در یک کنفرانس با عنوان «ایران: جنایت علیه بشریت؛ زمان پاسخگویی و پایان دادن به مصونیت از مجازات» که در روز ۳ شهریور ۱۴۰۳ در نزدیکی پاریس برگزار شد، پروفسور لیلا نادیا سادات خواستار پاسخگویی بیشتر در قبال قتل عام زندانیان سیاسی در ایران در سال ۱۳۶۷ گردید. این رویداد که با حضور شخصیتهای بینالمللی و مدافعان حقوق بشر برگزار شد، بر تاریخچه نقض حقوق بشر توسط رژیم ملایان متمرکز بود.
پروفسور لیلا نادیا سادات از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۳ به عنوان مشاور ویژه در زمینه جنایات علیه بشریت برای دادستان دیوان کیفری بینالمللی (ICC) خدمت کرده است. او همچنین ریاست مؤسسه حقوق بینالملل ویتنی آر. هریس در دانشگاه واشنگتن را برعهده دارد.
پروفسور سادات، به عنوان یکی از متخصصان قتل عام ۶۷، این واقعه را جنایتی علیه بشریت توصیف کرد که شامل قتل، نابودی، شکنجه، بازداشت خودسرانه، ناپدیدسازی اجباری و دیگر جنایات هدایتشده توسط دولت میشود. وی از جامعه بینالمللی خواست تا با پیگیری محاکمات کیفری، پرداخت غرامت و اجرای ابتکارات حقیقتیابی، جویای عدالت باشند.
پروفسور لیلا نادیا سادات ابراز امیدواری کرد که روزی مردم ایران کشورشان را پس بگیرند و دادگاههایی برای رسیدگی به بیعدالتیهای گذشته برگزار کنند. او از جامعه جهانی خواست تا از کسانی که برای عدالت و حقوق بشر در ایران مبارزه میکنند، حمایت کنند.

متن کامل این سخنرانی در زیر آمده است:
بابت این دعوت و معرفی مهربانانه از شما بسیار سپاسگزارم.
رئیس جمهور منتخب خانم رجوی، عالیجنابان، دوستان عزیز، همکاران عزیز، خانم ها و آقایان،
بازگشت به اینجا برای من پراحساس و افتخار بزرگی است که در این زمان به پاریس و به این کنفرانس برای این جلسه بسیار مهم می آیم.
کنفرانس سال گذشته برای من نوعی بیداری بود. زیرا با جنایات تاریخی رژیم ایران و به ویژه قتل عام ۱۳۶۷ آشنا شدم. همچنین ملاقات با افراد با استعداد و مصمم بسیاری که به دنبال حقیقت، عدالت، پاسخگویی برای خود و عزیزانشان و همچنین آینده ای بهتر برای ایران هستند، الهام بخش بود.
من به شما و فداکاریهای شما و خویشان از دسترفتهتان احترام میگذارم، و مفتخرم که به عنوان بخش کوچکی از کمکهای بینالمللی به شما در اینجا هستم. بسیار سپاسگزارم.
میراث غنی و تاریخچه دردناک ایران
من از سال گذشته که اینجا بودم مدتی را صرف آموختن بیشتر درباره ایران کرده ام. این یک کشور خارقالعادهای است. کشوری که به خاطر موسیقی، هنر، معماری، منسوجات و ادبیات، به ویژه شعرش، شهرت دارد، و تمدنی باستانی که به دنیا آموزشهای زیادی در زمینه ریاضیات و فلسفه داده است. ایران به همان اندازه به مهربانی و خونگرمی مردمش معروف است. تمدنی که قرن ها یک امپراتوری را در اختیار داشت. ایران همچنان یک کشور بسیار مهم و یک قدرت منطقه ای مهم محسوب می شود.
اما در 45 سال گذشته، ایران زیر بار یک رژیم جنایتکار تضعیف شده که نقض حقوق بشر توسط آن، بهویژه علیه گروههای مخالف مانند مجاهدین خلق، از سوی جامعه بینالمللی به رسمیت شناخته نشده و حمایت از حقیقت، عدالت و پاسخگویی هرگز محقق نشده است.و حمایت از حقیقت، عدالت و پاسخگویی محقق نشده است. این امر رهبران ایران را برای ارتکاب جنایات بیشتر گستاخ تر کرده است. کشتار سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱، قتل عام سال ۱۳۶۷ را در پی داشت که شما همه به خوبی از آن آگاه هستید.
اخیراً نمونه مهسا امینی 22 ساله را داشتیم که پس از دستگیری به اتهام ادعایی عدم رعایت حجاب دیکته شده از سوی رژیم در بازداشت پلیس جان باخت. مرگ او منجر به اعتراضاتی شد که به نوبه خود با خشونت توسط دولت سرکوب شد با صدها کشته و زندانی در سراسر کشور و این سرکوب تا امروز ادامه دارد.
