زنان در مرکز قیام: روایت نقش زنان ایران در قیام دیماه ۱۴۰۴
ژانویه ۲۰۲۶ (دی ۱۴۰۴) سراسر ایران صحنه قیامی بود که به لحاظ گستردگی مشارکت مردم و شهامت معترضین در زیر سلطه اختناق همه چشمها را خیره کرد. طوفانی که اگر رژیم ملایان با قتل عام در خیابان های شهرهای سراسر ایران آن را متوقف نمی کرد، ریشه این رژیم را از بنیاد برمی انداخت.
معاون فرهنگی ستاد نیروهای مسلح رژیم، ابوالفضل شکارچی، خود علت این خشونت عریان را چنین توضیح داد: «حتی دقایقی، حتی ساعاتی تأخیر میشد ما وضعیت دیگری داشتیم.» (خبرگزاری دانشجو، ۳۰ دی ۱۴۰۴)
قیامی که برق آسا در سراسر ایران گسترش یافت
قیام سراسری دیماه ۱۴۰۴ روز ۷ دی با اعتراض بازاریان به سقوط بی سابقه ارزش ریال، در تهران جرقه خورد و تا اواخر دیماه ادامه داشت. گستره اعتراضات برق آسا به همه ۳۱ استان کشور امتداد یافت.
علی اکبر پورجمشیدیان، دبیر شورای امنیت رژیم، روز اول بهمن ۱۴۰۴ در اظهاراتی رسمی به ابعاد گسترده قیام اذعان کرد و گفت بیش از ۴۰۰ شهرستان درگیر اعتراضات بودهاند. وی با اشاره به وسعت جغرافیایی قیام گفت: «نزدیک به ۴۰۰۰ نقطه در کشور درگیر این موضوع بودند. تهران فقط یک نقطه نبوده و بعضی وقتها در شهر تهران، همزمان در ۱۰۰ نقطه درگیری وجود داشته است.»
در برخی از شهرها مردم توانستند نیروهای سرکوبگر رژیم را فراری بدهند و بخشهایی از شهر را ساعاتی به کنترل خود در آورند. اوج اعتراضات شجاعانه مردم ایران اما در شب های پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ بود که سیل مردم معترض به خیابانهای اکثر شهرهای بزرگ ایران، از جمله در دهها منطقه مختلف در تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، رشت، کرج و… سرازیر شد.

فراگیری و سازمانیافتگی ویژگی قیام دی ماه ۱۴۰۴
این قیام نسبت به چهار قیام قبلی در سالهای ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ متفاوت بود. همه مردم ایران از زن و مرد و پیر و جوان و در بسیاری موارد به صورت خانوادگی در اعتراضات شرکت داشتند. شعار «مرگ بر خامنه ای» و «مرگ بر دیکتاتور» از همه جای ایران به گوش می رسید. شعار «امسال سال خونه سیدعلی سرنگونه»، گویای عزم مردم برای سرنگونی رژیم در این خیزش به قیمت جان بود.
آنها همچنین با سر دادن شعار «آزادی، آزادی، آزادی» و «مرگ برستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» بر نفی هر نوع دیکتاتوری و خواست خود مبنی بر استقرار آزادی و دموکراسی در ایران تأکید داشتند.
اما اصلی ترین ویژگی این قیام، سازمانیافتگی آن بود. شبکه کانون های شورشی مجاهدین نقش تعیین کننده ای در گسترش اعتراضات، مقابله با نیروهای سرکوبگر و حفاظت از معترضان ایفا کردند که به بهای جان اعضای زیادی تمام شد.
خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران در تاریخ ۸ دی ۱۴۰۴ درست یک روز بعد از شروع اعتراضات در این باره نوشت: «شاهدان عینی به فارس گزارش دادند که در میان جمعیت حدود ۲۰۰نفری، هستههای ۵ تا ۱۰نفره با شعارهایی فراتر از خواستههای صنفی حاضر شدند. همزمان با این تجمعات مریم رجوی خواستار «تشکیل زنجیرهیی از اعتراضات» شد.»
