من يك پرستار بودم، عاشق خلق و مجاهدين خلق
شکر محمدزاده: مرا به جرم وفاداری به وجدان شغلی ام برای نجات جان انسانهايی كه مورد ضرب و شتم و اصابت گلوله پاسداران قرار گرفته بودند، از جمله دختران دانش آموز و زنان جواني كه با تير مستقيم پاسداران در تظاهرات مجروح شده بودند، دستگیر و زندانی و شكنجه كردند!!!
من شكنجه های زیادی را در اوين و قزلحصار متحمل شدم كه ورای طاقت انسان بود، ولي به سوگند خودم پشت نكردم و عشقم به مجاهدین و فردای روشن ايران را به سیاهی خمینی نفروختم.
بعد از سپری كردن ۷ سال از ۱۵ سال محكومیتم من نیز یكی از ۳۰هزار زندانی قتل عام شده در زندانهای سراسر ایران در تابستان ۶۷ هستم كه منتظر دادخواهی خونم به انتظار نشسته ام!



















