بمناسبت هشت مارس روز جهاني زن كنفرانس تغيير در خاورميانه ـ نقش زنان با حضور مريم رجوي برگزار شد.
در اين كنفرانس كه به دعوت كميسيون زنان شوراي ملي مقاومت ايران در اورسورواز برگزار گرديد،
سخنرانان از كشورهاي مختلف جهان، نقش زنان را در مقاومت و قيام مردم ايران و قيامهاي خاورميانه و شمال آفريقا، مورد بحث قرار دادند.
سخنرانان پايداري زنان مجاهد در اشرف را در برابر فاشيسم مذهبي ستودند و زنان پيشتاز در مقاومت مردم ايران را سمبلي براي مبارزات زنان خواندند. سخنرانان كنفرانس خواهان اقدامات بين المللي براي حفاظت اشرف و تضمين حقوق مجاهدان اشرف طبق كنوانسيونها و قوانين بين المللي شدند.
در اين كنفرانس مريم رجوي طي سخناني گفت:
به خانة مقاومت ايران خوش آمديد.
ما در آستانة روز جهاني زن به خواهرانم در سراسر دنيا اين روز را تبريك ميگويم.
اين روز نابرابري و ستم و خشونت عليه زنان را گوشزد ميكند.
اما در عين حال و بيشتر از آن ، يادآور مبارزات قهرمانانة زنان است. عليه نابرابري و ظلم.
به اين مناسبت به پيشتازان مبارزات برابريطلبانة زنان در سراسر جهان و بخصوص به زنان دليري كه در قيامهاي اخير در خاورميانه و شمال آفريقا بپاخاستهاند و پيروزيهايي بزرگي براي كشورهاي منطقه و همة ما خلق كرده اند، درود ميفرستيم.
شايد كه ما، يكديگر را اولين بار است كه ميبينيم. اما در عين حال بسيار بسيار نزديك و آشنا هستيم. فكر ميكنم آنچه كه ما را بهم نزديك ميكند و احساس نزديكي بيش از حد ميكنيم. قبل از هرچيز، دردهاي مشترك ماست و همچنين دشمن مشتركي كه داريم، يعني رژيم ولايت فقيه كه در ايران و در تهران نشسته است. حاكم بر كل ايران و الان بايد گفت كه حاكم بر بسياري از كشورهاي منطقه است. فكر ميكنم كمتر كشوري در منطقه است كه از ظلم و جور اين حكام دين فروش در امان مانده باشد.
بله همچنانكه گفتم ما دردهاي مشترك داريم، دشمن مشترك داريم و البته آرزوهاي مشترك براي رهايي ملتهايمان از بنيادگرايي و استبداد و عقبماندگي.
به همين دليل همة ما در خيابانهاي تونس يا قاهره و بنغازي و بغداد و ساير پايتختها همراه قيام كنندگان سرود اذَ الشَعبُ يوما ً اَرادَ الْحَيات را خوانديم و پيروزي انقلابها را به همديگر تبريك گفتيم. چون هركدام از آنها پيروزي بود براي همة ما.
كما اينكه مردم بپاخاستة اين كشورها غرق شادي شدند وقتيكه مردم ايران در همين ايام 2 بار با شعار مرگ بر اصل ولايت فقيه و اينكه خواستار سرنگوني رژيم ولايتفقيه در تهران و چند شهر بزرگ ايران شدند، وقتي كه با اين شعارها مردم ايران بپاخاستند ما شادي همة مردم منطقه را در اين قيامها ديديم.
خواهران و برادران گرامي و عزيز!
انقلابهاي خاورميانه و شمال آفريقا به جهان ميگويد؛ دوران تازهيي در خاورميانه آغاز شده است. اين واقعيتي است كه هيچكس نميتواند آنرا انكار كند.
پيام اين بهار شكوفا اين است: قرن 21 قرن ماست. عصر زنان و عصر جوانان است عصردموكراسي و برابريو عصر آزادي خلقهاي منطقه است. اين آن واقعيتي است كه در ميان اين هياهوها هيچكس نميتواند آنرا انكار كند.
مشخصههاي اين دوران كدام است؟
نخستين مشخصه اينست كه دمكراسي و برابري، در مقياس كل خاورميانه و شمال آفريقا به يك خواست گسترده تبديل شده است. عطش جوامع ما به دمكراسي و برابري، هيچگاه در هيچ برههاي از تاريخ اين اندازه نبوده است.
مشخصه بعدي اينكه اين جنبش فراگير است. در اين جنبش فراگير، اين جوانان و زنانند كه نقش فعال و پيشتاز را دارند. و اين يك عنصر نو و جديد است كه چشم جهانيان را خيره كرده و همه را مجبور كرده در تحليلها و گزارشها به آن استناد كنند.