شبکه کانون های شورشی به بهترین شکل ، با انتقال پیامها، اعتراضات محلی را به موج اعتراضات سراسری پیوند دادند، ترس را در هم شکسته، روحیه مقاومت را حفظ، هزینه سرکوب را بالا بردند و نقشی مؤثر در تداوم و تعمیق قیامها ایفا کردند. طوفانی که لرزه بر سراپای رژیم آخوندی انداخت.
حضور کانون های شورشی مجاهدین بر روی زمین محصول بیش از شش دهه مبارزه بیوقفه با دو دیکتاتوری شاه و شیخ و تقدیم بیش از ۱۰۰ هزار شهید از اعضا و هواداران این جنبش است.

مشارکت شجاعانه زنان و نسل جوان
زنان شجاع ایران، به خصوص زنان عضو کانون های شورشی، این بار نیز در قیام سراسری حضوری پررنگ و پرصدا و صریح داشتند. از حضور اعتراضی در خیابانها تا رهبری میدانی، از مراسم تشییع پیکر شهیدان تا اعتراضات شبانه، آنها در همه صحنه ها حاضر بودند و هدایت شعارها را برعهده می گرفتند. مادران، زنان مسن و دختران نوجوان حلقه پیوند نسلها را تشکیل دادند. زنان بلوچ، کرد و آذربایجانی در مناطق قومی نقش برجستهای داشتند.
به دلیل نقش دختران دانشجو در اعتراضات در دانشگاه ها، خوابگاههای دختران دانشجو از اولین مکان هایی بودند که هدف یورش مأموران اطلاعات و لباس شخصی قرار گرفتند. ساعت ۲۳ و ۱۵ دقیقه چهارشنبهشب ۱۰ دی ماه، نیروهای لباسشخصی و امنیتی به خوابگاه دختران دانشگاه ملی در تهران یورش برده و دستکم سه دانشجوی دختر را بازداشت کردند. سریرا کریمی، دبیر شورای صنفی دانشکده حقوق و علوم سیاسی و عضو شورای صنفی کل دانشگاه تهران نیز در همان روز بازداشت شد.
در اصفهان نیز نیروهای امنیتی روز چهارشنبه ۱۰ دی با استفاده از اسپری فلفل به زنان معترض که در میدان نقشجهان روی زمین نشسته بودند، حمله کردند.
شامگاه چهارشنبه ۱۰ دیماه ۱۴۰۴ نیز شش زن جوان که در اعتراضات تهران بازداشت شده بودند، پس از یک روز نگهداری در بازداشتگاههای امنیتی، به بند زنان زندان اوین منتقل شدند. گزارشات بعدی حاکی از حبس ۸۰ زن معترض بازداشت شده در زندان اوین می باشد.
رژیم ملایان به رغم تعطیلی شهرها و دانشگاه ها و بیرون کردن دانشجویان از برخی خوابگاه ها، نتوانست شعلههای قیام را خاموش را کند، و شهرهای بیشتری به قیام پیوستند و بازاریان بسیار بیشتری به اعتصاب و اعتراض رو آوردند. علی خامنهای ولی فقیه رژیم بعد از یک هفته سکوت، روز ۱۳ دی ناگزیر به صحنه آمد و به کشتار بیشتر تهدید کرد. «با اغتشاشگر حرف زدن فایدهای ندارد. اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند.»
با این حال، قیام مردم ایران با جوش و خروش هرچه بیشتر ادامه یافت.
در مشهد، درگیری بین مردم و نیروی انتظامی با شعار «مرگ بر دیکتاتور» شروع شد که اکثریت را دختران و زنان تشکیل میدادند. در منطقه نازیآباد جنوب تهران، در نازیآباد جمعیت انبوه با شعار «مرگ بر دیکتاتور» تظاهرات کردند و یک شیرزن شورشگر پلاکاردی با مضمون «من اغتشاشگر نیستم» در پاسخ به اراجیف خامنهای حمل میکرد.
در بندرعباس جمعی از مردم با پیشتازی زنان شجاع تظاهرات خود را آغاز کردند. در تهرانسر ۲۰۰ دختر با شعار «آزادی، آزادی» راهپیمایی کردند. در ۱۷ دی زنان در شیراز خیابان های شهر را مسدود کردند. در ۱۸ دی دختران سراوان خیابان ها را از شعارهای اعتراضی پر کردند. دختر بی باکی در مارلیک کرج و زن شجاعی در شهرکرد روبروی ماشین های آب پاش ایستادند تا صفوف تظاهرات پیش برود.
