آتنا دائمی که به تازگی از زندان آزاد شده، در نوشته ای ضمن نقل ماجرای دستگیری خودش گزارش مختصری از سایر زندانیان سیاسی داده و می نویسد: به دردهای خودم که نگاه میکنم میبینم در مقایسه با کسانی که از بعد از انقلاب آسیب دیدند، رنجی نبردم!
قبل از بازداشت قرار شد تو باشگاه انقلاب یه غرفه اجاره کنیم تا نقاشی هایی که کودکان کار کشیده بودند به نفع خود بچه ها به فروش برسه … چند روز قبل از بازداشتم از حراست باشگاه انقلاب تماس گرفتند و گفتند کنسل!!! بعدها متوجه شدم که به دلایل امنیتی بود!! بازداشت شدم همون روز به لطف سپاه برای همیشه به باشگاه انقلاب ممنوع الورود شدم و … تا همین حالا خیلی ضربه ها خوردم خیلی آسیب ها دیدم ، خیلی چیزها از دست دادم و فقط یک چیز به دست آوردم : تجربه…
به دردهای خودم که نگاه میکنم میبینم در مقایسه با کسانی که از بعد از انقلاب آسیب دیدند، رنجی نبردم!
کسانی مثل مهوش شهریاری و فریبا کمال آبادی که 2 سال و نیم در سلول های 209 بودند و 8 سال زندان بدون حتی یک روز مرخصی، داخل زندان بودند و صاحب عروس و داماد شدند از داخل زندان مادربزرگ شدند و….
یا مثل مریم اکبری که 4 نفر از خواهر و برادرانش اعدام شدند و حالا خودش با 15 سال حکم و 7 سال زندان بدون حتی یک روز مرخصی از پشت کابین ملاقات شاهد قد کشیدن دختران نوجوانش هست….
یا مثل الهام فراهانی که خودش و همسرش و پسرش در زندان به سر میبرند و نوه های شیرین تر از جانش در راهروهای تاریک رجایی شهر و پله های اوین خاطرات کودکیشون به ثبت میرسه…
یا ریحانه حاج ابراهیم که با 15 سال حکم در داخل زندان با مردی عقد کرد که هم خودش هم پدرش در انتظار حکم اعدام هستند و مادرش هم با همسرش به 10 سال حبس محکوم شده…
یا فاطمه مثنی که برادر و زن برادرش اعدام شدند و در 13 سالگی همراه مادرش دو سال و نیم زندان بود و حالا با 15 سال حکم برای خودش و همسرش هر دو در زندانند و تمام اموالشون مصادره شده جز دختر و پسر وجوونشون!!
یا آزیتا رفیع زاده که با کودک 5 ساله اش خودش و همسرش در زندانند…
یا یا یا……. که اگر قرار بر اسم بردن از همه باشه چندین جلد کتاب میشه نوشت!
من نه مسلمانم نه بهایی نه از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین و نه هیچ حزب و جریان دیگه! برام هیچ چیز جز انسان و انسانیت معنا نداشت و نداره….
و حالا من موقت آزادم با 14 سال حکم بدوی که معلوم نیست تائید بشه یا رد! معلوم نیست همچنان آزاد بمونم یا دوباره برگردم پیشتون اما با هر درد و رنجی که برام پیش میاد شمارو به یاد میارم و آروم میشم…



















