسيار سخت و سهمگيني قرار دارند. ما هر روز صحنههايي را مي بينيم كه تحملش براي هر انساني مشكل است. كشتار زنان و كودكان، آنهم در ابعادي گسترده. بنابه آمار منتشر شده، مردم سوريه طي دو سال گذشته، بيش از 90هزار شهيد داشته اند كه بسياري از آنها را زنها و كودكان تشكيل مي دهند.
من فكر مي كنم اين تعداد شهيد در ميان كودكان، آنهم در برابر دوربينهاي خبرنگاري و در مقابل انظار بين المللي، در شرايطي كه درست در زمان وقوع جرم، دنيا دارد به آنها نگاه مي كند، يك نوع جديد از جنايت عليه بشريت است و متاسفانه دنيا در مقابلش سكوت كرده است. ما امروز جمع شده ايم كه يكبار ديگر تكرار كنيم كه زنان مي توانند عليه اين جنايت عليه بشريت، برشورند و اجازه ندهند كه دنيا اين چنين در مقابل اين جنايت سكوت كند.
متاسفانه، تكرار اين صحنههاي جنايت، گويي آن را براي همه عادي مي كند. ولي واقعاً اين عادي نيست. ما در مورد جنايت عليه بشريت شنيدهايم كه چه كردهاند. اما تا آنجا كه حافظه من اجازه مي دهد، همواره در مورد اين جنايتها بعد از اينكه واقع شده، گفته و نوشتهاند. خيلي فرق مي كند با اينكه ما همزمان شاهديم كه با اين كودكان و زنان چه مي كنند. بنابراين نبايد اجازه بدهيم، دولتها و قدرتهاي سياسي و سازمان ملل اينچنين به سكوت خود در مقابل اين فاجعه و جنايات ننگيني كه در سوريه جريان دارد، ادامه بدهند.
ما همچنين امروز جمع شده ايم تا به آن چه در عراق مي گذرد، اعتراض كنيم. ما در عراق شاهديم كه در مورد زنان و دختران مرتكب چه جناياتي مي شوند و چه سركوب و توحشي را اعمال ميكنند؛ باز به نوعي جنايت عليه بشريت. زنداني كردن زنان عراقي به خاطر نسبت خانوادگي و يا دلايلي كه ربطي به آنها ندارد. اين يكي از فجايع اين دوران است. و من فكر مي كنم بايد يك كارزار بين المللي را براي بلند كردن صداي زنان عراقي در سراسر دنيا به پيش برد. مطمئنا آنچه در عراق مي گذرد، نمي تواند فقط در حيطه عراق بماند.
همچنانكه درمورد رژيم ايران هم كه از ساليان قبل هشدار داده بوديم، بنيادگرايي و تروريسم و جنايات و حشيانه اين رژيم، تنها در حيطه ايران نماند و آخوندها آن را به آن سوي مرزهاي ايران صادر كردند، از سوريه، عراق، لبنان، غزه، افغانستان، سودان، يمن و و ساير كشورها، نمايندگاني كه اينجا هستند، هر كدام مي توانند در مورد صدور اين پديده به كشورشان بگويند.
در مورد عراق، اين دوران، به خاطر آن چه دولت مالكي بر سر زنان عراقي آورده و مي آورد، يكي از سياهترين دورانهاي زنان عراق است. من مصاحبه پدري را شنيدم كه مي گفت، دختر جوانش زماني كه بسيار كم سن و سال بود، دستگير شده بود و زماني كه از زندان آزاد شد، همراه با سه بچه بوده است. و اين مايه شرم است كه در حال حاضر حكومتي وجود دارد كه به اين سادگي اين جرمها را مرتكب مي شود و بعد در تلويزيونها و مطبوعات هم منعكس مي شود و اعتراض جهاني عليه اين حكومت وجود ندارد.
