در ايران تنها 12 درصد زنان شاغل هستند. 52درصد از زنان شاغل، مشاغل غیررسمی دارند. اين آمار تنها طي سال 93، 1.9 درصد كاهش داشته است كه البته يك روند كاهش كه از سال 84 آغاز شده بود را به اوج رساند.
در فضای سیاسی، زنان حتي کمتر از یک پنجم مسئولیتها را بعهده دارند. با اين ملاحظه كه تنها زناني مي توانند وارد عرصه سياسي شوند كه منافع ولايت فقيه را بر عدالت و حقوق زنان مرجح بدانند. يك عضو مجلس رژيم، فاطمه آلیا در جريان اعتراضات زنان برای ورود به ورزشگاه و تماشای مسابقات ملی والیبال در سال گذشته كه موجب دستگيري 50 زن معترض شده بود،گفت: «کار زن، بچه دار شدن و تربیت فرزند و شوهر داری است»، او در اعمال محدودیت بر اشتغال زنان، پیشقدم است.
همین دیدگاه بود که باعث شد فاطمه آلیا در مهر ماه 93 از امضا کنندگان طرحی باشد كه برای کارفرمایان موازینی در استخدام زنان وضع شده بود. عدم رعايت اين موزين مي توانيد موجب تعطيلي يك هفته تا يك ماه هر موسسه اي گردد. در اين طرح آمده بود استخدام زنان منوط به پرهیز از اختلاط با مردان است. به جز آلیا، زهره طبیبزاده، نیره اخوانبیطرف و لاله افتخاری هم اين طرح را امضا كرده بودند.
کمی پیش از انتشار اين طرح، شهرداری تهران بخشنامهای را ابلاغ کرده بود که به موجب آن زنان نمیتوانستند به عنوان مسئول دفتر، اپراتور، منشی و برخی از ردههای کارمندی، در این سازمان مشغول به کار شوند. در همان روزها رئیس پلیس اماکن ناجا هم اشتغال زنان در کافیشاپها را ممنوع کرد و در نهایت مجلس وارد کار شد تا اشتغال زنان را ضابطه مند یا به عبارت دیگر، محدود کند.
این در حالی است که طبق ماه 38 قانون کار خود رژيم، اعمال تبعیض بر اساس سن، جنس، نژاد و قومیت و اعتقادات سیاسی و مذهبی ممنوع است و اصول ۲۸، ۱۹،۳، ۲ و ۴۳ قانون اساسی هم رفع تبعیض و ایجاد امکانات عادلانه برای عموم را از وظایف دولت میداند. اما واقعيت حكومت ايران چيز ديگري است.
آخوند جعفر سبحانی در روز 3 مهر 93 گفته بود: یکی از دلایل بیبند و باری و فساد در جامعه حضور بانوان در جامعه و فعالیتهای اجتماعی آنان است. نبود بانوان در عرصه فعالیتهای اجتماعی سبب حضورشان در منزل و کانون خانواده میشود.
آخوند محسن قرائتي نيز در 20 اسفند 93 گفته بود: وظیفه اصلی زن، خانه داری، همسر داری، فرزندآوری و تربیت آن است و اگر میخواهد در عرصه اجتماع ظاهر شود با شرط پوشش و عدم خودنمايي بايد باشد. (باشگاه خبرنگاران جوان – 7/1/94)



