سومين مشخصه، ناديده گرفتن جنبش آزاديخواهانه كه پروژة مشترك بنيادگرايان و مماشاتگران غرب است، شكست خورده است.
به جرات ميشود گفت كه سياست مماشات كه براي بنيادگراها يك فرصت تاريخي بود و فرصت تاريخي فراهم كرد، براي تغذيه و بقاي آنها در منطقه، شكست خورده است و همه به شكست اين سياست اذعان كرده اند.
اما چهارمين ويژگي برجستة اين دوران اينست كه موج تغيير كه در سراسر كشورهاي منطقه آغاز شده فاشيسم ولايت فقيه را قوياً هدف قرار داده است. و برخلاف دروغهاي آخوندهاي حاكم بر تهران،در حقيقت اين جنبشي است عليه ولايت فقيه و الگوي ارتجاعي خميني. كه فكر ميكرد حالا بعد از ايران ميتواند آنرا به ساير كشورهاي منطقه صادر كند ولي الان ميبيند كه هم در ايران و هم در كشورهاي منطقه همه از آن تبري ميجويند در حاليكه فرياد آزاديخواهي و دمكراسي خواهيشون بر آسمان بلند است.
در حقيقت؛ مقاومت و آگاهي عمومي نسبت به طينت پليد اين رژيم بالا رفته و همه متوجه شده اند كه مطامع شريرانة اين رژيم براي كل منطقه چقدر خطرناك است.و اگر جلوي آن نايستند و قيمت را هرچه سريعتر ندهند. بها و هزينة بسيار گزافي از جيب خواهران و برادران ما در كل منطقه خواهد گرفت.
الان كه دوران تازهيي از حيات ملتهاي اين منطقه آغاز ميشود، تهديد اين رژيم براي دوران گذار بيشتر از هر زمان است.
خواهران عزيز و گرامي من
ـ آيا براي اين چشمانداز پرشكوه و براي تحقق اين تغييرسـرنوشتساز، براي دستيابي به دمكراسي و برابري، از زنان كاري ساخته است؟ شما ممكن است از سوال من ناراحت بشويد ولي از آنجا كه اين سوال، سوالي است كه در كل منطقه مطرح است دلم ميخواهد اول اينجا بين خودمان، يعني شما زنان شجاع و مبارز و نماينده از همه كشورهاي منطقه طرحش كنم.
آيا زنان خاورميانه ميتوانند در اين تحول بزرگ نقش جدي داشته باشند؟
واقعيت اينست كه انقلابها در شمال آفريقا و خاورميانه و حضور تحسين برانگيز
دختران جوان در صفوف اين جنبشها و خيلي جاها در صف مقدم، جواب اين سوال را داده است، جواب اين سوال؛ آري است.
بله؛ ميتوانند و بايد و ضروريست و بدون حضور آنها نميشود، و اين آن حرف جديد است.
قيام سال گذشته و امسال در سراسر ايران و حضور رزمنده و فعال زنان در آن، باز جواب را به ما ميدهد و آن؛ آري است.
سه دهه مقاومت عليه رژيم ولايت فقيه، با آنهمه زنان شهيد و اسير، بر روي تخت شكنجهها، زير شديدترين شكنجهها قرار گرفتند اما دست از مقاومت برنداشتند. تاريخچه اين سه دهه به ما ميگويد؛ آري.
ـ و همچنين رهبري پايداري در شهر اشرف توسط زنان پيشتاز ميگويد؛ آري.
ـ بايد گفت كه نه تنها اين زنان نقش جدي دارند بلكه نيروي تعيينكننده در مبارزه عليه بنيادگرايياند.
ـ بعبارت بهتر؛ بدون آنها چنين مبارزه اي پيش نخواهد رفت. و اگر بخواهم حرفم را تكميل كنم، بايد بگويم اين زنان هستند كه نيروي تعيينكننده در بناي دمكراسي بخصوص در كشورهاي منطقة خاورميانه هستند. چون در منطقة خاورميانه، بلاي بنيادگرايي به هيچ جامعه اي اجازه پيشروي نخواهد داد، به همين دليل آنتي تز بنيادگرايي حضور فعال و وجود زنان در اين نبرد عظيم است.
واقعيت اينست كه زنان رنجهاي بسيار كشيدهاند. بخصوص تحت حاكميت بنيادگرايان، تبعيض و تحقير دردناكي را در اين سالها تحمل كردهاند.
بصورت بيرحمانه، سركوب شده و قرباني ستم و بهرهكشي بودهاند. و حتي حقشان بعنوان انسان انكار شده است.