من همچنين مي خواهم فراخوان مشخصي بدهم در مورد هزار زن قهرمان مجاهد در ليبرتي و اشرف. همه مي دانند كه آشكارا جان آنها در خطر است، هر لحظه متصور است كه مجدداً حملات موشكي عليه آنها انجام بگيرد آن هم در شرايطي كه هيچ امكاني براي حفاظت و دفاع از خودشان ندارند و دولت مالكي از ورود اوليه ترين وسايل ايمني و حفاظتي به ليبرتي ممانعت ميكند. سكوت در مقابل چنين جنايتي و چنين دولتي درست نيست. دولتي كه به فرمان خامنه اي هر توطئه يي را عليه مجاهدين انجام داده، از جمله ،آنها را با همدستي كوبلر در يك جابجايي اجباري از اشرف به ليبرتي برده ، امكانات اوليه را هم از آنها سلب كرده، و آنها را در يك زندان نيم كيلومتري محصور كرده است. و آنگاه در همكاري با ، نيروهاي سپاه قدس حملات موشكي عليه مجاهدين در ليبرتي ترتيب مي دهند. و بعد از كشتار هفت مجاهد، از خواهر عزيزم پوران نجفي تا 6برادر ديگر، و مجروح شدن 100نفر از جمله تعدادي از خواهران عزيزمان. دولت عراق رسماً و با وقاحت تمام مي گويد ما نمي توانيم تضمين كنيم كه حمله ديگري صورت نگيرد. و متصور است كه بازهم حملات ديگري باشد.
بنابراين، وقتي به اين صراحت، در مقابل جناياتي كه آنجا عليه مجاهدين انجام مي شود، جامعه بين المللي سكوت مي كند، معنياش تشويق جنايتكاران و سركوبگران است تا حملات بيشتري را تدارك ببينند.
همه شما خوب مي دانيد كه تا جايي كه به رژيم خامنهاي برمي گردد، با توجه به نزديك بودن انتخابات نمايشي و در حالي كه بحران اتمي، به رغم سياستهاي مماشاتگرانه با رژيم، با توجه به اصرار رژيم در دستيابي به بمب، تشديد خواهد شد. از سوي ديگر در شرايطي كه نارضايتي در جامعه ايران بشدت روبه افزايش و انفجار است، در اين شرايط معمولاً تنها برون رفت رژيم، حمله و كشتار تنها سازمان و تنها اپوزيسيون سازمانيافته در مقابلش است كه دشمن اصلي اين رژيم و سرچشمه بحرانها و هدايت كننده آن به سمت سرنگوني است . در عين حال كه با دست زدن به چنين حملات و جناياتي به نيروهاي مأيوس و روحيه باخته خود دلگرمي بدهد.
بنابراين من امروز مي خواهم از اين فرصت استفاده كنم و از همه شما خواهران و برادران عزيزي كه اينجا هستيد، تقاضا كنم كه يك كارزار بين المللي را براي جلوگيري از تجديد يك فاجعه و جلوگيري از يك حمله وحشيانة ديگر، كه قطعاً محصول آن، كشتار تعداد زيادي از خواهران و برادران ما در ليبرتي خواهد بود، پيش ببريم و اين تعهد را براي خودمان بگذاريم كه جامعه بينالمللي را وادار كنيم كه اين سكوت را بشكند. و از اهرمهاي قدرتش استفاده كند به دولت عراق، به سازمان ملل و به شوراي امنيت و فشار بياورند و حفاظت و امنيت ساكنان اشرف و ليبرتي را تضمين كنند.
اينها تعهدات بسيار عاجل و فوري ماست. البته ما تعهدات ديگري هم داريم. وضعيت زنان در ساير كشورهاي منطقه كه از نظر من، ريشة همه آنها و ريشة تمام مشكلات منطقه ناشي از حضور يك ديكتاتوري مذهبي و رژيمي است كه فقط به وسيلة ارعاب و ترور در داخل و صدور تروريسم و بنيادگرايي در خارج، خود را نگهميدارد.
