شنبه, نوامبر ۷, ۲۰۲۶
  • English
  • Français
  • فارسی
  • عربى
کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران
  • صفحه اول
  • اخبار
    • اخبار زنان
    • مقالات
    • اطلاعیه‌ها
  • انتشارات
    • بولتن ماهانه
    • اسناد
    • صفحات مرجع
  • درباره ما
    • کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت
    • برابری جنسی
  • مریم رجوی
    • مریم رجوی
    • سخنرانی های مریم رجوی
    • طرح ده ماده ای مریم رجوی در رابطه با ایران فردا
    • طرح آزادی ها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا
  • زنان پیشتاز
    • زنان در رهبری
    • شهدای راه آزادی؛ راهگشایان زن ایرانی
    • شهدای راه آزادی؛ لاله های سرخ قیام
    • قهرمانان در زنجیر
    • زنان مقاومت ایران
    • زنان تأثیرگذار
    • زنان در تاریخ
  • رویدادها
    • کنفرانس روزجهانی زن
    • سخنرانیهای روز جهانی زن
    • فعالیت ها
    • همبستگی
  • ویدئو کلیپ
  • تماس با ما
نتیجه‌ای یافت نشد
دیدن همه نتایج
کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران
  • صفحه اول
  • اخبار
    • اخبار زنان
    • مقالات
    • اطلاعیه‌ها
  • انتشارات
    • بولتن ماهانه
    • اسناد
    • صفحات مرجع
  • درباره ما
    • کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت
    • برابری جنسی
  • مریم رجوی
    • مریم رجوی
    • سخنرانی های مریم رجوی
    • طرح ده ماده ای مریم رجوی در رابطه با ایران فردا
    • طرح آزادی ها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا
  • زنان پیشتاز
    • زنان در رهبری
    • شهدای راه آزادی؛ راهگشایان زن ایرانی
    • شهدای راه آزادی؛ لاله های سرخ قیام
    • قهرمانان در زنجیر
    • زنان مقاومت ایران
    • زنان تأثیرگذار
    • زنان در تاریخ
  • رویدادها
    • کنفرانس روزجهانی زن
    • سخنرانیهای روز جهانی زن
    • فعالیت ها
    • همبستگی
  • ویدئو کلیپ
  • تماس با ما
نتیجه‌ای یافت نشد
دیدن همه نتایج
کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران
نتیجه‌ای یافت نشد
دیدن همه نتایج
صفحه اصلی قهرمانان در زنجیر
خروشی چون آبشار

خروشی چون آبشار

۱۸ آوریل, ۲۰۱۶
در قهرمانان در زنجیر

زهره حیدری اهل قم بود و موقع دستگیری ۱۷ سال بیشتر سن نداشت. قامت بلند و هیکل درشتش، سنش را بزرگتر جلوه می داد. اما فقط قد و قامت رشیدش نبود بلکه شجاعت و شهامت،‌ ریسک پذیری بسیار بالا و توان و قدرتش هم  او را بزرگ و جا افتاده نشان می داد.

مدتی از ازدواجش با یک روحانی مبارز از اهالی قم نگذشته بود که همسرش سال ۶۰ دستگیر و اعدام شد. و او بعدها به هنگام خروج از کشور و در مسیر پیوستن به مقاومت دستگیر و زیر شدیدترین شکنجه ها رفت. خودش همیشه از  روزهای زیر بازجوئی اش اینطور  تعریف می کرد: « این سلول که برای شما اینقدر کوچک به نظر می اید برای من وقتی از شکنجه گاه به سلول برمی گشتم آنقدر در نظرم بزرگ می آمد که فکر می کردم وارد هتل شدم و تا روز بعد که می دانستم دوباره برای شلاق خوردن خواهم رفت حسابی از فضای سلول استفاده می کردم».

زهره بی مهابا در مقابل پاسداران می ایستاد. در اوین هر وقت پاسداران برای تنبیه توی بند می ریختند بدون اینکه اصلا بفهمند که زهره هم دخیل بوده یا نه مستقیم می رفتند سراغش و او را زیر ضرب می گرفتند.

او سر دردهای میگرنی خیلی حادی داشت. اواخر سال ۶۵ بود یک روز برای مقابله با یک حرکت اعتراضی خواهران زندانی، مجتبی حلوائی فرمانده جوخه های اعدام اوین، با دار و دسته شلاق بدستش ریختند توی بند. در حالی که در آن حرکت اعتراضی، زهره به خاطر سر دردش اصلا دخالت نداشت، ٰاما حلوائی جلاد اوین که کینه عجیبی نسبت به زهره داشت، مستقیم رفت سراغ زهره  و او را زیر لگد چکمه هایش گرفت. زهره بی مهابا فریاد می زد «‌پاسدار آشغال و کثافت به من نزدیک نشو»‌ و مجتبی حلوائی جلاد هم به شدت ضرباتش می افزود.

