رئيس سازمان محیط زیست رژیم: اگر هر دشمنی در این سرزمین حاکم میشد، این رفتار را با منابع طبیعی و محیطزیست انجام نمیداد
افزایش خطرات بلایای طبیعی در ایران حاصل سیاست های سودجویانه رژیم
۱۳اکتبر، روز جهانی کاهش خطر بلایای طبیعی، اولین بار در سال ۱۹۸۹، در سازمان ملل متحد به ثبت رسید. گرامیداشت این روز به منظور گسترش آگاهی در رابطه با اهمیت مهار و کاهش خطرات مصائب طبیعی است. این برنامه مخصوصا تأکید دارد که مدارس و بیمارستان ها بر اساس قواعد مقابله با خطرات اقلیمی ساخته شوند. خدمات اساسی شامل الزامات نجات، تأمین غذا و آب، انرژی، ارتباطات و حمل و نقل می باشد.
اما برای مردم ایران که طی سه سال گذشته با موارد متعدد و هولناک بلایای طبیعی مواجه بودند، هیچ اثری از اهداف جهانی نیست. مقامات رژیم توجهی به استانداردهای جهانی برای آمادگی زیرساخت ها نمی کنند. به جای توجه عملی به استانداردها، با استفاده های سودجویانه از منابع طبیعی باعث شدت بلایای طبیعی در ایران می شوند. آنها همچنین با ساخت و سازهای غیراستاندارد، زیرساختهای موجود قدیمی و موانع طبیعی کاهش دهنده فجایع را نیز تخریب می کنند.
چنین رژیمی در زمان بروز فاجعه نیز، مردم را با دست خالی در مقابل مشکلات رها می کند.

عیسی کلانتری، رئیس سازمان محیط زیست، در این رابطه اعتراف کرده است: «طی این سال ها اگر هر دشمنی در این سرزمین حاکم میشد، این رفتار را با منابع طبیعی و محیط زیست انجام نمی داد. هر بلایی بر سر حوزه محیط زیست آمده، طی ۴دهه گذشته بوده است. پیش از آن، بسیاری از شاخصهای محیط زیستی کشور مثل آب در جایگاه مناسبی قرار داشت». (خبرگزاری حکومتی ایسنا – ۲۳مهر ۱۳۹۶)
بلایای طبیعی در ایران از ابتدای سال جاری
بلایای طبیعی ویرانگر یکی پس از دیگری در سال ۹۹ در ایران به وقوع پیوست. مردم به ویژه زنان ایرانی در حالی با این مصائب روبرو شدند که از زمستان گذشته، به دلیل شیوع ویروس کرونا تحت فشار شدید اقتصادی قرار داشتند. با این وجود آنها در برابر این بلایا به طور کامل بی دفاع و بی پناه رها شدند. رژیم غارتگر و فاسد ملایان تمام مسئولیت های خود در قبال مردم را رها کرده و هیچ اقدامی برای کمک به مصیبت زدگان نکرد.
باید یادآور شد که در شرایط بروز بلایای طبیعی در ایران، زنان اولین قربانیان این سیاست های ضدمردمی هستند. آنها در هر بحرانی، با از دست دادن سرپناه و امکانات زندگی خود، با شرایط خاص بهداشت و تغذیه مواجه می شوند که زندگی آبرومند و سالم روزمره برایشان غیرممکن می شود چه رسد به تولد، نگهداری، تغذیه و سلامت کودکانشان.
اطلاعات این فجایع که در زیر به صورت خلاصه گردآوری شده، اساساً بر اساس گزارشات رسانه های حکومتی است که مثل همه آمارها و گزارشات آنها غیرشفاف و متناقض است.
به طور مثال رسانه های حکومتی گزارش کردند که در سیل شهریورماه در تالش، ۲۰خانه به کلی از بین رفته و ۲۴۰خانه خسارت دیدند. اما آمار تلفات جانی تنها دو نفر گزارش شده است.
علاوه بر پنهان کاری های عمدی رژیم، بسیاری از اخبار بلایای طبیعی در ایران تحت الشعاع انتشار گسترده ویروس کرونا و تلفات سرسام آور آن قرار گرفته و اصلاً به رسانه ها نرسیده و یا پیگیری نشده اند. لذا باید در نظر داشت که اطلاعات ذیل، حداقل ممکن تلفات و خسارات هر فاجعه است.