در حال حاضر گزارشهاي موثقي داريم از آنچه كه رژيم خامنه اي انجام مي دهد تا ولو يك روز بيشتر دولت بشار اسد را سرپا نگهدارد. مطابق اين گزارشها، در همين ماههاي گذشته، رژيم، 4تا5ميليارد دلار هزينه كرده تا بتواند يك نيرو به نام جيش الشعبي، مشابه آنچه در ايران بسيجي مينامند، تشكيل دهد. در مورد تعداد اين نيروها اخبار متفاوتي دريافت شده كه بين 10هزار، 20هزار تا 50هزار نفر است. اين نيرو را سپاه قدس آموزش داده و سازماندهي كرده و سلاح برايش ارسال كرده است. مبالغ زيادي دلارهاي نفتي كه بايد به تأمين نيازهاي اوليه مردم گرسنه و فقير ايران اختصاص داده شود، مضافا بر سركوب مردم و خفه كردن اعتراضات آنها، به صورت انواع سلاحها و مهمات و تأمين حكومت و نيروهاي سركوبگر بشار اسد و براي كشتار مردم سوريه هزينه ميشود تا حكومت جنايتكار بشار سقوط نكند.
حتما شنيده ايد كه برخي از بالاترين مقامات رژيم ايران رسماً در راديو و تلويزيونهايشان گفته اند. كه سوريه به مثابه استان سيوپنجم آنها است وحفظ آن از حفظ استانهاي ايران برايشان مهمتر و واجبتر است . زيرا سقوط بشار اسد موتور سرنگوني رژيم آخوندي را روشن ميكند.
در چنين شرايطي است كه رژيم ديكتاتوري مذهبي حاكم بر ايران، باتمام قوا تلاش مي كند اين عمق استراتژيك، يعني سوريه و بعد عراق را حفظ كند و در عراق هم با تمام قوا پشت حكومت مالكي ايستاده است.
در حاليكه ما شاهديم كه مردم عراق، ماههاست در خيابانها هستند. در ميدانها هستند. در حال تحصن و اعتصاب و اعتراض هستند و هر هفته تظاهرات ميليوني ميگذارند. خيلي وقت است كه شعار ضرورت رفتن مالكي را هم داده اند. و آنچه روشن و هويداست، اين واقعيت است كه اين رژيم خامنهاي و نيروي قدس و سركردههاي آن هستند كه به هرقيمت درپي آنند كه حكومت مالكي را سرپا نگهدارند.
بارها سران رژيم گفته اند كه اگر سوريه و عراق را از دست بدهند، جنگ با آنها (رژيم آخوندي) به داخل مرزهاي ايران ميكشد و اين كار بسيار سختي است. به همين دليل تلاش مي كنند كه خط جبهه و جنگشان را در اين كشورها نگه دارند و حتماً شما شنيدهايد كه آنها حزب الله لبنان و حتي نيروهاي عراقي را در جنگ سوريه وارد كرده اند.
به اين ترتيب، هر روز ، ضرر و زيان سكوت در مقابل رژيم خامنهاي را نه فقط مردم ايران، بلكه كل مردم منطقه تحمل مي كنند. و متاسفانه ما بايد شاهد كشتار و قتل عام بيشتر، خرابي بيشتر، فاجعه بيشتر و سركوبهاي بيشتر باشيم. فجايع و سركوبهايي كه تنها از عهده پاسداران و جلادان خميني و خامنهاي برمي آيد كه آن در كل منطقه ترويج مي كنند.
شما نگاه كنيد به نحوه بمبارانها و موشك بارانهاي بشار اسد كه شهرها و غير نظاميان كشور خودش را بي محابا هدف قرار داده و هرروز بيشتراز قبل . اينها را از كي آموخته؟ و به كجا پشتگرم است؟ كدام حكومتي بر سر مردم خودش اسكاد بي، و بمبهاي بشكهاي كه پر از تركش است، مي ريزد. اينها فقط روشهاي توحش و بربريت يك ديكتاتوري مذهبي است. آنقدر در زندانها كشته و شكنجه كرده و قتل عام كرده كه در اين زمينه مي شود گفت كه پيشتاز و سرآمد است. حالا همه اين تجارب را به همگنان و دست نشاندگانش منتقل ميكند.