نقض حقوق بشر در شرایط حاضر و میراث مصونیت از مجازات
مصونیت از مجازات و نفی عدالت در رابطه با جنایات سال ۱۳۶۷، رژیم را بر آن داشته است تا به ظلم و ستم مردم در داخل و خارج ایران ادامه دهد. کسانی که فقط در پی برخورداری از حقوق اساسی و جهانی حقوق بشر، حقوق اعطا شده توسط حقوق بین الملل عرفی و متعارف، و حقوق غیرقابل انکار هستند. یعنی هیچکس نمی تواند این حقوق را سلب کند.
سال گذشته از من خواسته شد که قتل عام ۱۳۶۷ را بررسی کنم و بر اساس شواهد موجود به این نتیجه رسیدم که این جنایت در واقع جنایت علیه بشریت است و قربانیان و بازماندگان این جنایت، موضوع این جنایت بوده اند که وجدان بشریت را جریحه دار کرده است.
من به سادگی به این نتیجه نرسیدم. من که به مدت 10 سال در دادگاه کیفری بین المللی خدمت کرده ام، می دانم که این جنایات چقدر فاحش هستند و چگونه این قربانی گرفتن ها کل جامعه را ویران می کند. علاوه بر این، جنایت علیه بشریت همیشه با جنایات مالی همراه است و آنچه که نوعی از جرم و جنایت سیستماتیک و خشونت جمعی را نمایندگی می کند و همچنان که شما شاهد هستید فائق شدن بر آن کار فوق العاده دشواری است.
آنها کل جامعه را ویران می کنند و به آن آسیب می رسانند، همانطور که سرطان می تواند گسترش پیدا کند و یک فرد را بکشد.
به همین دلیل، ما به یک درمان پزشکی قوی در قالب پاسخگو کردن و مورد حسابرسی قرار دادن، از جمله در صورت لزوم، تعقیب کیفری، و همچنین انواع روش های درمانی دیگر از جمله غرامت، حقیقت و سازوکارهای دیگر برای پرداختن به درد و رنج جامعه ای که ویران شده است، نیاز داریم.

قتل عام ۱۳۶۷، جنایت علیه بشریت
جنایت علیه بشریت، همانطور که شاید در گزارش آقای رحمان خوانده باشید، جنایاتی هستند که به صورت گسترده یا به شیوه سیستماتیک انجام می شوند.
این جنایات که علیه یک جمعیت غیرنظامی اعمال می شوند یک سیاست دولتی یا سازمانی را دنبال می کنند.
جنایات ارتکابی در قتل عام ۱۳۶۷ شامل قتل، نابودی، شکنجه، دستگیری و بازداشت خودسرانه، ناپدید سازی اجباری، خشونت جنسی و جنسیتی، و جنایت آزار و اذیت است. هتک حرمت قبرها، تدفین مجدد، و سایر عوامل ضربه زننده ناشی از بیرون آوردن اجساد، خود جنایتی جداگانه و متفاوت علیه بشریت هستند. جنایت علیه بشریت در شکل اعمال غیرانسانی، خود شکل جداگانهای از آزار و اذیت هستند.
در حالی که سازمان عدالت برای قربانیان قتل عام ۱۳۶۷ در ایران (JVMI) به طرز خستگی ناپذیری برای جمع آوری شواهدی از این جنایات کار کرده است، زمان زیادی طول کشید تا جامعه بین المللی آنها را به رسمیت بشناسد. اگرچه گزارش ها و یافته های مهمی در سال ۱۳۹۶، در سال ۱۳۹۹، در سال ۱۴۰۱ و اخیرا در گزارش معروف مرداد ۱۴۰۳ منتشر شده است.
و این گزارش در سال ۱۴۰۳ خواستار ایجاد یک مکانیسم پاسخگویی و حسابرسی بینالمللی برای رسیدگی به این جنایات و جنایات دیگر است، و من میدانم که شما بعداً امروز به طور مستقیم از پروفسور رحمان خواهید شنید.
او، مانند بسیاری از پیشینیان خود و خود من، به این نتیجه رسیده است که اعدامهای فراقانونی و ناپدیدسازی اجباری و سایر جنایات در سال ۱۳۶۷ ممکن است در شمار جنایت علیه بشریت باشد. او همچنین این احتمال را مطرح کرده است که آنها را میتوان به عنوان نسل کشی، یعنی نابودی عامدانه به طور کامل یا بخشی از یک گروه نژادی، ملی، قومی یا مذهبی توصیف کرد.