گزارشات شبکه های اجتماعی قبل از قطعی اینترنت، حاکی از دستگیری صدها زن و دختر در شهرهای مختلف ایران بود.
گزارشات شاهدان عینی از دلاوری زنان و دختران ایران
گزارشات متعددی از نقش زنان و شجاعت آنها در جریان قیام در رسانه های اجتماعی منعکس شد. از جمله یک شاهد گفت: «دخترانمان، دخترانمان نمیدانید دارند چکار میکنند. خیابانها را همه دختران میبندند. همه میلههای خیابان انقلاب را کندند و وسط خیابان است. یک زن و شوهر هر دو با هم به تظاهرات آمده بودند. شوهر روی ویلچر بود و زن داشت شوهرش را به تظاهرات میبرد. من چنین صحنهای را در عمرم ندیده بودم. ده تا بچه هفت، هشت ساله دیدم که در تظاهرات با مادرانشان آمده بودند. مادرها شعار میدادند و بچهها هم تکرار میکردند…»
در پیامی از شیراز آمده بود: «در شیراز علیرغم کشتار، مردم امیدشان را از دست ندادهاند و تصمیم دارند تا تعیین تکلیف نهایی در خیابان بمانند. در قیام دختران به عنوان سردسته با شعار «مرگ بر دیکتاتور» جلو می رفتند. همه روحیه تهاجمی دارند. مردم دیگر خیابانها را ترک نمیکنند.»
این نمونه ها و صدها نمونه دیگر از فداکاری و دلاوری نشان می دهد که زنان جلودار قیام و راهگشایان انقلاب دموکراتیک هستند.

اوج گیری اعتراضات و درگیری با نیروهای سرکوبگر
طی روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، قیام سراسری مردم ایران با شدت هرچه تمام تر در حداقل ۱۷۳ شهر کشور ادامه داشت و جوانان معترض در حدود ۴۰۰ نقطه با نیروهای سرکوبگر درگیر شدند. با تشدید اعتراضات، قیام ایران وارد مرحلهای تازه شده است.
پنجشنبهشب ۱۸ دیماه، خیابانهای دهها شهر ایران مملو از جمعیت بودند. زن و مرد، پیر و جوان با شعار «مرگ بر خامنه ای»، «مرگ بر دیکتاتور» به خیابانها سرازیر شدند. فریاد «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» در نقاط مختلف کشور از جمله در دانشگاه تهران، مناطق ستارخان، هفت حوض، صادقیه و کوکاکولا در تهران، تبريز، سنندج، کرمانشاه به گوش میرسید. در ارومیه مردم شعار میدادند آذربایجان شرفدی پهلوی بی شرفدی.
در منطقه الهیه مشهد، گروهی از زنان شورشگر در مقابل قوای سرکوبگر نیروی انتظامی رژیم شعار میدادند، «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر.» در سراوان، استان سیستانوبلوچستان، زنان اقدام به راهپیمایی در شهر کرده و شعارهای ضدحکومتی سر دادند.
روز جمعه ۱۹ دی، در سیزدهمین روز قیام، اعتراضات و درگیری با قوای سرکوبگر در تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، قم، کرج، کرمانشاه، رشت و دهها شهر دیگر ادامه داشت. در تهران ۲۸ منطقه شاهد اعتراضات و جنگ و گریز بین جوانان و نیروهای امنیتی رژیم بود.
ظهر روز جمعه در زاهدان، بعد از نماز جمعه، زنان دلاور بلوچ همپای سایر نمازگزاران به خیابان آمدند و شعارهای «مرگ بر خامنهای» و «از زاهدان تا تهران جانم فدای ایران» سر دادند. قوای سرکوبگر با مهمات جنگی و گاز اشک آور آنها را هدف قرار دادند. حضور زنان بلوچ در این تظاهرات و در فضای محاصره و شلیک نیروی انتظامی و سر دادن شعار «فقر فساد گرونی، میریم تا سرنگونی»، عزم جزم زنان ایران برای سرنگونی فاشیسم مذهبی را بازتاب می داد.