بنابراين، در اين روز كه به مناسبت روز جهاني زن در اينجا جمع شده ايم، خوب است كه براي خودمان اين تعهد را بگذاريم كه هرچه سريعتر اين صداها، از صداي هزار زن قهرمان در اشرف و ليبرتي، تا صداي زنان و كودكان سوريه، و صداي زنان و كودكان در عراق، يمن، و در كل منطقه را به گوش مردم جهان برسانيم. ما نبايد اجازه بدهيم كه اين سركوب و توحش و بربريت ادامه پيدا كند.
اكنون همه مي دانند كه اين حكومت ضدبشري آخوندي نامشروع است، مردم ايران آن را نمي خواهند. و زنان مجاهد و مبارز در صف مقدم اين مقاومت ايستاده اند، آنها به هيچ عنوان نميپذيرند، سرخم نمي كنند، كوتاه نمي آيند. ولو اينكه اين رژيم و دست نشاندگانش فشارها را بيشتر، توطئهها را پيچيدهتر و سركوب را شديدتر كنند.
بي ترديد شعار برابري زن و مرد شعار خيلي خوبي است. شعار آزادي و رهايي زنان، خيلي خوب است. همه حاضرند شعارش را بدهند، اما خيليها حاضر نيستند قيمتش را بدهند. زيرا قيمتش زياد است، زمان زيادي مي خواهد و هزينه زيادي طلب ميكند. اما مطمئن باشيد اگر ما دست از مبارزه نكشيم، اگر ما در مقابل تعادل قواي موجود، در هر شرايطي جا نزنيم و كوتاه نياييم، قطعاً مي توانيم در صحنه باقي بمانيم. و وقتي باقي بمانيم قطعاً مي توانيم پيش برويم و آرمان رهايي و برابري را تحقق بخشيم.
تعهدات ما، در مورد خواهران و برادرانمان در ليبرتي تأمين حفاظت و امنيت آنها سنگين است و ضروري است كه با تمام قوا آنها را اجرا و پيگيري نماييم. سازمان ملل و آمريكا و شوراي امنيت بايد به وظايفشان در اين زمينه عمل كنند، تصميم جدي بگيرند و اجراي آن را تضمين كنند. در مورد وضعيت نماينده دبيركل ملل متحد نيز بايد متذكر شد كه متاسفانه وي يك نماينده بيطرف نيست و بايد تعويض شود. بايد يك كميسيون تحقيق در مورد حمله اي كه پيش آمده، و دستهايي كه در كار بوده تشكيل شود. و نهايتاً براي تضمين حفاظت و امنيت ساكنين در ليبرتي، يا انتقال سريع و دستجمعي آنها به امريكا يا يك كشور اروپايي ولو به صورت موقت تا از آنجا باز اسكان انجام گيرد و در غير اين صورت، در شرايط موجود، تنها راه حل عملي، بازگشت به اشرف است.
زمان آنست كه زنان در سطح بينالمللي، جبهة گسترده ضدبنيادگرايي و جبهه گسترده ضدديكتاتوري مذهبي را، براي رهاسازي مردم منطقه از شر بنيادگراها هرچه گستردهتر كنند و هرچه گستردهتر كنيم.
به خصوص كه اكنون، آثار و شواهد و اطلاعات مي گويد كه مردم آفريقا هم در معرض بنيادگرايي، صدورتروريسم و دست اندازي ملاها هستند. بنابراين، ما قبل از اينكه اين رژيم بتواند خودش را گسترش بدهد، بايد جبهه خود عليه بنيادگرايي راگسترش بدهيم. همچنين بايد تعهداتمان را بازهم يادآوري كنيم.
من مطمئنم، با حضور زنان مؤمن به آرمان برابري، مؤمن به آرمان مقاومت در مقابل زور و ظلم و ديكتاتوري، يعني تك تك شما و كساني كه شما آنها را نمايندگي مي كنيد، ما مي توانيم اين دشمن را عقب بنشانيم و سرانجام از ايران و كل منطقه جارو كنيم.
اين تعهد ماست، اين قدرت ماست، اين توانايي ماست: مي توان و بايد.



















