سخنرانی مونا دولتی مسئول انجمن جوانان کودکان کار در مراسم چهلمین سالگرد مقاومت عادلانه مردم ایران
از سال ۱۳۵۸ تا ۳۰خرداد۶۰ سازمان مجاهدین خلق در یک جنگ سیاسی منسجم تلاش کرد خمینی را وادار کنه حداقل آزادیهای سیاسی و اجتماعی را برای همه گروهها و مردم به رسمیت بشناسه .
اما خمینی تنها راه تحکیم قدرتش را در خلاصی از شر نیروهای سیاسی دید و با افزایش فشار در مدت کوتاهی یا آنها رو نابود کرد یا به خدمت خودش درآورد. تنها یک مانع بزرگ سر راه او باقی ماند: سازمان مجاهدین! که خمینی بارها اونو بزرگترین دشمن رژیمش خواند.
راستی چرا خمینی تظاهرات مسالمت آمیز ۳۰خرداد را به گلوله بست؟ آيا مقاومت مسلحانه انتخاب مجاهدین بود یا خمینی آنرا به مجاهدین تحمیل کرد؟ و اگر مجاهدین نبرد مسلحانه با رژیم را آغاز نمی کردند امروز چه سرنوشتی داشتند؟
پیام رژیم در به گلوله بستن تظاهرات ۳۰خرداد یک چیز بیشتر نبود: یا با ما و در خدمت ما، یا رو در روی ما،
و پاسخ مجاهدین یک کلام بود، ما زن و مرد جنگیم. بجنگ تا بجنگیم.
تصمیمی سخت که اگر گرفته نمی شد امروز نه مجاهدی وجود داشت و نه امیدی برای نجات مردم ایران از این رژیم دیکتاتوری. امروز باید هزاران بار درود فرستاد به تصمیم تاریخی آن روز رهبری مجاهدین.
خمینی با دستگیری، شکنجه و اعدامهای فلهیی کمر به نابودی مجاهدین بست. اما هرچه میکشت پایانی نبود،
در سال۶۷ برای خلاصی کامل از دشمن اصلیاش، فرمان قتل عام کل مجاهدین و مقاومین در زندان را صادر کرد.
مجری این قتل عام رئیسی جلاد بود. جلادی به تمام معنا.
پاداشش؟ پلههای ترقی در دستگاه جنایت از ۱۹سالگی تا کنون.
و امروز خامنهای در محاصره بحرانها، در هراس از پیوند کانونهای شورشی با ارتش گرسنگان، رئیسی جلاد را برای مقابله با مردم ایران به صحنه آورده، و اینجاست که امروز ما جوانان ایران همچون میلیشیای قهرمان سال۶۰، همراه با کانونهای شورشی در کنار مجاهدین فریاد میزنیم: ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم



