قطع اینترنت و قتل عام معترضین: جنایت علیه بشریت
رژیم از پنجشنبه شب ۱۸ دی، تیراندازی به روی معترضین را آغاز کرد و تعداد زیادی را به قتل رساند. از ساعت ۱۰ شب اینترنت ایران به طور کامل قطع شد تا دست باز برای کشتار و قتل عام معترضین و دستگیری های گسترده داشته باشند.
روز جمعه ۱۹ دی، خامنه ای ولی فقیه ملایان با یک سخنرانی در قم مجوز سرکوب خونین «اغتشاشگران» و «تخریب گران» را داد و گفت: «در مقابل کسانی که تخریبگرند، جمهوری اسلامی کوتاه نخواهد آمد.»

بنا به گزارشاتی که به صورت قطره چکانی از ایران به خارج درز کرد، به رغم تهدیدات خامنه ای و به رغم کشتار شب قبل، مردم آن شب هم در ابعاد گسترده به خیابان ها آمدند ولی این بار با قتل عام فجیعی در شهرهای مختلف مواجه شدند.
گزارشهای میدانی نشان میدهد پاسداران و نیروهای نیابتی خامنهای، خیابانها را به قتلگاه تبدیل کردند: مردان، زنان، نوجوانان و حتی کودکان بیدفاع را به گلوله بستند؛ از فاصله نزدیک شلیک کردند. آنها علاوه بر مسلسلهای خودکار با استفاده از سلاح سنگین مثل تیربار دوشکا به روی تظاهرکنندگان آتش گشودند.
تک تیراندازها روی پشت بام ساختمانها، مساجد، کلانتری ها و پل های عابر پیاده مستقر شده و با مهمات جنگی مردم را به رگبار بستند. آنها سر و صورت، چشمان و قلب تظاهرکنندگان بی سلاح را هدف می گرفتند و به قصد کشت به سوی آنها آتش می گشودند. حتی کودکان شیرخوار را در آغوش مادرانشان کشتند. به مجروحین تیرخلاص زدند. یک ویدیوی تأییدشده، دستکم ۱۰ زن و دختر را در یک صحنه نشان میدهد که با شلیکهای مرگبار به سر، چشم و قلب بر زمین افتادهاند. صدها تن از زن و مرد و کودک در اثر شلیک گلوله ساچمه ای چشم خود را از دست دادند.
بنابر برخی گزارشات آنها حتی از گاز شیمیایی سمی به جای گاز اشک آور استفاده کردند. نیروهای امنیتی حتی به آمبولانسهای حامل مجروحان اعتراضات یورش برده و با شلیک مستقیم، مجروحان را به قتل رساندهاند. به بیمارستانهای پر از مجروح یورش بردند، پزشکان و کادر درمانی را دستگیر کردند و به مجروحان تیرخلاص زدند.
خانواده هایی که به سردخانه بیمارستانها و غسالخانهها سر می زدند، باید در میان هزاران کیسه سیاه به دنبال عزیزان خود می گشتند. تصاویری که از پزشکی قانونی کهریزک و بهشت زهرا درز کرده، تنها بخش کوچکی از واقعیتی است که زیر سایه قطع اینترنت پنهان مانده است.
گزارشها همچنین تأیید میکند که رژیم از پهپادهای پیشرفته شناسایی با استانداردهای نظامی برای شناسایی، تعقیب و دستگیری معترضان استفاده کرده و شهروندان غیرمسلح را بهمثابه «دشمن» هدف قرار میدهد. یورش به منازل و محلهای کار نیز از سوی نیروهای امنیتی تشدید شده است.

آنچه از شهرهای مختلف گزارش شده است حاکی از یک الگوی سرکوب و کشتار سازمان یافته و هماهنگ در جریان این قیام است. استفاده از سلاح جنگی، شلیک به سر و سینه معترضان، تیرخلاص به مجروحان، حمام خون در شهرها و جمع آوری اجساد، و قطع اینترنت همه عناصری است که در گزارشهای دریافتی از همه شهرها وجود دارد. آتشزدن عمدی محل تجمع معترضان در بازار رشت، شلیک مستقیم به افراد بیسلاح، محبوسکردن مردم در میان دود و آتش و ممانعت از امدادرسانی، همگی نشاندهنده سرکوب مرگبار و جنایت علیه بشریت در مقیاسی گسترده در کف خیابانها است. بر اساس اساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی، قتل گسترده و سیستماتیک غیرنظامیان، مشمول تعریف جنایت علیه بشریت است و مسئولیت کیفری فردی و زنجیره فرماندهی را در پی دارد.