در حین تحمل ضربات لگدهای مجتبی حلوائی، زهره به بچه ها گفت که قرصهای میگرنش را بدهند و او چند قرص را با هم در دهانش انداخت و در حالیکه پاسداران او را به زور برای تنبیهات دیگر به بیرون بند می کشیدند، همچنان فریاد می زد و به شعار دادن خود علیه پاسداران ادامه می داد. به خاطر همین خروش و جاری بودن مداومش بچه ها اسم مستعار «آبشار» را برایش انتخاب کردند. چون فریادهایش مثل خروش آبشار بود. من و زهره در یک اعتصاب یک ماهه در گوهردشت با هم بودیم و بعد هم وقتی به سلولهای انفرادی رفتیم سلولهایمان نزدیک هم بود و همیشه  از احوال همدیگر با خبر می شدیم. وسط اعتصاب غذا یک بار سجادی – سر دژخیم و مسؤل زندان گوهردشت – زهره را صدا کرد و به او گفت اگر تعهد بدهد که ضوابط را اجرا می کند او را به بند عمومی می فرستد و زهره قاطعانه به او گفته بود که هرگز چنین کاری نخواهد کرد و به بند برگشت و به اعتصابش ادامه داد. بعد آمد کنارم نشست و آیه ای از سوره یوسف برایم خواند:‌ «‌رب سجن احب اليّ مما یدعوننی الیه» «‌خدایا بند و زندان برایم بهتر است از آنچه که مرا به آن فرا می خوانند» و ادامه داد: «اعتصاب و مردن زیر اعتصاب برایم از خیانت و پشت کردن به مردم نوشتر است».

در حین اعتصاب تلاش می کردیم که زبان همه ملیتها را یاد بگیریم، آذری و کردی و شمالی…. از آن روزها  کلمه آذری « اوشاخلار» یعنی «بچه ها» تکیه کلام همه بچه ها شده است و به جای کلمه بچه ها همدیگر را اوشاخلار خطاب می کردیم . این کلمه تبدیل به کد «آبشار» شد. به هر بند و سلولی که جابجا می شدیم، آبشار مسؤل بیدار باش و خاموشی شب بود، در واقع او بلندگو و صدای رسای جمع بود و  حرف همه را با صدای آبشار گونه اش می توانست از این طرف راهرو به آن طرف برساند. مسؤل راه انداختن نماز جماعت تو سلولهای انفرادی هم خودش بود. صبحها فریاد می زد «‌آهای اوشاخلار سلام صبح بخیر»‌. زمان نماز داد می زد «‌اوشاخلار وقت نمازه پاشیم همه با هم نماز بخوانیم. و بعد هم که نماز تمام میشد داد می زد «اوشاخلار قبول باشه». شبها هم وقتی چراغها را خاموش می کردند، زهره سکوت مطلق سلول را با صدای بلندش می شکست و محکم و بلند داد می زد «اوشاخلار شب بخیر». همه پاسداران می دانستند که این صدای زهره است و آبشار هم اسم مستعارش است ولی او از هیچکس باک نداشت و در مقابل همه آنها یک تنه می ایستاد.

پاسداران زن حریف زهره نبودند برای همین برای تنبیه و ساکت کردن زهره همیشه پاسدار شکنجه گران مرد به سراغش می رفتند. یک روز تنگ غروب و زمان نماز مغرب و عشاء فریادش بلند شد. «اوشاخلار وقت نمازه» و همه تو سلولهای خودمان به نماز ایستادیم و در پایان نماز هم طبق روال همیشه تکرار کرد «اوشاخلار قبول باشه». هنوز جمله اش تمام نشده بود که یک مرتبه صدای باز شدن در سلولی شنیده شد و بعد صدای چند پاسدار مرد و متوجه شدیم که سه پاسدار مرد پشت در سلول زهره ایستاده بودند و به مجرد اینکه صدای زهره قطع شد، ریختند تو سلولش و شروع به کتک زدن او کردند. از یک طرف صدای سه نامرد شکنجه گر بود که او را زیر ضرب و شتم گرفته بودند و از طرف دیگر خروش آبشارگونه زهره بود که داد می زد «‌آشغالهای کثافت دست به من نزنید، از سلول من بروید بیرون».