الان در ورود خواهر عزيز افغاني داشتند به من ميگفتند از ستمهايي كه آنجا در افغانستان بر زنان افغان، توسط اين عُمال دست نشاندة آخوندهاي حاكم بر تهران انجام ميشود. بسيار دردناك است؛ مي ببينيم و ميشنويم، اما قطعاً نه آنطور كه شما از نزديك ديديد اما ميتوانيم لمس كنيم چون مشابه آنرا در جاهاي ديگر، در كشورهاي ديگر ديده ايم.
فكر ميكنم در اين زمان، در عصر آگاهي و ارتباطات و در عصر بيداري و برخاستن زنان، ديگر اين ستمها فقط ماية درد و رنج و تحقير و توهين براي زنان نيست، به عكس؛ ماية انگيزش زنان براي كسب آزادي و برابري است. يعني اين ستمها، سرچشمة جوشان يك قدرت براي مقابله و نبرد و مبارزه عليه عاملان آنهاست.
به علاوه، در آنها شكيبايي و بردباري و ايمان و يك اميد سرشار، ايجاد ميكند كه در هيچ شرايطي دست از مبارزه برندارند. يعني يك توانايي بيانتها، براي گسستن زنجيرها و براي تغييركردن و تغييردادن .
اما الگويي كه رژيم ولايت فقيه عرضه ميكند، در نقطه مقابل اين انديشه، بر ناديده گرفتن زنان و بر بهرهكشي از آنها متكي است.
در نقطه مقابل اين فرهنگ منحط، زنان، مبارزة خود را بر ازخودگذشتگي استوار ميكنند.
براي برداشتن هر مانعي، قدم به قدم، قيمت آنرا ميپردازند و تلاش ميكنند در نقطه مقابل آن، خصائص انساني در خودشان رشد ميدهند و كيفيت انساني را در افرادپيرامون خود، شعلهور ميكنند.
و اين چنين به منبع لايزال انساني، يعني نيروي نهفته در هر انسان، بخصوص زنان كه بدليل سركوب و ستم مضاعف، داراي انرژي سركوب شدة مضاعف هستند. اينطوري ميتوانند به اين منبع لايزال دسترسي پيدا كنند و هر سدي كه بر سر راه پيشرفت آنها قرار ميگيرد، قدرت دارند كه آنرا كنار بزنند.
خواهران و برادران گرامي!
دوران جديد، همچنين با قدرت شگرفي شناخته ميشود كه ميتواند موانع بزرگ را از سر راه بردارد. اين قدرت همبستگي ميان ملتهاي اين منطقه و به ويژه، همبستگي ميان زنان است.
ـ همبستگي و همدلي در قبال دشمن مشترك ما، كه آخوندهاي حاكم بر ايراناند.
ـ همراهي و همياري براي دستيابي به آزادي.
از ياد نميبريم كه در همين هفتههاي اخير، مردم افغانستان براي نشاندادن خشم و اعتراض خود نسبت به اعدام خواهران و برادران ايراني خود توسط رژيم ولايت فقيه در كابل، تظاهرات كردند.
از ياد نميبريم كه سال گذشته، مردم فلسطين چه تلاشهايي براي ارسال غذا و دارو به اشرف محاصره شده انجام دادند.
و از ياد نميبريم حمايتها و دفاع فعالانهيي كه روشنفكران، نويسندگان، مدافعا حقوق بشر و وكلاي مصر، از مجاهدان اشرف كردند.
حالا اشرف، در سومين سال يك محاصرة ظالمانه و ضدانساني، پايداري خود در برابر فشارها و حملات سازمان داده شده، توسط رژيم ولايت فقيه را به اوج رسانده است.
بخصوص كه بيش از يكسال است كه آخوندها با نصب 210 بلندگو در اطراف اشرف يك جنگ رواني كثيف 24 ساعته را، عليه آنان به اجرا گذاشتهاند.
بعلاوه نخستوزيري عراق درصدد است شمار نيروهاي سركوب در اشرف را بيشتر كند. چون قول و قرارش با خامنه اي در تهران بوده است.
بنابراين در اين شرايط اگر اشرف توانسته است به كمك شما و ساير خواهران و برادرانش در سراسر جهان و به اعتبار پايداري بي شكاف خودش در مقابل هر نوع ظلم و ستم بايستند و اينچنين دشمن را از رو ببره و خسته كند، من فكر ميكنم اين الگويي هست كه ميتواند در همه جا تكثير شود.
براي همة شما آرزوي موفقيت ميكنم.



