علی خامنهای در سخنرانی ۲۷ دیماه ۱۴۰۴، به قتل عام «چندهزار نفر» اعتراف کرد؛ هرچند بلافاصله، با وارونهسازی حقیقت، تلاش کرد این «قتل عام» را به آمریکا نسبت دهد.

بهای عظیم آزادی ایران
گزارشات و ویدئوهای موثق رسیده از ایران در شرایط قطعی اینترنت حاکی از کشتار غیرقانونی هزاران نفر می باشد. خانم مای ساتو گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران در گزارش خود به جلسه ويژه شورای حقوق بشر ملل متحد، آمار کشته شدگان را بین ۵ تا ۲۰هزار نفر اعلام کرد. برخی رسانه ها با استناد به گفته پزشکان تعداد کشته شدگان را حتی تا ۳۰هزار هم اعلام کرده اند.
عفو بین الملل با استناد به گزارشات و ویدئوهای راستی آزمایی شده اعلام کرد که مقامات حاکم بر ایران «مرتکب قتل های دسته جمعی و غیرقانونی در مقیاسی بی سابقه شده اند.»
آنچه مسلم است اینکه در جریان سرکوب خونین قیام دی ماه هزاران تن کشته، دهها هزار تن مجروح و حدود ۵۰هزار تن نیز دستگیر شده اند.
تا لحظه انتشار این بولتن، اسامی ۱۴۴۹ تن از شهیدان قیام توسط سازمان مجاهدین خلق ایران احراز شده است که شامل ۱۷۶ زن و ۱۰۰ کودک و نوجوان زیر ۱۸سال می باشد. طبق گفته شاهدان عینی در برخی شهرها مثل رشت شمار زنان شهید بیش از مردان بوده است که عمق کینه نیروهای سرکوبگر از پیشتازی زنان دلیر ایران را نشان می دهد.
در میان زنان شهید بسیاری صاحب یک یا دو فرزند و تعدادی باردار بودند. این لیست همچنین شامل دختران ۱۳ تا ۱۷ساله و مادران ۶۴ و ۶۶ ساله می باشد. از دانش آموز و دانشجو تا پرستار و کارمند و حسابدار تا خانم خانه دار در میان لیست زنان شهید وجود دارد.
دفن مخفیانه اجساد قربانیان، اخاذی پول تیر در ازای تحویل پیکر شهیدان به خانواده ها، فشار بر خانوادهها برای اینکه بگویند فرزندشان جزو بسیج بوده و ممانعت از برگزاری مراسم یادبود، بخشی از ابعاد انسانی این فاجعه می باشند. برخی خانوادهها، از بیم ربودهشدن پیکر فرزندانشان توسط نیروهای امنیتی، ناچار شدند آنان را در حیاط خانه دفن کنند.
مأموران رژیم خانواده گلاله محمودی آذر را مجبور کردند برای تحویل گیری پیکر او ۷۰۰ میلیون تومان بدهند و فقط اجازه دادند ۳ دقیقه صورت دخترشان را ببینند. سپس پیکر بیجان او را در یک کیسه به خاک سپردند.
خانواده روبینا امینیان دانشجوی ۲۲ ساله رشته هنر که از فاصله نزدیک و از پشت هدف شلیک گلوله قرار گرفت از کرمانشاه برای شناسایی و تحویل گرفتن پیکر دخترشان به تهران رفتند ولی با موانع امنیتی زیادی مواجه شدند. به گفته مادر روبینا، محل نگهداری اجساد شامل بیش از صد پیکر بی جان از جوانان عمدتاً ۱۸ تا ۲۲ ساله بود.
سازمان مجاهدین خلق ایران روز پنجشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۴ اعلام کرد که برآورد میکند دستکم ۵۰هزار نفر از آغاز قیام سراسری در ۷ دی ۱۴۰۴ تاکنون بازداشت شدهاند.