با این وجود سرجمع همین اطلاعات هم که تنها شامل عمده ترین وقایع منتشر شده در مطبوعات است، تصویر هولناکی از طیف عظیم خطراتی که مردم ایران تحت رژیم ضدبشری آخوندی با آن مواجهند، ارائه می دهد.
مردم ایران، سال ۹۹ را مانند سال قبل با سیل آغاز کردند. روز ۲۱فروردین ۱۳۹۹، سیل ۱۴ استان ایران را در نوردید که تا روز ۲۶فروردین، ظرف ۵روز به ۱۸ استان گسترش یافت. در جریان این حوادث ۴۱نفر بر اثر حوادث جوی در ۱۷استان کشور مصدوم و ۲۹نفر جان خود را از دست داده اند. (خبرگزاری حکومتی ایسنا – ۲۲فروردین ۱۳۹۹)
سیل های تیرماه
۲۵ تیر ماه ۱۳۹۹ بر اثر بارندگی در پنج استان تهران، آذربایجان شرقی، اردبیل، گیلان، مازندران و خراسان شمالی، ۲۱شهر ایران دچار سیل شدند. بر اثر این سیل دو نفر در اردبیل، دو نفر در آمل و یک نفر در رضوان شهر کشته شدند.

خسارات اعلام شده تنها در سه استان، در جریان این سیل بیش از ۱۶۳ میلیارد تومان برآورد شد.
شهر تالش در غرب استان شمالی گیلان بیشترین آسیب را از این سیل دید. در جریان این سیل در شهر تالش، یک زن ۶۵ساله جان باخت.
۴ خانه مسکونی تخریب شد. ۳ کیلومتر راه روستایی و راه های ارتباطی چندین روستا مسدود شدند. حدود ۴هکتار زمین کشاورزی کشت گندم و جو و چندین هکتار باغ گردو، فندق و نهرهای آبرسانی تخریب شدند. سیل مقدار زیادی خاک منطقه را شسته و موجب شکستن تعداد نامعلومی از درختان شد.
سیل دوم در تالش
شهر تالش ۳ماه بعد، در ۳۰شهریور ۹۹ سیل دیگری را تجربه کرد. طبق برآوردهای انجام شده میزان بارش از ۳۰۰میلیمتر نیز بیشتر بود.
هفت روستای این شهر دچار آبگرفتگی شدند. منابع رژیم کشته های این حادثه را ۲نفر اعلام کردند.
میزان خسارتهای وارده این سیل بیش از ۱۷۰میلیارد تومان برآورد شد. راههای وصولی به ۱۰۰ روستا مسدود گردید.
در محور اسالم به خلخال و همچنین در ۲۲ محور روستایی رانش زمین رخ داد.
۲۰ خانه روستایی به صورت کامل تخریب شده و ۲۴۰خانه خسارت دیدند. علاوه بر اینها، به بیش از ۱۰۰ هکتار از مزارع و باغهای شهرستان تالش که منبع کار و درآمد مردم بومی است خسارت وارد شد.
سیل مشکین شهر
آخرین سیل در ایران طی هفته اخیر اتفاق افتاد. روز ۱۳مهر ۱۳۹۹، بارش ۳۳ میلیمتر در کمتر از یک ساعت باعث جاری شدن سیلاب در سطح شهر و روستاهای تابعه شد.
بیش از صد منزل مسکونی و تجاری در سطح شهرستان تخریب گردید.
فرماندار مشکین شهر خسارات وارده به تاسیسات زیربنایی اماکن، مزارع و باغات این شهرستان را بیش از ۱۵۰ میلیارد ریال تخمین زد.
مشکین شهر در استان اردبیل، تنها ۲ماه پیش سیل دیگری را نیز تجربه کرده بود. در اولین روزهای مرداد ۱۳۹۹ سیل در این شهر ۳۵۰میلیارد ریال خسارت به بار آورده بود.
آتش سوزی جنگل ها
رضا بیانی، مدیرکل دفتر مهندسی و مطالعات سازمان جنگلها فاش ساخته است که بین سالهای ۹۴ تا ۹۹، سالانه ۱۲هزار هکتار از جنگلهای ایران تخریب شده است. بر اساس گفته او تنها در ۵ سال اخیر ۶۰ هزار هکتار از جنگلهای کشور به دلیل حریق، آفات و بیماری، سدسازی، جادهکشی، فعالیتهای عمرانی و قاچاق چوب نابود شده است.
