”فدا كردن آموزش نمي خواهد، من هرچه دارم بايد بپردازم وقبل از هرچيز بايد جانم را در اين راه بدهم”.
محل تولد: پاكستان
شغل – تحصيل: زیست شناس
سن: 26
محل شهادت: کرمانشاه
زمان شهادت: 1367
سمينا اقبال در پاكستان متولد شده و تحصيلاتش را در رشته ليسانس بيولوژي در انگلستان به پايان برد.
در دوران دانشگاه با دانشجويان هوادار مجاهدين آشنا شد وتحت تاثير مناسبات وتلاش خستگي ناپذيرآنان، شيفته آنها شد و وقتش را صرف یاری رساندن به مقاومت ایران کرد.
او آنقدر صميمي ويگانه بود كه تشخيص ايراني ويا غير ايراني بودنش دشوار مي نمود.
یکی از یارانش نوشته است:
سمينا فارسي را به راحتي حرف ميزد. از آن گونه انسانهايي بود كه براي شناختش نبايد زحمت زيادي بكشي. از زمرة كساني بود كه قبل از هرچيز صافي و بي رنگي شان چشم آدم را ميگيرد.
سمينا بارها خواستار پیوستن به ارتش آزادی و شرکت در عمليات شده و نوشته بود: از شما مي خواهم كه مرا بفرستيد تا بتوانم سلاح بگيرم وبجنگم..
نهایتا با درخواست او موافقت شد و سمینا در عملیات فروغ جاودان شرکت کرد، جانانه جنگید و به شهادت رسید.
سمینا یکبار گفته بود: از بچگي آرزو داشتم اي كاش در عاشورا و در كاروان حسين بودم. اين حسرت هميشه در من وجود داشت. و حالا فكر ميكنم خدا من را به آرزويم رسانده است…
همسر سمینا علی ازغ، مهندس راه و ساختمان از انگلیس نیز در این عملیات به شهادت رسید.
سمینا پسری 5 ساله به اسم علی اکبر داشت که به او عشق می ورزید.



