بهگفته این سازمان، این آمار بر اساس اطلاعات جمعآوریشده از ۲۲۰ شهر و با استفاده از گزارشهای شاهدان عینی، خانوادههای بازداشتشدگان، منابع محلی و زندانیان تهیه شده است. مجاهدین خلق تأکید کردند که دستیابی به آمار دقیق و کامل تنها از طریق یک هیأت مستقل بینالمللی حقیقتیاب با دسترسی نامحدود به تمامی زندانها و بازداشتگاههای رژیم آخوندی امکانپذیر است.

قیامی که خاموش نمی شود: انقلاب تا پیروزی
به رغم سرکوب گسترده، کشتار و قتل عام، حکومت نظامی اعلام نشده، بازداشتهای جمعی و سانسور شدید، پیامهای رسیده از داخل ایران نشان میدهد که روحیه مردم همچنان بالاست و به مقاومت و اعتراض ادامه می دهند.
یکی از معترضان که بر اثر شلیک گلولههای ساچمهای مجروح شده بود، پیام داد: «صد تا از این ساچمهها می خوریم ولی آخوندها را بیرون میکنیم. رژیم میخواهد با قطع اینترنت صدا و سیما را به بلندگوی ترس و وحشت تبدیل کند. باور کنید هیچ تأثیری ندارد… اینجا روحیه کاملاً انقلابی است. همه برای ضربه نهایی آمادهاند. هر پیامی غیر از این به دستتان رسید، باور نکنید.»
معترض دیگری گفت: «به خون شهیدان قسم، مردم همگی خوب و آمادهاند. درست است که خیلیها را کشتند و خیلیها را گرفتهاند، اما میلیونها نفر هنوز آزادند. صدای روحیه بزرگ مردم باشید. این قیام فراز و نشیب دارد، اما خاموش نمیشود.»
مراسم تشییع پیکر جان باختگان قیام از کانونهای شعله ور قیام است، جایی که عزاداران با فریادهای «مرگ بر خامنهای» و «نصر من الله و فتح قریب» عزم خود برای ادامه راه فرزندان شان و ریشه کنی این رژیم پلید را ابراز می کنند.
در عین حال گزارشات روزانه درگیری جوانان شورشگر با مأموران یکان ویژه نشان می دهد پرچم قیام مردم همچنان برافراشته و بالاست و مردم ایران سر سازش با دشمن ترین دشمنان خود یعنی رژیم آخوندی را ندارند.
مسئولیت جامعه بین المللی
این سند، خلاصهای تحلیلی و روایی از قیام سراسری دی ماه ۱۴۰۴ در ایران بود که بر پایه حجم گستردهای از گزارشهای میدانی، شهادتهای مستقیم، منابع داخلی رژیم، تصاویر و ویدئوهای تأییدشده و اطلاعات منتشرشده توسط شبکههای مردمی و مقاومت و ارگان های مدافع حقوق بشر تهیه شده است.
مدتهاست که زمان آن فرا رسیده است که دولتها و جامعه بینالمللی بهطور جدی در پی تحقق عدالت برآیند و به مصونیت ساختاری و چند دههای سردمداران رژیم ملایان پایان دهند؛ مصونیتی که به آنها امکان داده است بهطور مستمر در ایران مرتکب جنایت علیه بشریت شوند.
در حالی که جامعه بینالمللی باید از مداخله نظامی پرهیز کند، هم ظرفیت و هم مسئولیت دارد که هزینه بیقانونی را برای رژیم سنگین تر کند.
قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریستی اتحادیه اروپا هرچند دیرهنگام ولی پاسخ مبرم به قتل عام زنان و جوانان قیام آفرین و یک گام ضروری در برخورد با دیکتاتوری تروریستی و مذهبی حاکم بر ایران بود. اما این اقدام باید با اقدامات فوری دیگری تکمیل شود. از جمله سلب مصونیت از سردمداران رژیم، و محاکمه مسئولان جنایت علیه بشریت و نسل کشی بر اساس اصل صلاحیت جهانی.
علاوه بر این، جهان باید شریانهای مالی رژیم را قطع کند، دسترسی به اینترنت آزاد را تضمین کند و مهمتر از همه حق جوانان ایرانی و کانونهای شورشی برای مبارزه با سپاه پاسداران به عنوان یک نیروی تروریستی و اهرم سرکوب رژیم را به رسمیت بشناسد.



