بنا به گزارشهای رسمی از سازمان جنگلها بیش از ۲۴۰ آتشسوزی در عرصههای طبیعی کشور در سه ماهه ابتدایی سال جاری داشتهایم. (خبرگزاری حکومتی ایمنا – ۵ شهریور ۱۳۹۹)
این آتش سوزی ها در کل تابستان تا همین امروز در مناطق مختلف به خصوص در جنگلهای زاگرس تکرار شده است که بعضی موارد آن را یادآور می شویم.
منطقه حفاظت شده کوه دیل گچساران
جنگل ها و مناطق منطقه حفاظت شده کوه دیل از روز جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۹ دچار آتش سوزی شد. آتش به دلیل بی توجهی مسئولین استانی شدت گرفت. در تاریخ ۹ خرداد، بالگردهای ارتش بعد از یک هفته برای مهار آتش به منطقه آمدند اما به علت مجهر نبودن به سطل پمپی آب پاشی کارآیی نداشته و صرفاً جهت جابجایی نیروهای انسانی به کار گرفته شدند.
مردم داوطلب به مدت ۱۰روز، بدون هیچ تجهیزات ضروری با آتش مقابله کردند تا اینکه آتش سوزی پس از سوزاندن ۱۰هکتار از منطقه جنگلی و گونه های گیاهی گچساران در ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ مهار شد.
منطقه حفاظت شده خائیز
آتشسوزی این منطقه از روز ۸ خرداد ۹۹ از سمت بهبهان در استان خوزستان شروع شد. آتش به دلیل عدم مهار به موقع، به محدوده استان کهگیلویه و بویراحمد سرایت کرد. جوانان و زنان داوطلب با دست خالی به مصاف آتش شتافتند و نهایتاً توانستند در روز ۱۲خرداد آن را مهار کنند.
استان بوشهر
آتشسوزی دیگر، مربوط به ارتفاعات منطقه شکار ممنوع کوه سیاه در شهرستان دشتستان استان بوشهر بود که به دنبال صاعقه آغاز شد. کوه سیاه از روز ۷خرداد ۹۹ دچار آتش سوزی گسترده شد. این آتش سوزی خسارات زیادی به نخلستان های منطقه وارد کرد و طی ۳ روز، دست کم ۳۰۰ نخل را از بین برد تا اینکه در ۱۰خرداد ۹۹ مهار گردید.
مدیرکل مدیریت بحران استان کهگیلویه و بویراحمد با اشاره به مصدومیت برخی نیروهای داوطلب مهار آتش سوزی جنگلها و مراتع استان گفت: ۳ نفر در آتش سوزی خائیز، ۴ نفر در آتشسوزی «خونگه بنار» گچساران و ۲ نفر در آتش سوزی جنگلهای دیل دچار مصدومیت شدند. (خبرگزاری حکومتی ایسنا – ۱۳خرداد ۱۳۹۹)
یکی از این فعالین محیط زیست البرز زارعی بود که در جریان مهار آتش در جنگلهای خائیز دچار سوختگی شدید گردید و پس از چند روز بستری بودن در بیمارستان در روز ۳۰ خرداد ۹۹ جان باخت.
در میان مردم داوطلب که به مقابله با آتش شتافتند تعداد زیادی از زنان دیده می شدند که یکی از آنها هم در حین تلاش برای خاموش کردن آتش دچار شکستگی پا گردید.
جاده بیرجند – سربیشه
آخرین نمونه آتش سوزی در ایران نیز مربوط به روز ۱۴مهر است که تا زمان تهیه این گزارش ادامه داشت. مانند همه آتش سوزی های گذشته، مردم با دستان خالی مشغول مقابله با آتش بوده و بی عملی ارگانهای رژیم چشمگیر است.
در سوم مهرماه نیز آتش مراتع و جنگلهای سربیشه را شعله ور کرده بود که طی پنج ساعت مهار شد اما بیش از ۱۰ هکتار از جنگلها و مراتع این بخش دچار خسارت شدند.
رژیم آخوندی ویرانگر منابع طبیعی در ایران
ارگانهای رژیم ایران در جریان مصائب طبیعی سال ۹۹ نیز همانند آنچه در سیل ها و زلزله های سالهای پیش شاهد بودیم، عموماً غایب بودند. امداد رسانی به سیل زدگان و بقیه مصیبت زدگان، مثل مقابله با آتش، اساساً توسط مردم داوطلب انجام گرفت.