ساز وکارهای حقوقی و صلاحیت جهانی
در زمان باقیمانده خودم، من می خواهم در مورد سازوکارهای پاسخگویی صحبت کنم، آنها به چه شکلی می توانند باشند، و من در پایان به موضوع نسل کشی باز خواهم گشت.
پس از مدتها کار در دیوان بین المللی کیفری (ICC) و حضور در کنفرانس رم که در آنجا (تشکیل چنین دیوانی) مورد مذاکره قرار گرفت، من از قدرت این دادگاه و همچنین از محدودیت های آن به اندازه زیادی آگاه هستم.
بدیهی است که ایران به این دادگاه نپیوسته است و جنایات ۱۳۶۷ قبل از وارد شدن و اجرای قانون رم انجام شده است. بنابراین دادگاه نمی تواند مستقیما صلاحیت خود را اعمال کند. اما همانطور که از قاضی اسوجی شنیدیم، این پایان ماجرا نیست. همانطور که خانم رجوی اشاره کردند، این رژیم به جنایات خود ادامه می دهد. این رژیم به قتل های فراقانونی، شکنجه، خشونت جنسی و جنسیتی، آزار و اذیت و ناپدید شدن اجباری ادامه می دهد.
جرایمی که بعد از 1 ژوئیه 2002 مرتکب شده اند در محدوده زمانی صلاحیت دادگاه قرار دارند. و اگر دست کم یکی از عناصر جرم در یکی از کشورهای عضو دیوان بین المللی کیفری، انجام شده باشد، می توانیم آنها را در محدوده قلمرو آن قرار دهیم. بنابراین، در حالی که قربانیان قتل عام ۱۳۶۷ ممکن است به طور مستقیم به دادگاه مراجعه نکنند، ساکنان اشرف 3 واقع در آلبانی، که یک کشور عضو دیوان بین المللی کیفری است، در صلاحیت دیوان بین المللی کیفری هستند و اگر ایران عملیاتی علیه آنها انجام دهد می تواند، تحت چتر حفاظتی قانون رم مورد حفاظت و رسیدگی قرار گیرد.
شواهد قتل عام ۱۳۶۷ را می توان در چنین موردی از طریق نشان دادن قصد جنایتکارانه در رابطه با جنایات جاری معرفی کرد. هزاران ایرانی در خارج از کشور در کشورهای عضو دیوان بین المللی کیفری، حضور دارند.
و در رابطه با وضعیت بنگلادش-میانمار، این دادگاه به روشنی دریافت که می تواند تا زمانی که یکی از عناصر جرم در قلمرو یکی از دولت های عضو دیوان بین المللی کیفری ارتکاب یافته باشد، صلاحیت قضایی خود را اعمال کند.
دومین موضوع که گزارش (مرداد ۱۴۰۳) هم به آن اشاره دارد، صلاحیت جهانی است. اینها مواردی هستند که در حوزه قضایی متفاوت از حوزه قضایی محل ارتکاب جرم مطرح می شوند.
عاملان و مرتکبان قتل عام ۱۳۶۷، اعضای هیأت های مرگ، وجود دارند که در خارج از کشور زندگی می کنند، و ممکن است آنها را در کشورهایی پیدا کنید که قوانینی برای پیگرد قانونی آنها وجود دارد.
سوئد با موفقیت این کار را انجام داد، اگرچه متهم در نهایت به عنوان بخشی از مبادله گروگان به ایران بازگردانده شد، اما این پایان ماجرا نیست. می توان پرونده های بیشتری را مطرح کرد. با تصویب احتمالی معاهده جدید جنایت علیه بشریت در اوایل سال ۲۰۲۶ و بسیاری از کشورهایی که از قبل صلاحیت رسیدگی به جنایت علیه بشریت را دارند، این گزینه بسیار مناسبی است که باید تشویق شود و ادامه یابد. علاوه بر این، بسیاری از کشور ها موانع پیگرد قانونی را از بین می برند، از جمله مصونیت ها، از جمله فرانسه و آلمان، که ممکن است پیگرد قانونی را در خارج از کشور آسان تر کند.
سومین امکان، بر اساس امکان دوم، ایجاد سازوکاری توسط سازمان ملل است که میتواند به عنوان وسیله ای احتمالی برای جمع آوری شواهد همانگونه که برای سوریه ایجاد شد، عمل کند.
مکانیسم بینالمللی بیطرف و مستقل برای سوریه، که ما آن را IIIM مینامیم، توسط مجمع عمومی ملل متحد در ژنو ایجاد شد، و این مکانیسم شواهدی را جمعآوری میکند که میتواند برای پیگرد نهایی مورد استفاده قرار گیرد.
مکانیسم مشابهی برای میانمار نیز وجود دارد. یکی دیگر برای عراق وجود دارد که اخیرا بسته شده است. ایجاد یکی برای ایران ایده ای است که ارزش پیگیری دارد. این ایده احتمالا از طریق مجمع عمومی انجام خواهد شد.