مدت یک ساعت این نبرد نابرابر اما پر افتخار و پرغرور ادامه داشت. بقیه بچه ها که در سلولهای دیگر بودیم با هم به درب سلولهایمان می کوبیدیم و داد می زدیم «بی شرفها ولش کنید. نامردها ولش کنید.» بعد از یک ساعت نفهمیدیم که چه ضربه ای به او وارد کردند که دیگر هر چه می زدند صدائی از او بلند نمی شد و فقط صدای آن سه نامرد و جلاد می آمد که هنوز داشتند حقد و کینشان را روی او خالی می کردند و بعد از مدتی هم سلولش را ترک کردند و رفتند. تا مدتی هر چه صدایش کردیم جوابی نشنیدیم. همه بغض کرده و نگران حالش بودیم.  سکوت سنگینی همه راهرو را گرفت. آن شب، زمان خاموشی صدای آبشار که بگوید «اوشاخلار شب بخیر» بلند نشد و یکی دیگر از بچه ها به جای او، این جمله را تکرار کرد. شب تا صبح هیچ کس از نگرانی حال زهره خوابش نبرد. اما زمان نماز صبح یکمرتبه آبشار قهرمان ما دوباره جاری شد و محکمتر از قبل خروشید «اوشاخلار  بلند شین وقت نمازه» و صدای آبشار بود که پایان نماز گفت: «ربنا ثبت أقدامنا – اوشاخلار قبول باشه».

و دشمن فهمید که هرگز با بند و زندان و ضرب و شتم و شکنجه نمی تواند مانع خروش آبشار گونه زنی شود که تصمیم گرفته است از حقش در برابر آخوندهای زن ستیز دفاع کند.

زهره را در قتل عام ۳۰ هزار زندانی سال ۶۰ در میان اولین گروههای اعدامی از بند بردند. در دادگاه به ۷۰ ضربه شلاق و اعدام محکوم شد به همین علت  شب قبل از اعدامش  ۷۰ ضربه به او شلاق زدند و روز بعد اعدامش کردند.

زهره مصداق واقعی خروش آبشار بود. خروشی جاودان و مستمر در امتداد تاریخ مبارزات زنان. همان زنانی که امروز در جای جای ایران آخوندزده ایستاده اند و با خروشی چون خروش آبشار همه را برای ایستادگی و مقاومت فرا می خوانند.

بی شک خروش شیر زن قهرمان زهره حیدری – آبشار – در ایران آخوند زده امروز، الهام بخش مبارزه همه زنان به پاخاسته است. نام و راهش جاودان باد.

اشتراک30توئیت19پین7اشتراک5بفرستاشتراک
پست بعدی
ایران: شروط حضور زنان در ورزشگاهها

ایران: شروط حضور زنان در ورزشگاهها

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های اخیر

زندان دولت‌آباد اصفهان:۶۰۰ زن زندانی در شرایط غیرانسانی و زیر شکنجه

زندان دولت‌آباد اصفهان:۶۰۰ زن زندانی در شرایط غیرانسانی و زیر شکنجه

۶ نوامبر, ۲۰۲۶
از سوختن کتاب‌ها تا شعله‌های مقاومت – قسمت ۳۰ خاطرات اعظم حاج‌حیدری

از سوختن کتاب‌ها تا شعله‌های مقاومت

۵ نوامبر, ۲۰۲۶
شیوا اسماعیلی پس از جراحی ستون فقرات با خطر بازگشت زودهنگام به زندان روبه‌رو است

شیوا اسماعیلی پس از جراحی ستون فقرات با خطر بازگشت زودهنگام به زندان روبه‌رو است

۵ نوامبر, ۲۰۲۶
نسل فردا؛ دانش‌آموزانی که دیکتاتورها نتوانستند خاموششان کنند

نسل فردا؛ دانش‌آموزانی که دیکتاتورها نتوانستند خاموششان کنند

۴ نوامبر, ۲۰۲۶
کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام؛ گسترش همبستگی بین‌المللی در هفته ۱۴۵

کارزار سه‌شنبه های نه به اعدام؛ گسترش همبستگی بین‌المللی در هفته ۱۴۵

۳ نوامبر, ۲۰۲۶
کلودیا کارلی: اعدام‌های خودسرانه؛ ابزار سرکوب خیزش‌های مردمی

کلودیا کارلی: اعدام‌های خودسرانه؛ ابزار سرکوب خیزش‌های مردمی

۳ نوامبر, ۲۰۲۶
زنان زندانی سیاسی؛ ادامه فشار بر دو پزشک و یک مادر دادخواه

زنان زندانی سیاسی؛ ادامه فشار بر دو پزشک و یک مادر دادخواه

۳ نوامبر, ۲۰۲۶
اعتراض زنان سالن ۴ زندان قرچک به مسمومیت غذایی و محرومیت از خدمات درمانی