این در حالی است که زلزله زدگان و سیل زدگان سالهای گذشته نیز هنوز در چادر و یا در بهترین صورت در کانکس ساکنند.
اما عملکرد رژیم تنها در بی عملی خلاصه نمی شود. این رژیم با سودجویی و ساخت و سازهای غیر علمی باعث تخریب منابع طبیعی و ایجاد یا تشدید بلایای طبیعی می شود.
در سیل های سال گذشته به خصوص در شیراز، علت تشدید سیل در پر کردن و ساخت و ساز در مسیل طبیعی کنار دروازه قرآن و راه سازی های غیراصولی در آن منطقه تشخیص داده شد.
در جریان سیل های اخیر وجه دیگری از این عملکرد رژیم آخوندی توسط مردم افشا شد. یک شهروند سیل زده در جریان سیل اخیر تالش می گوید: «متأسفانه ساخت و ساز در حریم رودخانه متوقف نشده است و هر سال به آن اضافه میشود. آنها پوشش گیاهی درختان و درختچهها را از میان میبرند تا ویلای لوکس خود را بسازند. قسمتی از این ساخت و سازها متعلق به کارکنان میانی دولت در سطح فرمانداری، استانداری، سازمانها و وزارتخانهها است که تنها برای استراحت به اینجا میآیند.»
ساخت و سازهای مناطق ییلاقی این شهرستان یکی دیگر از عوامل موجود در فرسایش خاک منطقه محسوب میشود که به صورت عملی پوشش گیاهی را از میان می برد و سطح زمین را مستعد سیلاب، رانش و لغزش میکند. (سایت حکومتی مرور – ۲۵تیر ۱۳۹۹)
یکی از ارگانهای رژیم آخوندی که در تخریب منابع طبیعی و محیط زیست نقش عمده دارد، قرارگاه خاتم الانبیاء سپاه پاسداران است. این قرارگاه در شهریور سال ۹۹ اعلام کرد که تنها در استان آذربایجان غربی ۱۰هزار میلیارد تومان، طرح عمرانی در دست اجرا دارد که بخشی از آن پروژه های سدسازی است. (باشگاه خبرنگاران جوان – ۱۳شهریور ۱۳۹۹)
این قرارگاه تا امروز ۶۲ سد در سراسر کشور احداث کرده که از حجم ۵۰درصد کل مخازن سدهای کشور برخوردارند. قرارگاه خاتم الانبیاء سپاه پاسداران هم اکنون نیز ۲۸۵ پروژه عمرانی در دست کار دارد. (خبرگزاری حکومتی تسنیم – ۵تیر ۱۳۹۹ و خبرگزاری حکومتی مهر – ۱مرداد ۱۳۹۹)
قربانیان اصلی
رژیم ایران طی ۴۰سال، ماهیت دیکتاتوری و ضدمردمی خود را به اثبات رسانده است. در همه زمینه ها از جمله در زمینه بلایای طبیعی در ایران، مردم اولین قربانیان سیاست های این دیکتاتوری هستند.

رژیمی که در جریان قیام آبان ۹۸، بیش از ۱۵۰۰ شهروند بی گناه را فقط به خاطر اعتراض به فقر بی رحمانه به قتل رساند، طبعاً در برابر فرسایش خاک و محیط زیست احساس درد نمی کند.
این موضوع درکنار وضعیت در هم ریخته اقتصادی خیلی جدی تر هم می شود.
پروفسور استیو هنکی، اقتصاددان دانشگاه جانز هاپکینز، روز ۱۰مهر ۱۳۹۹ در حساب توئیترش نوشت: «در گزارش شهریور ۹۹ مرکز آمار رژیم ایران، نرخ تورم ۲۶درصد در سال گزارششده است. این کاملاً مسخره است. من نرخ تورم در ایران را به صورت دقیق حساب کردم که رقم حیرت انگیز ۱۵۶درصد در سال است! حاکمیت فاسد ایران اطلاعات گمراهکننده میدهد.»
واضح است که این دیکتاتوری غرق در بحران، نه تمایلی به مشارکت در اهداف انساندوستانه بین المللی دارد و نه توان آن را دارد. مشارکت ایران در برنامه های سازمان ملل تنها در زمانی امکانپذیر خواهد شد که یک حکومت دموکراتیک قدرت را در ایران به دست بگیرد.




