بنابراین، من فکر می کنم که ایجاد یک (سازوکار) برای ایران به طور قطع ایده ای است که می توان آن را دنبال کرد. و این یکی میتواند جنایات سال ۱۳۶۷ و همچنین جنایات جاری را تحت پوشش قرار دهد و همچنین شواهدی را جمعآوری و حفظ کند، که بسیاری از آنها را قبلاً داشتهاید، که میتواند روزی به دادگاه ویژهای برای ایران تحویل داده شود، که به نظر من ایدهای است که باید به طور جدی نیز مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، فرصتهای زیادی برای تحقیق و مکانیسمهای پاسخگویی و مورد حسابرسی قرار دادن وجود دارد. فعال کردن کاملتر آنها به اراده سیاسی نیاز دارد. و در رابطه با برخی از گزینه ها، تغییر رژیم واقعاً مؤثر خواهد بود برای اینکه عدالت برای قربانیان در اولویت قرار گیرد.
پرونده های قضایی وجود دارد که باید در آن ها پیروز شد و مطمئنم با توجه به مهارت و سرسختی وکلا و مؤسساتی که روی این مشکلات کار می کنند، پیروز خواهند شد.
بررسی ماهیت نسل کشی در قتل عام ۱۳۶۷
اما برای شما، فقط دادگاههای قانون مهم نیستند. این دادگاه افکار عمومی است. و این من را به آخرین نکته می رساند، که بخشی از گزارش پروفسور رحمان است که نشان می دهد قتل عام ۱۳۶۷ می تواند به عنوان جنایت نسلکشی شناخته شود.
برنده شدن در این استدلال در دادگاه حقوقی فوق العاده دشوار است. زیرا دادگاه ها و دادگاه هایی که به پرونده های نسلکشی رسیدگی می کنند، دیدگاه بسیار محدودی نسبت به آن جنایت داشته اند.
با این حال، حتی اگر کسی نتواند در یک پرونده خاص در دادگاه برنده شود، ادعای جدی همانطور که از قبل گفته شده است که قتل عام سال ۱۳۶۷ ماهیت نسل کشی داشت، می تواند حمایت عمومی را برای پاسخگویی و حسابرسی تقویت کند.
همانطور که نیویورک تایمز اخیراً اشاره کرده است، معنای اخلاقی و عامیانه این اصطلاح به طور کامل از معنای حقوقی آن جدا شده است. و نسلکشی کلمه قدرتمندی است که ذهن و ضمیر را تحت تأثیر قرار می دهد.
علاوه بر این، بر اساس این کنوانسیون، دولتها وظیفه دارند از نسلکشی جلوگیری کنند. و یک رژیم نسلکش احتمالا دوباره جنایات خود را تکرار میکند. پیشبرد این ادعا هزینه هایی دارد و دشوار است که بدانیم آیا آنها کارساز هستند یا خیر.
نازی ها در دادگاه نورنبرگ به جرم جنایت علیه بشریت تحت تعقیب قرار گرفتند. هیچ چیز کمتری در مورد جنایت علیه بشریت وجود ندارد. این جنایات به همان اندازه بدنام و شیطانی هستند. جنایت علیه بشریت و نسل کشی هر دو جنایات کوگان هستند. به این معنی که این جنایات غیرقابل واگذاری هستند و همه کشورها باید در هر شرایطی از ارتکاب آنها خودداری کنند.
اما هنوز، معاهدهای در مورد پیشگیری و مجازات جنایت علیه بشریت وجود ندارد، اگرچه در مرحله تدوین است. بنابراین، پیشبردن طرح اتهامات نسلکشی برای برخی یا تمام قتلها ایدهای جدی است که ارزش بررسی بیشتری دارد.
در پایان، اجازه دهید بگویم که من مطمئن هستم که یک روز، شما کشور خود را پس خواهید گرفت و خودتان محاکمه برگزار خواهید کرد.
و دوستان، این به شما بستگی دارد که به عنوان ملتی آزاد تصمیم بگیرید چگونه با پاسخگویی و حسابرسی نسبت به گذشته ادامه دهید.
من مشتاقانه منتظر آن روز روشن هستم هنگامی که خورشید بر همه شما در هر کجای ایران و خارج از ایران بتابد.
و آزادی که تجربه خواهید کرد و رنجی که متحمل شده اید نیز نوری برای مردم سرکوب شده و الهام بخش برای آنها در سراسر جهان خواهد بود.
تا آن زمان، من برای شما آرزوی موفقیت دارم و خدا به همراه شما و من خوشحالم که در اینجا هستم و بخشی از تاریخچه شما هستم. با تشکر فراوان




