اعتراض زنان سالن ۴ زندان قرچک به مسمومیت غذایی و محرومیت از خدمات درمانی

۲ نوامبر, ۲۰۲۶

در باره ما

کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران

کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران، بطور گسترده ای با زنان ایران در خارج از کشور کار کرده و ارتباط ثابتی با زنان در داخل ایران دارد.
کمیسیون زنان بطور فعال با بسیاری از ارگانهای فعال حقوق زنان و سازمانهای غیر دولتی و ایرانیان خارج از کشور در ارتباط است. این کمیسیون منبع اصلی بسیاری از اطلاعات دریافت شده از داخل ایران در رابطه با زنان می باشد و در گردهمایی های کمیسیون های حقوق بشر سازمان ملل و سایر کنفرانسهای بین المللی و منطقه ای در رابطه با موضوعات زنان شرکت می کند.
شرکت در مبارزه بی امان علیه قوانین زن ستیز رژیم ایران بخشی از فعالیتهای اعضاء و همکاران این کمیسیون است.

دسته ها

  • اخبار زنان
  • اسناد
  • اطلاعیه های کمیسیون زنان
  • بولتن ماهانه
  • زنان تأثیرگذار
  • زنان در تاریخ
  • زنان مقاومت ایران
  • سخنرانی های مریم رجوی
  • سخنرانیهای روز جهانی زن
  • شهدای راه آزادی؛ راهگشایان زن ایرانی
  • شهدای راه آزادی؛ لاله های سرخ قیام
  • صفحات مرجع
  • فعالیت ها
  • قهرمانان در زنجیر
  • کنفرانس روزجهانی زن
  • مریم رجوی
  • مقالات
  • همبستگی
  • ویدئو کلیپ
  • ویدئوهای روز جهانی زن

جستجو بر اساس برچسب

اعتراضات اعدام زنان تحصیلات حجاب اجباری خشونت علیه زنان دختر بچه ها رهبری زنان زنان روستایی زنان سرپرست خانوار زندانیان زینب جلالیان شکاف جنسیتی صبا کردافشاری طرح آزادی‌ها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا فقر قتل های ناموسی مریم اکبری منفرد معلمان نسل برابر ویروس کرونا پرستار کودک همسری

حق تکثیر (کپی رایت ©) مطالب مندرج در این وب سایت در سال ۲۰۱۶ به نام کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت به ثبت رسیده است. لطفاً در صورت تمایل به باز نشر و باز پخش مطالب این وب سایت، با کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت مکاتبه کنید و لینک مقاله اصلی بر روی سایت https://wncri.org/fa را در متن اضافه کنید.

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای یافت نشد
دیدن همه نتایج
  • صفحه اول
  • اخبار
    • اخبار زنان
    • مقالات
    • اطلاعیه های کمیسیون زنان
  • انتشارات
    • بولتن ماهانه
    • اسناد
    • صفحات مرجع
  • درباره ما
    • کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران برابری زنان را ترویج می کند
    • برابری جنسی
  • مریم رجوی
    • مریم رجوی
    • سخنرانی های مریم رجوی
    • طرح ده ماده ای مریم رجوی در رابطه با ایران فردا
    • طرح آزادی ها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا
  • زنان پیشتاز
    • زنان در رهبری
    • شهدای راه آزادی؛ راهگشایان زن ایرانی
    • شهدای راه آزادی؛ لاله های سرخ قیام
    • قهرمانان در زنجیر
    • زنان مقاومت ایران
    • زنان تأثیرگذار
    • زنان در تاریخ
  • رویدادها
    • کنفرانس روزجهانی زن
    • سخنرانیهای روز جهانی زن
    • فعالیت ها
    • همبستگی
  • ویدئو کلیپ
  • تماس با ما
  • English
  • française
  • عربی

حق تکثیر (کپی رایت ©) مطالب مندرج در این وب سایت در سال ۲۰۱۶ به نام کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت به ثبت رسیده است. لطفاً در صورت تمایل به باز نشر و باز پخش مطالب این وب سایت، با کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت مکاتبه کنید و لینک مقاله اصلی بر روی سایت https://wncri.org/fa را در متن اضافه کنید.