سازمان گزارشگران بدون مرز سركوب روزنامهنگاران و وبلاگنويسان را بعد از يك موج دستگيريهاي كاربران اينترنتي در روزهاي اخير كه توسط سپاه پاسداران و نظارت شبكههاي رسانههاي اجتماعي صورت گرفت، محكوم كرد.
قربانيان دستگيريهاي اخير به رهبري سپاه شامل محمود موسويفر و شايان اكبرپور، دو فعال اينترنتي كه صفحه فيسبوك راهيان و يك وبلاگ به نام راهي را مديريت ميكردند شامل ميشود. اين دو سايت اكنون قابل دسترسي نيستند.
بعد از اينكه مردان لباس شخصي آنها را در خانه خود در تهران در 31 مه دستگير كردند، خانوادههاي آنها گزارش كردند آنها مفقود هستند چون هنوز نميدانند چرا دستگير شده و به كجا منتقل شدند.
بسياري از روزنامهنگاران و فعالان اينترنتي كه در سال 2009 و 2010 توسط دادگاه انقلاب ترتيبداده شده محكوم شدند از آن زمان تاكنون بدليل پايان يافتن حبسشان آزاد شده، اما بسياري ديگر هنوز در زندان هستند، جايي كه خيلي مواقع تحت شرايط وحشتناكي قرار ميگيرند.
آنها شامل سعيد رضوي فقيه، سرج ميردامادي، مسعود باستاني، رضا انتصاري، سعيد مدني، سعيد متينپور و عليرضا رجايي ميباشند. متأسفانه هيچ بهبودي در رفتار غيرانساني كه اخص زندانيان عقيدتي در ايران، بطور خاص در زندان اوين تهران و رجايي شهر بكار گرفته ميشود، ديده نشده است.
يكي از آنها، شيرازي، توانست بعد از آزادي موقت از زندان از كشور گريخته و تجربيات وحشتناك خود را در هنگام بازداشت در بند 2 الف و تحت فشار قرار گرفتن از جانب بازجويان توصيف كرده است. شواهد او بار ديگر نشاندهنده مدارك قوي پيرامون بدرفتاري سيستماتيك با زندانيان در ايران توسط مقامات امنيتي و قضايي ميباشد.
در سن 31 سالگي، شاهي سوندي شيرازي بعد از دستگيري توسط سپاه در ژانويه 2013 در شهر جنوب شرقي كرمان به بند 2 الف زندان اوين منتقل شد.
او به خبرنگاران بدون مرز گفت، اين كابوس به محض رسيدنم شروع شد».
«در حاليكه در يك سلول بسيار كوچك محبوس بودم، ميتوانستم فريادهاي يك زنداني در حال بازجويي را بشنوم. من تمام مدت چند هفتهيي كه آنجا بودم ميلرزيدم و حتي نميتوانستم خودكاري در دست بگيريم (…).
آنها همه چيز در مورد چتهاي اينترنتي و ايميلهاي من را ميدانستند. همه طرف حسابهاي اينترنتي من رديابي شده بودند. بسياري از دوستانم چند ماه قبل از من دستگير شده و من فهميدم كه از آن زمان تاكنون تحت نظر مراقبتي شديد بودم. بازجوها از ما خواستند در مورد يكديگر بنويسيم. آنها نميخواستند كه فقط به جناياتي كه به آن متهم شده بوديم اعتراف كنيم. آنها همچنين ميخواستند همه چيز را در مورد روابط خصوصي ما بدانند و اينكه آيا روابط غيراخلاقي داشتيم يا خير. در طول بازجوييم آنها جوكهاي جنسيتي ميگفتند تا ما را مرعوب كنند. آنها حتي يك بار من را تهديد به تجاوز كرده و تقريباً آن را انجام دادند (…)
همه اين اعترافها بالاخره وقتي دادگاه ما در برابر محمد مقيسه، رئيس شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران آغاز شد براي متهم كردن ما استفاده شدند (…) بعد از آزادي موقت من تحت حكم دادگاه، همسرم، كه روابط با او ساده نبود، از من سئوال كرد در زندان چه گذشت و ديگر نميخواست زندگي مشترك ما ادامه يابد.بنابراين من به خانه خانوادهمان در كرمان بازگشتم. اما تماسهاي تلفني توهينآميز و تحقيركننده ادامه يافتند. بازجويان كماكان به من زنگ ميزدند تا من را تهديد كرده يا براي بازجويي بيشتر به تهران احضار كنند (…) تحت اين فشار، بالاخره تصميم به ترك كشور گرفتم.»
از 180 كشور گزارش شاخص آزادي مطبوعات گزارشگران بدون مرز در سال 2015، ايران در رتبه 173 از 180 كشور قرار گرفته است. (گزارشگران بدون مرز – 1/4/94)



















